اولین اتوبوس سلول سوختی تویوتا وارد توکیو می‌ شود

[ad_1]

تویوتا قرار است تا اولین اتوبوس خود را که با سلول‌های سوختی کار می‌کند، به شهرداری توکیو تحویل دهد. این خودرو علاوه بر حمل مسافر، توانایی تولید برق در شرایط اضطراری را نیز دارد.

تویوتا اولین اتوبوس سلول سوختی خود را به اداره‌ی حمل‌ونقلِ شهرداری توکیو تحویل داده و قرار است این اتوبوس در ماه مارس ۲۰۱۷ وارد خیابان‌ها شود. این خودروی سبز با گنجایش ۷۶ مسافر از دو سیستم سلول سوختی با الکترولیت پلیمر جامد (TFCS) بهره می‌برد و هر واحد توان تولید ۱۱۴ کیلووات قدرت را دارد. این اولین اتوبوس از ۱۰۰ اتوبوس پیش‌بینی‌شده‌ی سبز است که قرار است تا سال ۲۰۲۰ و شروع بازی‌های المپیک توکیو وارد ناوگان حمل‌ونقل این شهر شود.

سیستم سلول سوختی این اتوبوس در حقیقت توسط میرای، شرکت زیرمجموعه‌ی تویوتا، ساخته شده و دارای ۱۰ مخزن فشارقوی برای ذخیره‌ی ۶۰۰ لیتر هیدروژن با فشار ۷۰۰ بار است. هیدروژن، سلول‌های سوختی را تغذیه کرده و در عوض باتری‌های هیبریدیِ نیکلی-فلزی را شارژ می‌کند. این دو موتور الکتریکی می‌توانند باهم در حدود ۳۶۰ اسب بخار قدرت تولید کنند و گشتاور آن‌ها به ۶۶۰ نیوتون متر می‌رسد.

اتوبوس سلول سوختی تویوتا

به گفته‌ی تویوتا، این اتوبوس علاوه بر مصارف حمل‌ونقل شهری، می‌تواند در هنگام بلایای طبیعی نیز ۲۳۵ کیلووات ساعت برق برای راه‌اندازی تجهیزات تولید کند. اتوبوس جدید تویوتا نسبت به پیشرانه‌های احتراق داخلی بهینه‌تر هستند و در طول فعالیت خود هیچ آلاینده‌ای از قبیل دی‌اکسید کربن یا سایر ذرات معلق تولید نمی‌کند. به‌علاوه این اتوبوس دارای استانداردهای لازم برای سوار و پیاده شدن افراد پیر و کودکان بوده و فاقد پله‌ی اضافی است.

[ad_2]

لینک منبع

رشد دوباره لایه خارجی قلب با استفاده از سلول‌ های بنیادی

[ad_1]

دانشمندان اعلام کرده‌اند که با استفاده از سلول‌های بنیادی امکان بازتولید سلول‌های ماهیچه‌ای قلب و ترمیم بافت‌های آسیب‌دیده‌ی آن وجود دارد.

یک گروه تحقیقاتی از دانشگاه پنسیلوانیا ادعا می‌کنند که با استفاده از سلول‌های بنیادی می‌توان سلول‌هایی تولید کرد که سطح خارجی قلب انسان را می‌پوشانند. این لایه‌ی خارجی که قلب انسان را می‌پوشاند، لایه‌ی اپیکارد نامیده می‌شود. این محققان که در رشته‌های مختلف بیولوژی تخصص دارند، درباره‌ی نتایج تحقیقات خود بسیار امیدوار هستند و اعلام کرده‌اند که این مطالعات جدید ممکن است در آینده‌ی نزدیک به دانشمندان کمک کند تا بتوانند بافت‌های آسیب‌دیده‌ی قلب را که در اثر حمله‌های قلبی یا نقص ژنتیکی ایجاد شده‌اند، با بافت سالم جایگزین کنند.

ترمیم سلول‌های قلب

بر اساس مطالعات گذشته روی مسیرهای سیگنال دهی wnt (گروهی از مجراهای پروتئینی که از طریق گیرنده‌های موجود در سطح سلول‌ها باعث انتقال سیگنال‌ها به درون سلول‌ها ‌می‌شوند)، این محققان دریافته‌اند که تأثیر برخی از مواد شیمیایی در این مسیر سیگنال دهی عملا باعث‌ می‌شود سلول‌های بنیادی قلب به سلول‌های میوکارد تبدیل شوند که این سلول‌ها سپس می‌توانند به سلول‌های اپیکارد تبدیل شوند. قلب از سه لایه‌ تشکیل شده است که لایه درونی آن آندوکارد، لایه‌ی میانی میوکارد و لایه‌ی خارجی آن اپیکارد نام دارد.

شاوجون لانس لیان، سرپرست این گروه تحقیقاتی و استاد بیولوژی و مهندسی زیست پزشکی از دانشگاه پنسیلوانیا در این باره می‌گوید:

در سال ۲۰۱۲ ما کشف کردیم که اگر سلول‌های بنیادی انسان را در معرض مواد شیمیایی خاص قرار دهیم، این مواد شیمیایی به‌طور متوالی و زنجیره‌وار مسیرهای سیگنال دهی wnt را به فعالیت وادار می‌کنند یا فعالیت‌ آن‌ها را مهار می‌کنند. در نتیجه می‌توانیم باعث تبدیل این سلول‌ها به سلول‌های میوکارد قلب شویم.

او در ادامه می‌افزاید:

ما باید سلول‌های قلبی موسوم به progenitor را با اطلاعات بیشتر فراهم کنیم تا این سلول‌ها طی فرآیند تقسیم و تمایز یافتن به سلول‌های اپیکارد قلب تبدیل شوند. اما قبل از این تحقیقات ما هیچ نمی‌دانستیم این اطلاعات چه هستند. اکنون ما می‌دانیم که اگر دوباره مسیرهای سیگنال دهی wnt را در این سلول‌ها فعال کنیم، می‌توانیم سلول‌های progenitor را وادار کنیم تا به‌جای تبدیل شدن به سلول‌های میوکارد به سلول‌های اپیکارد تبدیل شوند.

بنا بر گفته‌ی این محققان، اطلاعات به‌دست‌آمده به‌ آن‌ها کمک خواهد کرد تا در جهت ایجاد و بازسازی نهایی دیواره‌ی خارجی قلب تلاش کنند. یکی از محققان این گروه پژوهشی نشان داده است که سلول‌های اپیکارد که از سلول‌های بنیادی progenitor ایجاد شده‌اند و سلول‌های اپیکارد که به‌طور طبیعی در جداره‌ی قلب انسان وجود دارند، بسیار شبیه هستند. 

با توجه به اینکه روز به روز آمار سکته‌های قلبی افزایش می‌یابد، نیاز اساسی و مبرم برای استفاده از این روش‌ها و تکنیک‌های جدید احساس می‌شود تا با استفاده از این روش‌ها به بیماران بی‌شماری که هرروزه دچار حمله‌های قلبی و نارسایی‌ قلبی می‌شوند، کمک کرد. این محققان باور دارند که نتیجه مطالعات آن‌ها بر بهبود بیماران و بازیافتن سلامتی افراد بعد از سکته‌های قلبی تأثیری آشکار خواهد داشت.

سکته‌های قلبی به دلیل مسدود شدن رگ‌های خونی قلب اتفاق می‌افتند. مسدود شدن رگ‌های خونی مانع از رسیدن مواد غذایی و اکسیژن به سلول‌های بافت عضله‌ی قلب و در نتیجه باعث مرگ سلول‌های عضلانی قلب می‌شود. نکته‌ی قابل توجه این است که امکان بازتولید و جایگزین شدن برای سلول‌های ماهیچه‌ای قلب وجود ندارد؛ بنابراین یک آسیب دائمی به سلول‌های عضلانی قلب وارد می‌شود که باعث مشکلات بیشتر برای بیماران می‌شود. محققان دانشگاه پنسیلوانیا ادعا می‌کنند که سلول‌های اپیکارد تولیدشده در محیط‌‌ آزمایشگاهی را می‌توان به بیماران قلبی پیوند زد و این سلول‌ها می‌توانند منطقه‌ی آسیب‌دیده در قلب را ترمیم کنند.

تکنیک‌های دیگر برای ترمیم قلب انسان (مانند تزریق سلول‌های بنیادی برای ترمیم قلب آسیب‌دیده در موش‌ها) هنوز در حال بررسی هستند؛ اما محققان دانشگاه پنسیلوانیا تکنیک دیگری را پیشنهاد می‌کنند که در آن، امکان رشد دادن و کنترل کردن سلول‌های بنیادی در آزمایشگاه وجود دارد. در حقیقت دانشمندان می‌توانند این سلول‌ها را برای زمانی که مورد نیاز هستند، رشد دهند و در آزمایشگاه نگهداری کنند. بنا بر گفته‌ی این محققان، آن‌ها می‌توانند سلول‌های بنیادی در حال تکثیر را بدون هیچ مشکلی به مدت ۵۰ روز نگهداری کنند.

 این دانشمندان قصد دارند همچنان به کار خود ادامه دهند و تا مرحله‌ی ایجاد سلول‌های آندوکارد تحقیقات خود را پیش ببرند با این هدف که در نهایت بتوانند تمام جداره‌ی قلب (هر سه لایه‌ی‌ آن) را از سلول‌های بنیادی progenitor تولید کنند.

سرپرست این گروه تحقیقاتی در پایان می‌گوید:

ما در حال پیشرفت هستیم و تحقیقات ما درباره‌‌ی لایه‌ی درونی قلب ادامه دارد تا این که بتوانیم تمام جداره‌ی قلب را بازتولید کنیم. حاصل تحقیقات ما در رشته‌های مهندسی پزشکی و بافت‌شناسی و همچنین در درمان نارسایی‌های قلب می‌تواند مورد استفاده قرار بگیرد.

[ad_2]

لینک منبع

نقش تلسکوپ جیمز وب در بررسی سیاره‌ های تازه کشف شده ناسا

[ad_1]

تلسکوپ فضایی جیمز وب در آینده‌ی مسیر جستجو به دنبال حیات نقش اساسی ایفا خواهد کرد.

با اطمینان می‌توان گفت کشف هفت سیاره‌ی قابل سکونتی که فقط ۴۰ سال نوری با ما فاصله دارند، بسیار تأثیرگذار و شگفت‌انگیز است؛ اما واقعیت این است که آن‌ها هنوز ۴۰ سال نوری با ما فاصله دارند و این مقدار کمی نیست. ما به این زودی‌ها قرار نیست بتوانیم به سیستم ستاره‌ای تراپیست ۱ دسترسی پیدا کنیم؛ مگر اینکه بخواهیم زمینه‌های یک سفر فضایی طولانی چند هزار ساله را فراهم کنیم و رهسپار چنین سفری شویم. گفته‌ی اخیر به این معنی است که در طول دهه‌های آینده، ابزارهای علمی پیشرفته‌ای که به خانه‌مان نزدیک‌تر هستند، نقش بسیار مهمی در بررسی این جهان‌های تازه کشف شده در دوردست‌ها ایفا خواهند کرد و به نظر می‌رسد که در میان این ابزارها هیچ کدام بیشتر از تلسکوپ فضایی جیمز وب به کار نخواهد آمد. 

حال شاید این سؤال پیش آید که ما دقیقا چه انتظاری از عملکرد این تلسکوپ می‌توانیم داشته باشیم؟ گفتنی است که تلسکوپ فضایی جیمز وب سال آینده در مدار زمین قرار خواهد گرفت. در راستای پاسخ به این پرسش، ما مروری داشته‌ایم بر اظهار نظرهای برخی از دانشمندان درباره‌ی کشف هیجان‌انگیز اخیر ناسا تا به این ترتیب بتوانیم پی ببریم که ستاره‌شناسان به چه شکلی از تلسکوپ‌های نسل بعدی ناسا برای کاوش اسرار سیستم ستاره‌ای تراپیست ۱ استفاده خواهند کرد.

جیمز وب

تلسکوپ فضایی جیمز وب (JWST) تقریبا برای دو دهه در مرحله‌ی ساخت بوده و بزرگی آن به اندازه‌ی یک زمین تنیس است و با قرارگیری در مدار زمین در سال آینده، به عنوان بزرگ‌ترین تلسکوپ فضایی به شمار خواهد آمد که تاکنون ساخته شده است. این تلسکوپ در حال آماده‌‌سازی به منظور جایگزین شدن با تلسکوپ فضایی هابل در سال ۲۰۱۸ است و با صورت گرفتن این جایگزینی، ظرفیت جمع‌آوری نوری تلسکوپ جدید ناسا نسبت به مدل پیش از خود تا هفت برابر بیشتر خواهد شد و همچنین حساسیت لازم را برای شناسایی یک کرم شب‌تاب در فاصله‌ی یک میلیون کیلومتر دورتر از خود به دست خواهد آورد.

ستاره‌شناسان برنامه‌ریزی می‌کنند تا از توانایی‌های این تلسکوپ به چند روش هیجان‌انگیز استفاده کنند. گزینه‌هایی مانند نگاه کردن به ۱۳.۵ میلیارد سال گذشته برای رمزگشایی از کیهان در مراحل اولیه‌ی تشکیل آن، کاوش درباره‌ی چگونگی شکل گرفتن ستاره‌ها و کهکشان‌ها و همچنین مطالعه روی اتمسفر سیاره‌هایی که بیرون از منظومه‌ی شمسی ما قرار دارند. اما بر پایه‌ی نظر آدام بورگسر، متخصص فیزیک نجومی در دانشگاه سن دیگو و یکی از نویسنده‌های مقاله‌ی علمی تحول‌برانگیز هفته‌ی گذشته در رابطه با کشف سیاره‌های فراخورشیدی جدید، اولویت اول علمی او برای انجام پژوهش‌ با استفاده از این تلسکوپ، سیستم ستاره‌ای تراپیست ۱ خواهد بود. وی در این باره می‌گوید:

من تردید دارم که هدف نخست این تأسیسات مربوط به بررسی تراپیست ۱ باشد. من چندین نفر از دانشمندان دست‌اندرکار در زمینه‌ی ابزارهای این تأسیسات را می‌شناسم؛ افرادی که در ساخت و آزمایش دوربین‌های به کاررفته در تلسکوپ کمک کرده‌اند و مشتاق هستند تا خودشان نیز از این سیستم هیجان‌انگیز استفاده‌ای داشته باشند و البته ما هم درخواست خواهیم داد تا در سریع‌ترین زمان ممکن بتوانیم منابع مورد نظرمان را مشاهده کنیم.

بر پایه‌ی گفته‌ی کاترین دک، یکی دیگر از نویسندگان مقاله‌ی اخیر و دانشیار مرکز کلتک (این موسسه‌ی تحقیقاتی پشتیبان آزمایشگاه پیشرانش جت ناسا هم هست.)، استفاده‌ی بی‌درنگ از تلسکوپ جیمز وب در جهت بررسی تراپیست ۱ بسیار منطقی و معقول به نظر می‌رسد. او در گفتگو با New Atlas در این باره گفت:

یکی از اولویت‌های تحقیقاتی بزرگ برای JWST این است که اتمسفر سیارات هم‌اندازه با زمین را مشخصه‌بندی کند و از سویی، ستاره‌ی تراپیست ۱ با هفت سیاره به اندازه‌ی زمین که سه مورد از آن‌ها در دامنه‌ی قابل سکونت اسمی این ستاره قرار دارند، می‌تواند یک هدف بسیار عالی برای پژوهش باشد.

پدیده انتقال 

یکی از مشکلات ذاتی در زمینه‌ی تحقیقات سیاره‌های فراخورشیدی، نور خیره‌کننده‌ای است که از ستاره‌ی مادر می‌آید. این اتفاق باعث می‌شود تا ثبت تصویر به طور مستقیم از سیارات فراخورشیدی گردش‌کننده پیرامون آن‌ها غیرممکن شود. در عوض، آن‌ها از طریق آنچه در محافل ستاره‌شناسی از آن به عنوان ترانزیتینگ یا انتقال (transiting) یاد می‌شود، آشکار می‌شوند. در پدیده‌ی انتقال، سیاره‌های گردش‌کننده پیرامون یک ستاره، با عبور از مقابل آن ستاره، فرورفتگی‌هایی در طیف نوری آن ستاره ایجاد می‌کنند و به این ترتیب ما با بررسی طیف نوری به دست آمده می‌توانیم حضور سیاره‌های فراخورشیدی را در اطراف یک ستاره تشخیص دهیم. ستاره‌ی تراپیست ۱، کم‌نور و کوچک است (در واقع اندازه‌ی آن تقریبا برابر با سیاره‌ی مشتری است.)، با این حال نور آن به قدری کم نیست که بتوان از سیستم سیاره‌ای آن به طور مستقیم تصویربرداری کرد. بورگستر در این باره می‌گوید:

سیاره‌ها بیش از حد به ستاره‌ی خود نزدیک هستند و نمی‌توان این مشکل را حتی با یک تلسکوپ بزرگ مانند JWST رفع کرد، بنابراین ما هنوز هم باید به روش انتقال اتکا کنیم. با این حال، تلسکوپ جیمز وب به ما اجازه خواهد داد تا نه تنها به دنبال نور ستاره‌ی مسدودشده توسط سیارات به جستجو بپردازیم، بلکه علاوه بر آن به دنبال نور ستاره‌ای که از میان اتمسفر سیاره به ما رسیده است نیز جستجو کنیم. این امر ما را قادر می‌کند تا دما و ترکیب‌های شیمیایی اتمسفر سیاره‌ها را با جزییات بیشتری که برای جستجو به دنبال نشانه‌های حیات لازم هستند نیز مورد اندازه‌گیری و سنجش قرار دهیم.

جیمز وب

این تکنیک به نام طیف‌سنجی انتقال شناخته می‌شود و رویکرد اصلی برای مطالعه‌ی اتمسفرهای سیارات سیستم تراپیست ۱ خواهد بود. دک درباره‌ی چگونگی کارکرد آن نیز توضیح می‌دهد:

هنگامی که یک سیاره از مقابل یک ستاره عبور می‌کند، مسیر نور ستاره را در آن محل مسدود می‌کند. هر قدر که یک سیاره بزرگ‌تر باشد، نور بیشتری را مسدود خواهد کرد. اگر سیاره‌ای دارای اتمسفر باشد، آنگاه اتمسفر باعث خواهد شد تا اندازه‌ی آن از اندازه‌ی جرم خاکی بیشتر شود و در نتیجه، سیاره‌های دارای اتمسفر در مقایسه با سیاره‌های خاکی بدون اتمسفر با همان اندازه، نور بیشتری را مسدود خواهند کرد.

نکته‌ی کلیدی این است که اتمسفر تنها نورهایی از رنگ‌های خاص یا طول موج‌های خاص را مسدود می‌کند؛ نورهایی که به طول موج خاصی از نور مربوط هستند و مولکول‌های خاصی را در اتمسفر تحریک می‌کنند. تلسکوپ جیمز وب به طور مؤثری یک ستاره‌ی میزبان با فیلترهای مختلف نوری را رصد و رنگ‌های خاصی از نور ستاره را ایزوله خواهد کرد. در هنگامی که پدیده‌ی انتقال اتفاق می‌افتد، مقدار نور مسدودشده توسط این سیاره در هر یک از فیلترهای موجود متفاوت خواهد بود و چنین امری به ماهیت مولکولهای موجود در اتمسفر آن سیاره و از سویی  به دیگر ویژگی‌های جو آن سیاره وابسته خواهد بود.

نور و حیات

نور و حیات

با اسکن کردن این نور برای مولکول‌های جو سیاره، می‌توان به انواع ابهامات موجود در مورد سیارات در سیستم ستاره‌ای تراپیست ۱ پاسخ داد؛ از جمله به ابهاماتی که درباره‌ی احتمال وجود عناصر سازنده‌ی حیات در آن وجود دارند.

بورگسر همچنین توضیح می‌دهد:

با گسترش دادن نور به دست آمده همانند یک رنگین‌کمان، ما می‌توانیم به جستجوی نشانه‌ی مخصوص مولکول‌ها و اتم‌ها در جو آن سیاره بپردازیم؛ موادی از جمله اکسیژن، متان و بخار آب که همگی می‌توانند از نشانه‌های محتمل برای حیات باشند. تلسکوپ فضایی وب همچنین می‌تواند برای اندازه‌گیری بازتاب نور ستاره‌ها در هنگامی به کار رود که این سیاره‌ها از پشت ستاره‌ی مورد نظر عبور می‌کنند. پدیده‌ی یادشده را به نام گرفتگی ثانویه می‌شناسند. این امر به طور بالقوه به ما اجازه می‌دهد به مطالعه‌ی سطوح سیارات بپردازیم.

بنابراین تلسکوپ فضایی جیمز وب یکی از ابزارهای تعیین‌کننده در زمینه‌ی پژوهش سیاره‌های فراخورشیدی خواهد بود و به دانشمندان کمک خواهد کرد تا به طور بهتری به جستجوی نشانه‌های حیات در سایر سیارات بپردازند. اما باید توجه داشت که تلسکوپ فضایی وب تنها یکی از ابزارهای مورد استفاده برای این هدف خواهد بود. تلسکوپ بزرگ ماژلان، به عنوان مثال، دارای یک دیافراگم به اندازه‌ی ۱۵ برابر تلسکوپ جیمز وب خواهد بود و از میانه‌های دهه‌ی ۲۰۲۰ میلادی کار خود را در صحرای آتاکامای شیلی آغاز خواهد کرد. این ابزارها به علاوه‌ی سایر تلسکوپ‌های بزرگ‌تر و سایر فناوری‌های در حال توسعه‌ای که در سال‌های آینده خواهند آمد، همگی ما را با یک پرسش روبرو می‌کنند؛ اینکه ما در نهایت تا چه حد می‌توانیم بدون سفر به تراپیست ۱، درباره‌ی آن اطلاعات به دست آوریم.

بورگسر در این مورد چنین پاسخ می‌دهد:

بسیار زیاد. علاوه بر اندازه‌گیری مشخصات اتمسفر و سطح، ما برخی اندازه‌گیری‌های قبلی از جرم را نیز در دست داریم. اما با ابزار دقیق‌تر و تلسکوپ‌های بزرگتر، می‌توانیم آن اندازه‌گیری‌ها را بهبود دهیم و به یک اندازه‌ی میانگین مطمئن از چگالی سیارات برسیم که این امر در ادامه می‌تواند به ما بگویدآیا اغلب این سیاره‌ها همانند زمین سنگی هستند، یا اینکه مثل (گانیمد)  قمر مشتری مخلوطی از سنگ و یخ هستند. این احتمال هم وجود دارد که یک یا چند مورد از این سیاره‌ها دارای قمر باشند و ممکن است در بررسی‌های بعدی در زمینه‌ی پدیده‌ی انتقال وجود آن‌ها به تایید برسد.

بورگسر در بخش دیگری از اظهار نظرش می‌گوید:

ما همچنین به دنبال شواهدی هستیم مبنی بر اینکه شاید اتمسفر آن سیارات به دلیل بادهای مغناطیسی بر آمده از ستاره‌‌‌شان از بین رفته باشد. این یک احتمال و حالت مهم است برای تعیین اینکه آیا آب روی سطوح آن‌ها حفظ شده است یا خیر؛ و البته سؤال بزرگ در مورد خود حیات است. آیا حیات روی هیچ‌یک از این سیارات به وجود آمده است؟ آیا آن‌ها قابلیت میزبانی برای حیات دارند. تمام اندازه‌گیری‌های اشاره شده در گزارش برای پاسخ دادن به این دو پرسش واقعا بزرگ، بسیار مهم و اساسی هستند.

[ad_2]

لینک منبع

دستکاری ژنتیکی DNA و ایجاد شکل جدیدی از حیات

[ad_1]

دانشمندان موفق به اعمال نخستین فرایند مهندسی ژنتیک روی ارگانیزمی نیمه‌ترکیبی شده‌اند.

محققان انستیتو تحقیقاتی اسکریپز (TSRI) ادعا می‌کنند که اولین ارگانیسم نیمه‌ مصنوعی پایدار با پایه‌های اضافه‌شده به کد ژنتیک آن را ساخته‌اند. این ارگانیسم تک‌سلولی قادر است پایه‌ی ژنتیکی مصنوعی خود را در حین تقسیم بازتولید کند. این موضوع به این معنا است که ارگانیسم‌های مصنوعی آتی قادر خواهند بود اطلاعات ژنتیکی بیشتری از طریق رشته‌ی ژنتیکی خود به‌صورت نامحدود منتقل کنند.

سلول‌های هر ارگانیسم اطلاعات ژنتیکی خود را در DNA ذخیره می‌کنند. این اطلاعات در دو رشته‌ی زیستی پیچ‌خورده به هم ذخیره شده‌اند. رشته‌های ژنتیکی از چهار مولکول تشکیل شده‌اند: A ،T ،C ،G (آدنین، سیتوزین، تامین، گوانین). هر یک از این مولکول‌ها یک نوکلئوتید هستند و از یک پایه‌ی نیتروژنی، مولکول فسفات و مولکول قند تشکیل یافته‌اند. این مولکول‌ها به نحو خاصی با یکدیگر جفت شده‌اند، به‌گونه‌ای که A با T و C با G جفت شده است. این نوکلئوتید از طریق پیوند کوالانسی بین مولکول‌ قند یک نوکلئوتید و مولکول فسفات نوکلئوتید دیگر به‌صورت زنجیر درآمده‌اند و به این ترتیب، نوعی ستون فقرات جایگشتی از قند-فسفات تشکیل یافته است.

تیم تحقیقاتی TSRI دو پایه‌ی ژنتیکی مصنوعی با نام X و Y به کد ژنتیکی ارگانیسم E.coli  که یک باکتری تک‌سلولی است، اضافه کرده‌اند. این ارگانیسم تک‌سلولی اکنون قادر به زندگی، بازتولید و ادامه‌ی حیات با مولکول‌های اضافی DNA است. فلوید رومزبرگ نویسنده‌ی ارشد این مطالعه می‌گوید:

ما این ارگانیسم نیمه مصنوعی را بیشتر شبیه ارگانیسم زنده کرده‌ایم. ما روی آن پرتو زندگی تابانده‌ایم. این کار به این معنا است که تمام فرآیندهای حیات می‌توانند تحت دستکاری قرار گیرند.

مهندسی ژنتیکی

تحقیقات قبلی انجام‌شده روی X و Y، نشان داده بود که باکتری تک‌سلولی E. coli می‌تواند جفت پایه‌ی مصنوعی موجود در کد ژنتیکی خود را به‌طور موقت نگه دارد، اما پس از تقسیم شدن باکتری ناپدید می‌شود. رومزبرگ در این مورد توضیح می‌دهد:

اکنون ژنوم به وجود آمده تنها به مدت یک روز پایدار نیست. این ژنوم باید برای مدت طولانی و تا پایان عمر ارگانیسم پایدار بماند. اگر ارگانیسم نیمه مصنوعی شما می‌خواهد یک ارگانیسم واقعی باشد، باید بتواند این اطلاعات را به‌صورت پایدار نگهداری کند.

در ابتدا اضافه کردن جفت پایه‌ی X و Y بر سلامت باکتری تأثیر گذاشت، به این معنی که رشد و نمو آن متوقف شد و به نظر می‌رسید که باکتری تنبل و کند شده است. برای حل این موضوع دانشمندان تصمیم گرفتند ناقل نوکلئوتید را بهبود ببخشند. وظیفه‌ی ناقل نوکلئوتید، حمل مواد و عناصری است که برای بازتولید جفت پایه‌ها لازم هستند.

به همین منظور دانشمندان تصمیم گرفتند تا مولکول Y اوریجینال را با نمونه‌ی دیگری جایگزین کنند؛ نمونه‌ای که توسط آنزیم‌های موجود در مولکول DNA – که به فرآیند بازتولید کمک می‌کنند – بهتر شناسایی می‌شوند. سپس آن‌ها با استفاده از ابزار اصلاح ژنتیکی با نام کریسپر CRISPR، ژنوم باکتری را دستکاری کردند تا باکتری بتواند به‌صورت نرمال رشد کند و تقسیم شود و هم‌زمان، نوکلئوتید‌های X و Y را به سلول‌های بازتولید‌شده‌ی جدید منتقل کند.

دانشمندان سعی کردند با تمرکز بر DNA خاصی با نام CRISPR-Cas9 و آنزیم دیگری، رشته‌ی ژنتیکی باکتری را به‌گونه‌ای دستکاری کنند که در آن مولکول‌های X و Y به‌عنوان عناصر بیگانه شناخته نشوند. آنزیم مزبور بخشی از یک سیستم پاسخ ایمنی است که در آن بخش‌هایی از ژنوم مهاجم برای پاسخ‌های محتمل آتی نمونه‌برداری می‌شود. در نتیجه‌ی این اقدام، ارگانیسم نیمه مصنوعی به وجود آمده در TSRI، آن‌طور که مقاله‌ی این تحقیق ادعا می‌کند، توانست جفت X و Y را تا ۶۰ دفعه بازتولید کند و نگه دارد؛ به این معنی که باکتری خواهد توانست این جفت پایه‌ها را به‌صورت نامحدود در خود نگه دارد و به سلول‌های جدید منتقل کند.

البته باید بر این موضوع تأکید کرد که این مطالعه روی ارگانیسم تک‌سلولی انجام شده است و هنوز نمی‌توان کاربردی برای آن متصور شد؛ با این حال محققان در مطالعات آتی سعی دارند کد ژنتیکی جدید را روی مولکول‌های RNA بنویسند و ببینند که در پروسه‌ی تولید پروتئین از DNA چه اتفاقی برای آن‌ها می‌افتد.

[ad_2]

لینک منبع

آیا می‌توان تایرهایی از جنس درختان و علف‌ها ساخت؟

[ad_1]

محققان مدعی شده‌اند که می‌توانند تایرهایی از جنس درختان و علف‌ها بسازند. آن‌ها سعی دارند تا بتوانند یک ایزوپرن تجدید پذیر تولید کنند. 

تایرها معمولاً کثیف‌ترین قسمت خودرو هستند و با هر بار چرخش خود، مقداری گل‌ولای را در داخل ‌آج‌هایشان جمع می‌کنند. ساخت یک تایر فرآیندی هزینه‌بر و شدیداً به نفت وابسته است، اما حالا دانشمندان مدعی یک تغییر شگرف در علم شیمی شده و گفته‌اند که می‌توانند مولکول‌های حیاتی موجود در تایرها را با منبعی از درختان و علف‌ها جایگزین کنند. به گفته‌ی آن‌ها، تمامی این مراحل بدون تغییر در رنگ، شکل و عملکرد تایر رخ می‌دهد.

اثر زیست‌محیطی تولید تایر برای سالیان طولانی تحت بررسی بوده است و دانشمندان همواره به دنبال یافتن روش‌هایی پاک‌تر هستند. این تلاش‌ها بر جزء اصلی لاستیک متمرکز شده که مولکولی به نام ایزوپرن است. برای ساخت ایزوپرن، مولکول‌های موجود در نفت با گرما شکسته می‌شود و این مولکول از صدها ماده‌ی  شیمیایی دیگر جدا و خالص می‌شود. در این زمان، مولکول خود را در قالب یک زنجیره‌ی پلیمری طولانی شکل می‌دهد.

بااین‌حال، ایزوپرن قابلیت به دست آمدن از منابع طبیعی نیز دارد. درحالی‌که محققان در حال بررسی احتمال استفاده از شکر تولیدشده از بیومَس در ساخت لاستیک بوده‌اند، به نظر می‌رسد تبدیل این روش به واقعیت کاری دشوار است. برای مثال، شرکت Goodyear در سال ۲۰۱۰ روشی به نام مهندسی باکتری را تشریح کرد که از آن در افزایش تولید میکروبی ایزوپرن استفاده می‌شد. شبیه‌سازی یک آنزیم مهم در تولید ایزوپرن مصنوعی در سال ۲۰۱۲، یکی دیگر از گام‌هایی روبه‌جلو برای دستیابی به این ماده بود.

تولید تایرهای گیاهی

حالا محققان دانشگاه مینه‌سوتا مدعی یک روش منحصربه‌فرد در تولید ایزوپرن شده‌اند. به گفته آن‌ها، می‌توان با استفاده از یک فرآیند شیمیایی که شامل افزایش  طبیعی تخمیر میکروبی همراه با تصفیه‌ی کاتالیزوری می‌شود، دست به تولید ایزوپرن زد. این فرآیند درست شبیه به پروسه‌ی مورداستفاده در تصفیه‌ی نفت است.

این روش با تخمیر میکروبی قندهای گیاهی نظیر گلوکز و تبدیل آن‌ها به اسید ایتاکونیک آغاز می‌شود. این اسید سپس با هیدروژن ترکیب و سبب یک واکنش شیمایی می‌شود که نتیجه آن methyl-THF نام دارد.

در گام سوم که شگفتی اصلی در آن نهفته است، از یک کاتالیزور تازه کشف‌شده به نام پنتاسیل خود ستون فسفر دار (Phosphorous Self-Pillared Pentasil) برای تبدیل methyl-THF به ایزوپرن استفاده می‌شود. این روش بهره‌وری کاتالیزوری را به بالای ۹۰ درصد می‌رساند، زیرا تقریباً تمام ماده به ایزوپرن تبدیل می‌شود. به گفته‌ی محققان، با این روش چشم‌انداز تولید ایزوپرن تجدید پذیر روشن‌تر شده است و حتی می‌توان از این روش در ساخت سایر محصولات پلاستیکی پیشرفته استفاده کرد.

پل داونهاور، دانشیار دانشگاه مینه‌سوتا در رشته‌ی مهندسی شیمی و سرپرست این مطالعه، می‌گوید:

عملکرد کاتالیزورهای زئولیت جدید نظیر  S-PPP شگفت‌انگیز بود. این دسته‌ی جدید از کاتالیزورهای اسیدی جامد، بهره‌وری کاتالیزوری را به  میزان خارق‌العاده‌ای بهبود می‌بخشند و تولید ایزوپرن تجدید پذیر را ممکن می‌سازند.

[ad_2]

لینک منبع

دبی آماده رونمایی از پهباد تاکسی خود می‌ شود

[ad_1]

دبی قصد دارد از پهباد تاکسی خود در ماه جولای رونمایی کند. این پهباد که قابلیت سفارش از طریق یک اپلیکیشن مخصوص دارد، می‌تواند مسافران را بدون نیاز به خلبان به مقصد برساند.

دبی پس از استفاده از جت پک برای کمک به آتش‌نشانان و نرم‌افزار تشخیص جرم برای کمک به نیروی پلیس، حالا قصد دارد از یک فناوری جدید و پیشرفته‌ی دیگر رونمایی کند. چندی پیش مقامات حمل‌ونقل شهری دبی اعلام کرده بودند که در حال آزمایش یک پهباد تاکسی هستند. این پهباد قرار است از ماه جولای (تیر ۱۳۹۶) به کار گرفته شود.

پهباد تاکسی

این پهباد که Ehang 184 نام دارد، سال گذشته در نمایشگاه CES معرفی شده بود. تا آنجایی که از پهبادها می‌دانیم، این وسیله کمتر شبیه به پهباد و بیشتر یک هلیکوپتر خودکار است که با استفاده از سیستم ناوبری خود می‌تواند مسافران را بدون نیاز به خلبان به مقصد نهایی برساند. رزرو این تاکسی پرنده از طریق یک اپلیکیشن موبایل امکان‌پذیر است. Ehang 184 می‌تواند برای مدت ۳۰ دقیقه پرواز و مسافران را تا مسافت ۴۰ تا ۵۰ کیلومتر جابجا کند. حداکثر ظرفیت حمل این پهباد ۱۰۰ کیلوگرم است.

پهباد تاکسی

شاید تصور شود کاربرد این پهباد تنها مختص به حمل مسافر است، اما این شرکت چینی اخیراً قراردادی با ایالت نوادا در آمریکا برای پرواز آزمایشی امضا کرده و همچنین با یک شرکت بیوتکنولوژی برای استفاده از این پرنده‌ی بدون خلبان برای تحویل اندام‌های مصنوعی، به توافق رسیده است.

مقامات حمل‌ونقل و راه شهر دبی اعلام کرده‌اند که قصد دارند از این پهباد در اجلاس سران کشورهای جهان استفاده کنند. فاش شده است که این پهباد از مدتی قبل یک پرواز آزمایشی انجام داده و آماده‌ی خدمت‌رسانی کامل از ماه جولای امسال است.


لینک دانلود با کیفیت 720P | 360P

[ad_2]

لینک منبع

ما تا چه اندازه به کشف واکسن سرطان نزدیک شده‌ایم؟

[ad_1]

در سال‌های اخیر مطالعات زیادی برای یافتن راه درمان سرطان انجام‌ شده است؛ اما اکنون یک شرکت آمریکایی مدعی شده که در حال ساخت واکسن قطعی این بیماری است.

اوایل سال جاری تحقیقی انجام شد که بر آموزش سلول‌های ایمنی بدن برای مقابله با سرطان از طریق فرآیندی موسوم به «ایمونوتراپی اقتباسی» تمرکز داشت. در این فرآیند، گلبول‌های سفید دستگاه ایمنی موسوم به سلول‌های T از بدن خارج‌ و پس از اصلاح ژنی برای تشخیص پروتئین‌های مرتبط با سلول‌های سرطانی، مجدداً به بدن تزریق می‌شوند. این گلبول‌ها می‌توانند تومورهای سرطانی را شکار و نابود کنند. در آن مطالعه، این روش برای غلبه بر سرطان خون در ۹۳ درصد از بیماران در یک آزمایش بالینی موفق بود.

درحالی‌که آن مطالعه صرفاً بر سرطان خون تمرکز داشت، حالا مشخص شده است که درمان سرطان خون با کمک سلول‌های T در سایر سرطان‌ها نیز کاربرد دارد. درواقع، روزی می‌رسد که با تزریق یک واکسن سرطان، بدن ما راه تشخیص و مقابل با سلول‌های سرطانی را می‌آموزد.

آزمایش خون

یک شرکت در فلوریدا به نام TapImmune در حال کار روی این واکسن است. جان بونفیگلیو، رئیس این شرکت به مهم‌ترین سؤال در مورد سرطان پاسخ داد و درباره‌ی این روش بیشتر صحبت کرد.

ما تا چه اندازه به کشف واکسن سرطان نزدیک شده‌ایم؟

ایده‌ی ساخت واکسن سرطان برای حمله به تومورها یا بیماری متاسِتاتیک (پخش شدن تومورهای سرطانی از یک اندام به اندام‌های دیگر) برای چندین سال است که مطرح‌ شده است. شرکت‌های متعدد دست به ساخت واکسن‌های مصنوعی سرطان زده و در بهترین حالت، مطالعات بالینی را با اندکی موفقیت به پایان رسانده‌اند.

بااین‌حال، علم یک فرآیند تکراری است و شکست‌های گذشته می‌توانند چراغ راه آینده برای یافتن یک واکسن قابل‌اطمینان در درمان سرطان‌های به‌خصوص باشند. شرکت ما در راه ساخت یک واکسن جدید با هدف حمله به تومورهای سرطانی و بیماری متاستاتیک پیش‌قدم شده است. این شرکت با پشتکار فراوان در حال کار برای تولید داروی سرطان تخمدان و سینه است.

تنها در آمریکا، هرساله ۳۰ هزار بیمار جدید مبتلا به سرطان تخمدان شناسایی می‌شوند. بیش از ۱۴ هزار نفر از آن‌ها بر اثر این بیماری جان خود را از دست می‌دهند. بدون هیچ اغراقی، بیش از ۴۱ هزار نفر (زن و مرد) در همین سال بر اثر سرطان سینه جان خود را از دست می‌دهند؛ سرطان سینه تنها مختص به زنان نیست و در مردان نیز شایع است.

در طول چند سال گذشته، علم «انکولوژی ایمنی» به دنبال تحقق ایده‌ی ساخت چنین واکسنی بوده است. سه مؤلفه‌ی اساسی در دستیابی به یک واکنش ایمنی قوی برای مقابله با سرطان ضروری است؛ نخست، فعال‌سازی سلول‌های T کُشنده (+CD8) علیه یک هدف مشخص در سلول‌های سرطانی. این مؤلفه مدت‌ها است که شناسایی‌ شده و واکسن‌های بسیاری برای فعال‌سازی این سلول‌ها آزمایش و طراحی شده است.

چیزی که اخیراً مشخص شده است، نیاز برای فعال‌سازی سلول‌های T کمکی (+CD4) است. همکاری این دو نوع سلول T، مؤلفه دوم و اساسی برای ایجاد یک واکنش ایمنی قوی به‌منظور داشتن اثر درمانی علیه سرطان است. مؤلفه‌ی نهایی توانایی واکسن در آموزش به سلول‌ها برای فعال شدن مجدد علیه بیماری متاستاتیک است. مطالعات بالینی اخیر که در مراحل اولیه قرار دارند، نشان داده‌اند داروی TPIV 200 از شرکت ما دارای هر سه مؤلفه‌ی ضروری برای مقابله با سرطان است.

سرطان

تأیید چنین واکسنی حداقل نیازمند ۵ تا ۱۰ سال زمان است. این فرآیند با هدف تولید یک واکسن درمانی برای بیماران سرطانی آغاز خواهد شد و سپس برای پیشگیری بیماران بالقوه ارتقاء خواهد یافت. ملزومات قانونی و همچنین زمان و هزینه به‌منظور تکمیل آزمایش‌های بالینی برای پیشگیری، در این فرآیند ضروری هستند.

TapImmune یک برنامه‌ی بالینی جامع طراحی کرده است که شامل یک برنامه‌ی درمانی می‌شود. ما در مراحل اولیه‌ی تولید این واکسن پیشگیرانه با کلینیک Mayo نیز همکاری خواهیم کرد.

ما همچنین با مرکز سرطان Memorial Sloan Kettering Cancer در نیویورک همکاری و تأثیر داروی TPIV 200 همراه با داروی پیشگیرانه‌ی شرکت AstraZeneca را بررسی خواهیم کرد. انتظار ما این است که فاز دوم مطالعه روی بیمارانی با سرطان تخمدان انجام شود. در این مطالعه تلاش می‌شود تا با اتکا به یک روش جدید، احتمال بازگشت سرطان کمتر شود و از پیشرفت آن جلوگیری به عمل آید. ما در ماه فوریه‌ی سال جاری موفق به دریافت سریع‌ترین تأییدیه‌ی سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) برای داروی TPIV 200 شده‌ایم.

[ad_2]

لینک منبع

راه حل پژوهشگران MIT برای ساخت واقعیت مجازی بی سیم

[ad_1]

 پژوهشگران MIT راه حلی بر پایه‌ی امواج رادیویی میلی‌متری ارائه کرده‌اند که قادر است مشکلات فناوری‌های بی سیم دیگر در انتقال اطلاعات واقعیت مجازی را رفع کند.

مصرف‌کنندگان، توسعه‌دهندگان، مهندسان و پیشگامان فناوری اتفاق نظر دارند که در حال حاضر تمامی هدست‌های واقعیت مجازی با قدرت بالا که تجربه‌ای واقعی از بازی‌های واقعیت مجازی در اختیار کاربران قرار می‌دهند، محکوم به استفاده از سیم برای اتصال به دستگاه‌ها هستند. پژوهشگران در موسسه علوم کامپیوتر فناوری ماساچوست و آزمایشگاه هوش مصنوعی CSAIL, راه حلی برای ساخت VR-های بی‌سیم ارائه کرده‌اند.

CSAIL سیستمی به‌عنوان نمونه اولیه ایجاد کرده است که از سیگنال‌های رادیویی با فرکانس بالا برای راه‌اندازی هدست‌های واقعیت مجازی بدون کابل HDMI، استفاده می‌کند. این سیگنال‌های رادیویی که امواج میلی‌متری یا mmWaves نامیده می‌شوند، از انواع دیگر تکنولوژی‌های ارتباطی موبایل از جمله گوشی‌های هوشمند مجهز به 5G پشتیبانی می‌‌کنند. نقطه‌ضعف امواج میلی‌متری این است که به یک خط دید واضح بین فرستنده و گیرنده نیاز دارند، در غیر این صورت در اتصال وقفه به وجود خواهد آمد. حتی یک انسداد جزئی مانند حرکت دست برای قطع سیگنال کافی است.

در همین راستا، CSAIL یک فناوری بازتاب سیگنال به اسم MoVR ایجاد کرده است که سیگنال‌های امواج میلی‌متری ورودی را مجددا از فرستنده به گیرنده بازمی‌گرداند. این نمونه با دو آنتن کار می‌کند که در صورت لزوم به‌صورت الکترونیکی، سیگنال‌ها را متمرکز می‌کنند. CSAIL از MoVR به‌عنوان «آینه قابل برنامه‌ریزی» یاد می‌کند زیرا سیگنال‌های ورودی را بدون مشکل در «قوانین زاویه بازتاب و انتشار» بازمی‌گرداند.

CSAIL بیان می‌کند که می‌توان تکنولوژی MoVR را به اندازه گوشی‌های هوشمند کوچک کرد؛ این کار به کاربران واقعیت مجازی اجازه می‌‌دهد در اتاق خود از دستگاه‌های مختلف به‌راحتی استفاده کنند و پوشش کافی برای کاربران متعدد گیم‌پلی فراهم می‌شود.

این فناوری، به همراه دستگاه جانبی TPCAST جدید HTC معرفی شده و به‌تازگی به‌صورت پیش‌فروش در دسترس مردم چین قرار گرفته است. HTC قول داده که هدست اچ تی سی وایو  را کاملا بدون سیم طراحی کند.

 اما برخلاف TPCAST که تنها برای شرکت وایو کار می‌‌کند، CSAIL مدعی است که تکنولوژی امواج میلی‌متری مربوط به تکنولوژی MoVR، می‌تواند با هر هدستی از جمله هدست Oculus Rift، نیرومندترین رقیب وایو کار کند.

HTC و TPCAST در رابطه با فناوری به‌کاررفته در زیرساخت واقعیت مجازی بی‌سیم خود، جزئیات بیشتری اعلام نکرده‌اند. یافته‌های CSAIL (مقاله کامل) ممکن است برای علاقه‌مندان واقعیت مجازی، غافلگیرکننده باشند.

امسال با حضور Oculus در کنفرانس سالانه ماه اکتبر، مایکل آبراش، دانشمند ارشد Oculus، اعلام کرد که هیچ فناوری بی سیم فعلی قادر به حمل حجم انبوهی از داده‌های مورد نیاز واقعیت مجازی (بیش از ۶ گیگابایت در هر ثانیه) نیست.

[ad_2]

لینک منبع

کمال در ساخت؛ بوگاتی پرده‌ های سالن تولید شیرون را کنار زد

[ad_1]

بوگاتی پس از مدت‌ها انتظار، سرانجام درهای سالن تولید مدل شیرون را به روی بازدیدکنندگان باز کرد. در سالن تولید این خودرو همه‌ی قطعات با دست مونتاژ می‌شوند.

ساخت و آزمایش هر خودرو کاری سخت و طاقت‌فرسا است؛ اما برخی از خودروها نیازمند زمان و توجه بیشتری نسبت به سایرین هستند. یکی از این خودروها، ابر خودروی جدید بوگاتی است. تولید بوگاتی شیرون به‌طور رسمی در شهر مولشیم فرانسه آغاز شده و این مجموعه نیز درهای سالن تولید خود را به روی بازدیدکنندگان گشوده است. در این سالن، ۱۸۰۰ قطعه در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و خودروی بسیار گران‌قیمت شیرون را شکل می‌دهند.

بوگاتی شیرون

پس از تصمیم‌گیری‌های نهایی از سوی مشتریان در مورد ریزترین جزئیات خودرو، مرحله‌ی تولید آغاز می‌شود. مشتریان با یک مشاور از شرکت بوگاتی قرار می‌گذارند و در مورد تمامی آپشن‌های مدنظر صحبت می‌کنند. این آپشن‌ها از انتخاب رنگ گرفته تا ۸ مدل متفاوت از فیبر کربن در داخل و خارج خودرو را شامل می‌شوند.

اگر افراد نتوانند از میان ۳۱ نوع چرم و ۸ رنگ جیر برای تزئینات داخلی یکی را انتخاب کنند، بازهم تیمی از شرکت Le Maison Pur Sang به آن‌ها در انتخاب رنگ‌های دیگر مطابق با سلیقه‌شان کمک می‌کند.

بوگاتی شیرون

زمانی که تصمیمات نهایی از سوی مشتریان گرفته شد، ساخت خودرو در دستور کار شرکت قرار می‌گیرد. پروسه‌ای که حدود ۹ ماه به طول می‌انجامد. قبل از این‌که تمامی قطعات آماده شوند، بدنه به‌طور کامل مونتاژ و به سالن رنگ فرستاده می‌شود. رنگ‌کاری بدنه در ۸ مرحله انجام می‌شود. تمامی مراحل با دست انجام می‌گیرد و هر لایه قبل از شروع مرحله‌ی بعد به‌طور کامل پولیش می‌شود. خودروهایی که بدنه‌ی آن‌ها تماماً از فیبر کربن است نیز دارای فرآیند مجزایی هستند و همین مقدار زمان می‌برند.

بوگاتی شیرون

سالن مونتاژ بوگاتی در شهر مولشیم برخلاف سایر کارخانه‌های خودروسازی فاقد هرگونه نقاله برای حمل یا ربات است. تمامی مراحل تولید با دست و در ۱۲ ایستگاه مختلف انجام می‌شود. هرکدام از این ایستگاه‌ها موظف به انجام بخش کوچکی از فرآیند تولید شیرون هستند. در مرحله‌ی اول پیشرانه ۱۶ سیلندر W شکل شیرون که از قبل در کارخانه‌ی فولکس‌واگن در شهر سالزگیتر آلمان مونتاژ شده است، برای قرار گرفتن روی شاسی آماده می‌شود.

موتور بوگاتی شیرون

با توجه به قدرت خارق‌العاده‌ی ۱۵۰۰ اسب بخاری و گشتاور ۱۶۰۰ نیوتن متری این پیشرانه، نمی‌توان آن را به‌راحتی در عقب خودرو قرار داد و به‌مانند سایر خودروها به شاسی پیچ کرد. درحالی‌که کابین سرنشینان و قسمت جلوی خودرو آماده‌ی اتصال به یکدیگر و تمامی سیم‌کشی‌ها انجام می‌شود، کل قسمت عقب خودرو در اطراف پیشرانه نصب می‌شوند. در همین زمان، لوله‌های اتصال‌دهنده‌ی خودرو به رادیاتورهای جلویی نیز در جای خود قرار می‌گیرند.

بوگاتی شیرون

برای اتصال قسمت عقب و کابین سرنشینان، تنها به ۱۴ پیچ تیتانیومی نیاز است. پس از بسته شدن پیچ‌ها، چهار چرخ در زیر خودرو قرار می‌گیرند و ماشین به مرحله‌ی بعدی فرستاده می‌شود. در این مرحله تمامی مایعات موردنیاز درون موتور ریخته می‌شود و ماشین برای اولین بار استارت می‌خورد.

بوگاتی شیرون

اگرچه بوگاتی برای آزمایش ویرون، یک دینامومتر (ابزاری که با آن کمیت‌هایی مثل نیرو، گشتاور و فشار را اندازه‌گیری می‌کنند) به‌خصوص ساخته بود، اما آن دینامومتر توانایی اندازه‌گیری قدرت و گشتاور پیشرانه‌ی ۱۶ سیلندر شیرون را نداشت. ازاین‌رو تیم بوگاتی دوباره دست‌به‌کار شد و قوی‌ترین دینامومتر غلتکی جهان را ساخت. این دینامومتر در اتاقی مجزا نصب شده است و می‌تواند با سرعت حداکثر ۲۰۰ کیلومتر در ساعت عمل کند. در طول مدت ۳ ساعت، شیرون به این دینامومتر وصل می‌شود و تمامی آزمایش‌های موردنیاز مثل ارتباط میان موتور و گیربکس، سنجش جریان هوا، کلاچ و سیستم الکترونیکی کمک‌راننده را پشت سر می‌گذارد.

بوگاتی شیرون

زمانی که شیرون از پس تمامی آزمایش‌های این دینامومتر غلتکی برآمد، آماده رفتن به مرحله‌ی بعد برای نصب پنل‌های بدنه خود می‌شود. با توجه به اینکه برخی از پنل‌های فیبر کربنی بسیار نازک هستند، درنتیجه آن‌ها در یک مرحله‌ی جدا سرهم‌بندی و توسط تیمی از تکنسین‌ها در موقعیت‌های مدنظر نصب می‌شود. پس از این مرحله تمامی این پنل‌ها ازنظر سلامت مورد بازرسی مجدد قرار می‌گیرد.

بوگاتی شیرون

علیرغم مدت‌زمان طولانی برای آماده‌سازی خودرو، بین دو تا سه روز طول می‌کشد تا تمامی پنل‌های بدنه نصب و فاصله‌ی میان هر پنل با تلورانس بسیار دقیقی توسط بوگاتی اندازه‌گیری شود.

بوگاتی شیرون

زمانی که پنل‌ها در جای خود قرار گرفتند، خودرو وارد مرحله‌ی آزمایش ۳۰ دقیقه‌ای «باران‌های موسمی» برای اطمینان از هرگونه عدم نشتی می‌شود. وقتی‌که این آزمایش هم با موفقیت انجام شد، قطعات داخلی خودرو نصب می‌شود و آزمایش‌های نهایی صورت می‌گیرد.

بوگاتی شیرون

شاید شما هم حدس زده باشید؛ مالکان این خودروها دوست ندارند بوگاتی جدید خود را با بدنه و چرخ‌های کثیف ناشی از آزمایش‌های پایانی مشاهده کنند، از این‌رو مهندسان در مولشیم چرخ‌های اصلی خودرو و حتی پنل زیر آن را برای آزمایش‌های پایانی تعویض و یک روز کامل صرف پوشاندن بدنه با لایه‌های محافظتی می‌کنند.

بوگاتی شیرون

خودرو سپس به یک فرودگاه برده و در باند آن با سرعت بالای ۲۵۰ کیلومتر امتحان می‌شود. این آزمایش پس از ورود خودرو به اتوبان کامل می‌شود. بعد از همه‌ی این مراحل، روغن گیربکس تعویض می‌شود و شیرون قبل از تحویل به مشتری، ۵۰ کیلومتر دیگر طی می‌کند.

بوگاتی شیرون

پس از تمامی این مراحل، لایه‌های محافظتی از روی بدنه جدا می‌شود و خودرو به مرحله‌ی پولیش نهایی می‌رود. پس از صرف دو روز زمان در مرحله‌ی پایانی رنگ، خودرو به یک تونل نور فرستاده می‌شود و یک متخصص لایه‌ی رویی رنگ را بازرسی می‌کند. در صورت وجود هرگونه عیب در رنگ بدنه، خودرو بار دیگر به مرحله‌ی پولیش و رنگ بازمی‌گردد. پس از دریافت تأییدیه از سوی متخصص بخش رنگ، حالا خودرو توسط مدیر فروش بازرسی می‌شود. این فرد تأییدیه‌ی نهایی را صادر و مقدمات تحویل خودرو به صاحبش را فراهم می‌کند.

بوگاتی شیرون

اگر تمامی این مراحل شما را شگفت‌زده کرد، بد نیست به یادتان بیاوریم قیمت هر دستگاه شیرون حداقل دو میلیون و ۶۱۲ هزار دلار است. به همین خاطر خریداران چنین خودروهایی انتظار یک محصول کامل و تمام‌عیار دارند و بوگاتی نیز شهرت خود را از این راه به دست آورده است.

[ad_2]

لینک منبع

فشار داخل جمجمه می‌تواند مشکل ضعف بینایی فضانوردان را حل کند

[ad_1]

ضعف بینایی یکی از مشکلات عدیده در میان فضانوردان است. محققان معتقدند که فشار ثابت و بالای درون جمجمه در محیط‌های فاقد جاذبه، دلیل اصلی این پدیده است.

تحقیقات جدید می‌تواند به ساخت یک ابزار به‌منظور کاهش ضعف بینایی فضانوردان در طی سفرهای طولانی فضایی کمک کند. طبق مطالعه‌ای که به‌تازگی منتشرشده است، دلیل اصلی ضعف بینایی فضانوردان، نبود فشار متغیر در جمجمه‌ی آن‌ها است.

ناسا به همراه شرکای خود در حال یافتن راهی برای غلبه بر اثرات نبود جاذبه بر چشمان انسان به‌منظور افزایش سلامت فیزیکی فضانوردان در محیط خارج از جو است. این یافته‌ها به ناسا در رسیدن به آرزوی بزرگ خود برای فرستادن انسان به مریخ کمک می‌کند.

این مطالعه که توسط تیمی از محققان بین‌المللی انجام شده است، بیان می‌کند که یک عامل مهم در ضعف بینایی، می‌تواند ناشی از فشار ثابت داخل جمجمه‌ی یک فرد در محیطی با جاذبه‌ی صفر باشد.

تحقیقات فضایی

این تیم به‌منظور آگاهی از تأثیر نبود جاذبه بر جمجمه‌ی انسان، ۸ داوطلب را که قبلاً یک روش درمانی خاص برای درمان سرطان مغز دریافت کرده بودند، به خدمت گرفت. محققان با استفاده از «سیستم کاتِتِر داخل بطنی» توانستند فشار داخل جمجمه‌ی داوطلبان را اندازه‌گیری کنند.

داوطلبان به‌منظور تجربه‌ی دقیق محیطی با جاذبه‌ی صفر، در معرض یک سری از پروازهای سهموی (تجربه‌ی پرواز در حالت بی‌وزنی) قرار گرفتند. این پروازها به آن‌ها اجازه داد برای چندین‌ بار بی‌وزنی به مدت ۲۰ ثانیه را تجربه کنند. هواپیما با انجام چند شیرجه‌ی کنترل‌شده، این تجربه را برای داوطلبان فراهم کرد.

فشارهای داخل جمجمه‌ی داوطلبان در حین پروازهای سهموی برای مقایسه با فشار جمجمه‌ی آن‌ها در موقعیت‌های دیگر اندازه‌گیری شد؛ فشار جمجمه در حالت خوابیدن روی تخت با سری به طرف بالا یا پایین روی زمین، از جمله موقعیت‌هایی بودند که با فشار داخل جمجمه در حالت بی‌وزنی مقایسه شدند. محققان دریافتند فشار داخل جمجمه‌ی داوطلبان در حالت بی‌وزنی کاملاً ثابت بوده و در مقایسه با زمانی که یک فرد روی زمین (منظور کره‌ی زمین است) در حالت خوابیده قرار گرفته، اندکی پایین‌تر است.

بی وزنی

معمولاً پشت چشم یک انسان دامنه‌ای از فشارها در طول یک روز استاندارد در روی کره‌ی زمین را تجربه می‌کند. زمان‌هایی که فرد می‌ایستد، فشار داخل جمجمه به کمترین میزان می‌رسد؛ زیرا خون به خاطر جاذبه‌ی زمین از سر خارج می‌شود. بالاترین سطح از فشار داخل جمجمه مربوط به زمانی می‌شود که فرد در حالت طاق‌باز برای استراحت دراز کشیده است.

پروازهای سهموی نشان دادند افرادی که در محیط‌هایی با جاذبه‌ی بسیار پایین نظیر ایستگاه فضایی بین‌المللی زندگی می‌کنند، این چرخه‌های تغییر فشار را تجربه نخواهند کرد. این تیم تحقیقاتی باور دارد که فشار ثابت و نسبتاً بالای داخل جمجمه، می‌تواند عامل اصلی تغییر شکل پشت چشم فضانوردان باشد.

محققان در حال کار برای درک این موضوع هستند که آیا استفاده از یک دستگاه فشار منفی، در زمانی که فضانوردان خواب هستند، می‌تواند فشار داخل جمجمه را کاهش دهد و چرخه‌های تغییر فشار به وجود آورد.

فضانورد

یکی از این روش‌ها استفاده از جعبه‌ی فشار منفی است. این جعبه در اطراف اندام‌های تحتانی بدن فضانورد قرار می‌گیرد و خون فرد را از مغز جذب و به طرف پایین قلب هدایت می‌کند. این دستگاه دقیقاً سعی دارد نقش جاذبه در زمین را ایفا کند.

[ad_2]

لینک منبع