بررسی سرفیس استودیو مایکروسافت

[ad_1]

بررسی سرفیس‌ استودیو، کامپیوتر آل‌این‌وان مایکروسافت؛ دستگاهی متفاوت و زیبا که می‌تواند نظر هر کاربری را به‌ خود جلب کند.

چهارسال پیش، زمانی که مایکروسافت سرفیس پرو را معرفی کرد، هیچ‌کس قادر به درک ماهیت این دستگاه نبود. عرضه‌ی سرفیس پرو، یک حرکت بی‌بدیل محسوب می‌شد؛ حرکتی که پایانی برای آن تصور نمی‌شد. به‌ نظر می‌رسید مایکروسافت، سرفیس پرو را با هدف هدایت طراحی دستگاه‌های ۲ در ۱ مبتنی بر ویندوز، به مسیری درست، ساخته بود.

اما‌ آینده‌ی سرفیس چه شد؟ آیا سرفیس به بخشی از برند مایکروسافت بدل شد؟ پاسخ این سوال مثبت است. مایکروسافت به جای آنکه با سرفیس همانند پروژه‌ای جانبی برخورد کند؛ با رونمایی از سه نسخه‌ی ارتقاء یافته از سرفیس پرو و یک سرفیس‌بوک جدید، تمرکز خود را به این برند معطوف کرد. اکنون سری محصولات سرفیس بار دیگر رشد کرده و عضو جدیدی به نام سرفیس استودیو به آن اضافه شده است.

مایکروسافت سرفیس استودیو / Microsoft Surface Studio

برخلاف سرفیس پرو و سرفیس بوک که با طراحی ۲ در ۱ خودشان، برای بخش عمده‌ای از کاربران، دستگاه مناسبی محسوب می‌شدند؛ سرفیس استودیو دستگاهی است که مخاطب آن، تنها کاربران حرفه‌ای هستند؛ کاربرانی که به‌صورت حرفه‌ای در زمینه‌‌هایی همچون طراحی، ادیت ویدیو، ساخت انیمیشن و عکاسی فعالیت دارند. در ادامه با زومیت همراه باشید تا به بررسی کامپیوتر آل‌این‌وان و زیبای مایکروسافت بپردازیم. 

کامپیوتر آل‌این‌وان سرفیس‌‌استودیو مایکروسافت توسط شرکت امتداد پارسه برای بررسی در اختیار زومیت قرار گرفته است.

مشخصات فنی سرفیس استودیو

مایکروسافت سرفیس استودیو را در سه نسخه عرضه می‌کند. در ادامه می‌توانید مشخصات نسخه‌های مختلف سرفیس استودیو را مشاهده کنید.

مشخصات / مدل نسخه‌ی پایه نسخه‌ی میانی نسخه‌ی بالارده
پردازنده

Core i5 6440HQ

2.6 up to 3.5 GHz, 6 MB cache

Core i7 6820HQ

2.7 up to 3.6 GHz, 8 MB cache

Core i7 6820HQ

2.7 up to 3.6 GHz, 8 MB cache

پردازنده‌ی گرافیکی

Nvidia GTX 965M

2GB GPU GDDR5 Memory

Nvidia GTX 965M

2GB GPU GDDR5 Memory

Nvidia GTX 980M

4GB GPU GDDR5 Memory

نمایشگر

28 inches – 4500×3000

192 ppi

Aspect Ratio: 3:2

28 inches – 4500×3000

192 ppi

Aspect Ratio: 3:2

28 inches – 4500×3000

192 ppi

Aspect Ratio: 3:2

حافظه‌ی رم 8 GB DDR4 16 GB DDR4 32 GB DDR4
حافظه‌ی ذخیره‌سازی داخلی Rapid Hybrid Drive 1 TB Rapid Hybrid Drive 1 TB Rapid Hybrid 2 TB
ابعاد Display: 637.35 x 438.90 x 11.4 mm

Base: 250.00 x 220.00 x 32.20 mm

Display: 637.35 x 438.90 x 11.4 mm

Base: 250.00 x 220.00 x 32.20 mm

Display: 637.35 x 438.90 x 11.4 mm

Base: 250.00 x 220.00 x 32.20 mm

وزن 9.56 kg 9.56 kg 9.56 kg
سیستم عامل Windows 10 64 bit Windows 10 64 bit Windows 10 64 bit
دوربین جلو Windows Hello Face sign-in Camera

5.0MP front-facing camera with1080p HD video

Windows Hello face sign-in camera

5.0MP front-facing camera with 1080p HD video

Windows Hello face sign-in camera

5.0MP front-facing camera with 1080p HD video

اسپیکرها Dual microphones

Stereo 2.1 speakers with Dolby Audio Premium

Dual microphones

Stereo 2.1 speakers with Dolby Audio Premium

Dual microphones

Stereo 2.1 speakers with Dolby Audio Premium

پورت‌ها 4 USB 3.0; Full-size SD Card reader (SDXC compatible); Mini Displayport; 3.5mm Headset jack; Compatible with Surface Dial onscreen interaction 4 USB 3.0; Full-size SD card reader (SDXC compatible); Mini Displayport; 3.5mm headset jack; Compatible with Surface Dial onscreen interaction 4 USB 3.0; Full-size SD card reader (SDXC compatible); Mini Displayport; 3.5mm headset jack; Compatible with Surface Dial onscreen interaction
موارد داخل جعبه Surface Studio, Surface Pen, Surface Keyboard, Surface Mouse, Power cord with grip-release Cable Surface Studio, Surface Pen, Surface Keyboard, Surface Mouse, Power cord with grip-release cable Surface Studio, Surface Pen, Surface Keyboard, Surface Mouse, Power cord with grip-release cable
قیمت $2,999 $3,499 $4,199

نسخه‌ای که در اختیار ما قرار داشت، مدل میانی سرفیس‌استودیو، با پردازنده‌یCore i7، پردازنده‌ی گرافیکی GTX 965M انویدیا و ۱۶ گیگابایت حافظه‌ی رم همراه بود. قیمت این نسخه از سرفیس استودیو در داخل کشور ۱۸,۵۰۰,۰۰۰ تومان است.

طراحی

 سرفیس‌استودیو بی‌نظیر است؛ طراحی سرفیس‌استودیو فوق‌العاده است؛ سرفیس‌استودیو زیباترین کامپیوتری است که تاکنون تولید شده است. این‌ها جملاتی هستند که حین کارکردن با سرفیس‌استودیو، بر زبان تک‌تک اعضای تیم زومیت، جاری می‌شد. تقریبا تمام کسانی که سرفیس‌استودیو را از نزدیک دیده‌اند، در مورد زیبایی و سادگی آن اتفاق نظر دارند.

مایکروسافت سرفیس استودیو / Microsoft Surface Studio

عمده‌ی جذابیت سرفیس‌استودیو به نمایشگر این دستگاه و ظرافت آن برمی‌گردد؛ نمایشگری ۲۸ اینچی که با دو لولا به رنگ کروم، به پایه‌ی آلومینیومی دستگاه متصل شده است. با این حال، آنچه به معنای واقعی کلمه باعث جذابیت کامپیوتر آل‌این‌وان مایکروسافت می‌شود، در نگاه نخست به چشم نمی‌آید.

 به‌عنوان مثال، مکانیزم پیچیده‌ی لولای سرفیس‌استودیو، یک شاهکار تمام عیار است. این لولا کاربر را قادر می‌سازد تا زاویه‌ی نمایشگر با سطح میز را به‌راحتی و تنها با یک انگشت تغییر دهد. نمایشگر سرفیس‌استودیو لمسی است، از قلم سرفیس‌پن پشتیبانی می‌کند و رزولوشن خیره‌کننده‌ی ۳۰۰۰×۴۵۰۰ پیکسل (۱۳ میلیون پیکسل) ارائه می‌دهد.

مایکروسافت سرفیس استودیو / Microsoft Surface Studio

ضمن آنکه برخلاف بسیاری از کامپیوترهای آل‌این‌وان، از جمله آیمک اپل، تمام سخت‌افزار این کامپیوتر به‌جای آنکه پشت نمایشگر قرار داشته باشند، داخل پایه‌ی کوچک کامپیوتر جا داده شده‌اند. این استراتژی به مایکروسافت اجازه داده است تا ضخامت نمایشگر غول‌پیکر سرفیس‌استودیو، تنها ۱۲.۵ میلی‌متر باشد. 

نقطه به نقطه‌ی سرفیس‌استودیو، کیفیت ساخت فوق‌العاده و زیبایی آن را به نمایش می‌گذارند. لمس بدنه‌ی آلومینیومی نمایشگر و پایه‌ی این کامپیوتر بسیار لذت‌بخش است و لولای کروم سرفیس‌استودیو، فضای اطراف خود را منعکس می‌کند و عملا در فضای روی میز کارتان ناپدید می‌شود و لوگوی براق مایکروسافت در پشت نمایشگر بر جذابیت محصول می‌افزاید. 

مایکروسافت سرفیس استودیو / Microsoft Surface Studio

باوجود آنکه مکانیزم لولای سرفیس‌استودیو به‌گونه‌ای است که تغییر زاویه‌ی نمایشگر نسبت به سطح میز، به‌سادگی صورت می‌گیرد؛ اما این نمایشگر در موقعیت‌های مختلف، بسیار محکم و پایدار است و به‌هیچ‌وجه حین کارکردن با دستگاه در حالت تبلت، نمایشگر دچار لقی نمی‌شود و صدایی نیز از لولا به گوش نمی‌رسد.

سرفیس‌استودیو با وزن ۹.۵۶ کیلوگرمی خود؛ اگرچه نسبت به آیمک (با وزن ۵.۶۸ کیلوگرم) سنگین‌تر است؛ اما جابه‌جایی آن چندان دشوار نیست. البته باید برخلاف آیمک، احتیاط بیشتری در خصوص پایه‌ی سرفیس‌استودیو به خرج داد؛ چرا که تمام قطعات این کامپیوتر داخل پایه‌‌ی آن قرار دارند. 

مایکروسافت سرفیس استودیو / Microsoft Surface Studio

مایکروسافت مجموعه‌ای قابل قبول از پورت‌ها را برای سرفیس‌استودیو درنظر گرفته است. این پورت‌‌ها شامل چهار پورت USB 3.0، یک درگاه اترنت، یک پورت Mini DisplayPort، یک درگاه کارت حافظه‌ی اس‌دی فول‌سایز و یک جک ۳.۵ میلی‌متری هدفون هستند و تمام این پورت‌ها، پشت پایه‌ی دستگاه جای گرفته‌اند. شاید بهتر بود که مایکروسافت تعدادی از این پورت‌ها را به یکی از وجه‌های جانبی پایه انتقال می‌داد تا دسترسی به آن‌ها ساده‌تر می‌شد.

مایکروسافت سرفیس استودیو / Microsoft Surface Studio

در بخش بالایی نمایشگر، یک دوربین ۵ مگاپیکسلی برای برقراری تماس‌های ویدیویی و یک حسگر IR برای سرعت بخشیدن به پروسه‌ی لاگین‌ شدن به کمک Windows Hello تعبیه شده است. مایکروسافت کلیدهای پاور و کنترل صدای سرفیس‌استودیو را در گوشه‌ی پایین و سمت چپ از لبه‌ی نمایشگر قرار داده است تا دسترسی به آن‌ها ساده‌تر باشد. همانند تمام محصولات خانواده‌ی سرفیس، تنها برندی که روی بدنه‌ی سرفیس‌استودیو به چشم می‌خورد، لوگوی آینه‌ای مایکروسافت است که پشت نمایشگر خودنمایی می‌کند.

کیبورد و ماوس

مایکروسافت سرفیس‌استودیو را به همراه ماوس و کیبوردی عرضه می‌کنند که شباهت زیادی به مجموعه‌ی کیبورد و ماوس بی‌سیم Designer Bluetooth Desktop این کمپانی دارند و در حقیقت نسخه‌ی ارتقاء یافته‌ی آن باندل محسوب می‌شوند، با این تفاوت که رنگ آن‌ها برای هماهنگی بیشتر با سرفیس‌استودیو، به رنگ خاکستری درآمده است. 

مایکروسافت سرفیس استودیو / Microsoft Surface Studio

کیبورد سرفیس از کلیدهای مسطحی بهره می‌برد که به فُرم جزیره‌ای جاگیری کرده‌اند. نوع متریال به‌کاررفته در ساخت این کلیدها به‌گونه‌ای است که فشردن آن‌‌ها حس خوبی به‌کاربر القا می‌کند. عمق حرکتی این کلیدها نیز حین فشرده‌ شدن بسیار مناسب است.

مایکروسافت سرفیس استودیو / Microsoft Surface Studio

ماوس این مجموعه نیز اگرچه انحنای بسیار مناسبی دارد؛ اما ارتفاع کم آن باعث می‌شود تا کاربرانی با دستان بزرگ، حین استفاده از این ماوس با مشکل مواجه شوند. چرخ اسکرول این ماوس نیز عملکرد نرم و روانی دارد.

قلم سرفیس

قلم ارائه‌شده همراه سرفیس‌‌استودیو، مشابه نمونه‌‌ای است که همراه سرفیس‌بوک و سرفیس پرو ۴ عرضه می‌شود، این قلم از نقاط قوت اصلی سرفیس‌استودیو است و مایکروسافت قصد دارد به لطف این قلم، نظر جامعه‌ی طراحان و هنرمندان را نیز به سرفیس‌استودیو جلب می‌کند. قلم سرفیس می‌تواند تا ۱۰۲۴ سطح فشار را تشخیص دهد که نشان از دقت و حساسیت بالای آن دارد.

مایکروسافت سرفیس استودیو / Microsoft Surface Studio

تجربه‌ی کاربری با قلم سرفیس‌استودیو بسیار شبیه به نوشتن با مداد شده است. برخلاف سرفیس‌ پرو و سرفیس‌بوک که ابعاد نمایشگرشان برای یادداشت‌برداری ایده‌آل به‌نظر می‌رسید، نمایشگر ۲۸ اینچی سرفیس‌استودیو، برای چنین کاربردی چندان مناسب نیست و بیشتر می‌توان از آن به‌عنوان یک صفحه‌ی طراحی استفاده کرد؛ با این حال قابلیت تشخیص دست‌خط زبان انگلیسی ویندوز برای تبدیل دست‌نوشته به کلمات و تایپ آن‌ها، روی این دستگاه تا حدود زیادی بدون عیب و دقیق عمل می‌کند. 

یکی از ایراد‌هایی که می‌توان به قلم سرفیس گرفت، ناتوانی آن در تشخیص زاویه و چرخش است؛ قابلیتی که در قلم‌های حرفه‌ای Wacom و اپل پنسل وجود دارد.

مایکروسافت سرفیس استودیو / Microsoft Surface Studio

سؤال اصلی که در این میان به وجود می‌آید، این است که آیا قلم سرفیس برای طراحی نیز مانند یادداشت‌برداری کاربردی است؟ پاسخ این سؤال به میزان کاربرد شما بازخواهد گشت. اگر کاربری شما در حد متوسط است، سرفیس پن می‌تواند به‌خوبی نیاز‌هایتان را پاسخ دهد؛ اما اگر پیش‌تر با قلم‌های حرفه‌ای وکوم (Wacom) کار کرده باشید و به دنبال جایگزین هستید، بهترین راهکار، استفاده از همان قلم حرفه‌ای خودتان است.

به‌طور خلاصه، استفاده از قلم سرفیس به همراه پاک‌کن تعبیه‌شده در انتهای آن بسیار جذاب است و می‌تواند برای یادداشت‌برداری یا طراحی‌های سطح پایین کمک شایانی کند؛ اما در زمینه‌ی طراحی‌ حرفه‌ای، مایکروسافت هنوز راه زیادی برای ارائه‌ی تجربه‌ای مشابه با بزرگان این صنعت دارد.

نمایشگر و اسپیکر

مایکروسافت با نمایشگرهای PixelSense خود در تبلت سرفیس پرو ۴ و سرفیس‌بوک، پتانسیل خود برای ساخت نمایشگر‌های LCD با رنگ‌های زنده و دقیق به نمایش گذاشت. ردموندی‌ها با سرفیس‌استودیو، این فرایند را در مقیاسی بزرگتر تکرار کردند. نمایشگر سرفیس استودیو از نقاط قوت اصلی این کامپیوتر به‌شمار می‌رود و یکی از شارپ‌ترین، پویاترین و دقیق‌ترین نمایشگرهایی است که تاکنون ساخته شده است.

مایکروسافت سرفیس استودیو / Microsoft Surface Studio

این نمایشگر هر محتوایی را صرف‌نظر از نوع آن، به زیبایی به تصویر می‌کشد. نسبت ۳:۲ این نمایشگر اگرچه در ابتدا کمی عجیب به‌نظر می‌رسد؛ اما محتوای بیشتری را نسبت به سایر نمایشگرها به‌نمایش می‌گذارد، بنابراین از این حیث برای افرادی که در زمینه‌ی تولید محتوا فعالیت دارند، بسیار مناسب به‌نظر می‌رسد. البته این نسبت تصویر باعث می‌شود حین تماشای ویدیو، حاشیه‌های نسبتا زیادی در بالا و پایین تصویر به‌ وجود بیاید.

همان‌طور که پیش از این اشاره کردیم، مایکروسافت رزولوشن خیره‌کننده‌ی ۳۰۰۰×۴۵۰۰ را برای نمایشگر ۲۸ اینچی سرفیس‌استودیو در نظر گرفته است، این رزولوشن تراکم ۱۹۲ پیکسل بر اینچ برای نمایشگر مورد بحث به ارمغان می‌آورد. دقت بالای رنگ‌ها، وضوح بالای نوشته‌ها، روشنایی بسیار بالا و زوایای دید عالی همگی باعث شده‌اند تا با یک نمایشگر فوق‌العاده روبه‌رو باشیم.

مایکروسافت سرفیس استودیو / Microsoft Surface Studio

احتمالا امکان سوئیچ ساده و راحت بین طیف‌های رنگی SRGB و DCI-P3 برای طراحان و کاربران حرفه‌ای، بسیار سودمند و کارا باشد. اپل سال گذشته تأکید زیادی بر پشتیبانی آی‌مک از طیف رنگ P3‌ داشت و اکنون شاهد پشتیبانی سرفیس‌استودیو از این طیف هستیم. به لطف این قابلیت، نمایشگر سرفیس‌استودیو قادر به نمایش طیف گسترده‌ای از رنگ‌ها خواهد بود.

نرم‌افزار

بدون شک برای بسیاری از علاقه‌مندان سرفیس‌استودیو این بخش یکی از جذاب‌ترین بخش‌های کامپیوتر آل‌این‌وان مایکروسافت است. مایکروسافت بهبودهایی در این سیستم‌عامل به وجود آورده است تا بیش از پیش، کار با آن لذت‌بخش باشد. برای مثال مایکروسافت قابلیتی فراهم کرده است که از طریق آن می‌توان دست‌خط مبتنی بر سرفیس‌پن کاربر را به متن تبدیل کرد. 

مایکروسافت سرفیس استودیو / Microsoft Surface Studio

تمامی ویژگی‌های مهم و جدید ویندوز ۱۰ از جمله Windows Ink در سرفیس‌استودیو حاضر هستند؛ این قابلیت که در قالب آپدیت سالیانه‌ی ویندوز ۱۰ ارائه‌ شد، برای کاربر امکان کار با سه نرم‌افزار Sticky Notes ،Sketchpad و Screen Sketch را فراهم می‌کند. ضمن آنکه قابلیت‌هایی همچون تصویر در تصویر نیز در قالب به‌روزرسانی رداستون به ویندوز ۱۰ اضافه خواهند شد که به‌طور حتم استفاده از سرفیس‌استودیو را لذت‌بخش‌تر خواهند کرد.

یکی از ابزارهای جانبی که مایکروسافت برای سرفیس استودیو در نظر گرفته است، سرفیس دایل است که از طریق آن می‌توان عملکردهایی همچون تغییر طیف رنگ و چرخش تصویر در محیط نرم‌افزارهای گرافیکی انجام داد، متاسفانه ابزار سرفیس دایل، حین بررسی سرفیس‌استودیو در دسترس نبود. 

بازده و عملکرد

یکی از انتقاداتی که به سرفیس‌استودیو وارد است، بهره‌گیری این دستگاه آینده‌نگرانه از سخت‌افزار قدیمی است. مایکروسافت کامپیوتر آل‌این‌وان خود را به پردازنده‌ی نسل ششم (اسکای‌لیک) اینتل و پردازنده‌ی گرافیکی موبایل سری ۹ انویدیا مجهز کرده است، این در حالی است که شرکت اینتل در سال ۲۰۱۶ پردازنده‌ی نسل هفتم (کبی‌ لیک) خود را با بهبودهایی در زمینه‌ی واحد پردازش گرافیکی و فرکانس کاری پردازنده معرفی کرده بود و پردازنده‌های گرافیکی سری ۱۰ انویدیا نیز نسبت به نسل پیشین خود بهبودهای چشمگیری تجربه کرده بودند.

مایکروسافت سرفیس استودیو / Microsoft Surface Studio

مایکروسافت در پاسخ به این اعتراضات اعلام کرد که قطعات یادشده در زمان توسعه‌ی سرفیس‌استودیو در دسترس نبودند. البته بهره‌گیری سرفیس‌استودیو از نسل پیشین این قطعات، به مفهوم ضعیف‌ بودن کامپیوتر آل‌این‌وان ردموندی‌ها نیست.

همان‌طور که اشاره کردیم، مدلی که برای بررسی در اختیار ما قرار داشت، نسخه‌ی میانی سرفیس استودیو با پردازنده‌ی نسل ششمی چهار هسته‌ای Core i7 – 6820HQ با فرکانس ۲.۷ گیگاهرتز و ۸ مگابایت کش، پردازنده‌ی گرافیکی مجزای Geforce GTX 965M انویدیا، حافظه‌ی رم ۱۶ گیگابایتی از نوع DDR3 و ۱ ترابایت حافظه‌ی ذخیره‌سازی هیبریدی بود. در ادامه می‌توانید برخی از نتایج تست‌های بنچمارک را که توسط زومیت روی این لپ‌تاپ اجرا شده‌اند، مشاهده کنید:

لپ‌تاپ و کامپیوتر AIO رده 3D Mark 2006 PC Mark 2007 3D Mark 2011 Nova

Bench

3D Mark 2013

Ice / Cloud / Fire

Geekbench

Single-Core / Multi-Core

Geekbench OpenCL

GPU/dGPU

Surface Studio بالارده 26973 7436 86454/16722/4395 4132/13130 52205/-
Surface Book i7 بالارده 20687 5505 5375 904 16486/9023/4345 3511/7191 17980/64218
iLife ZED Air پایین‌رده 1979 2429 185 321 14955/1182/-
Asus ASUSPRO P2430UJ میان‌رده 9016 3053 1709 745 41527/5250/994
Asus Zenbook 3 UX390UA بالارده 8205 5215 1564 750 14622/5707/840
(HP Spectre X360 (2016 بالارده 7885 5397 1304 791 36672/4538/731
Asus K550VX بالارده 23052 3507 4700 1231 76035/15918/3437
Acer Aspire E 15 میان‌رده 11782 3609 2335 582 55907/4979/1193
Aspire V15 Nitro میان‌رده 13038 4118 3911 639 58570/8389/2641
HP Envy K007NE میان‌رده 11304 3851 2351 56206/5571/1360
Microsoft Surface book بالارده 15297 5064 1444 831 16818/1862/225
ASUS ROG G551JM بالارده 8334 3449 4866 653 82759 / 5741 / 2437
ASUS ZENBOOK UX303L میان‌رده 10336 4991 2379 723 17667 / 5748 / 1318
ASUS X553 پایین‌رده 1988 1601 490 684
Lenovo Flex 2 میان‌رده 10101 2790 2316 684 47280 / 5.836 / 1288
Lenovo Yoga 2 Pro پایین‌رده 5711 5274 1373 704 569 / 3412 / 23096
Asus ET2321 AIO میان‌رده 8807 3784 1893 654 12230 / 4494 / 1032

همان‌طور که از نتایج بنچمارک‌ها پیدا است، سرفیس‌بوک برای انجام بازی‌های سنگین ساخته نشده است؛ با این حال برای استفاده‌های روزمره و نیمه‌سنگین، سرفیس‌بوک به‌راحتی کاربر را راضی نگه خواهد داشت و از پس تمامی کارها برخواهد آمد.

جادادن یک کامپیوتر کامل داخل پایه‌ی کوچک سرفیس‌استودیو، کار دشواری است؛ اما چالش اصلی کنترل حرارت و نویز قطعات چنین کامپیوتری در پردازش‌های سنگین است. سرفیس استودیو از وجود دو فن در داخل پایه‌ی خود بهره می‌برد و این فن‌ها وظیفه‌ی خنک‌سازی قطعات سرفیس استودیو را برعهده دارند.

مایکروسافت سرفیس استودیو / Microsoft Surface Studio

مایکروسافت مدعی است که مهندسان این کمپانی به‌خوبی قادر به کنترل نویز و حرارت تولیدی داخل پایه‌ بوده‌اند؛ البته در عمل نیز چنین است و نویز تولیدشده توسط سرفیس‌استودیو در حد قابل قبولی قرار دارد، اما به‌محض آنکه نرم‌افزاری سنگین یا یک بازی گرافیکی روی آن اجرا می‌شود؛ سرعت فن بالا می‌رود؛ با این حال صدای فن به‌هیچ‌وجه در حد آزاردهنده‌ای قرار ندارد و حرارت‌ تولیدشده در داخل پایه‌ی دستگاه نیز در حالتی که نمایشگر به پایه‌ نزدیک است، به آن منتقل نمی‌شود.

بازده و عملکرد حافظه‌ی ذخیره‌سازی

اکثر لپ‌تاپ‌ها و کامپیوترهای آل‌این‌وان رده‌بالای کنونی از مقدار اندکی حافظه‌ی SSD به همراه دیسک سخت بهره می‌برند تا با نصب ویندوز روی آن، عملکرد و تجربه‌ی کاربری در محیط سیستم عامل ارتقاء قابل توجهی داشته باشد. با وجود آنکه مایکروسافت در لپ‌‌تاپ‌های سرفیس‌بوک خود از حافظه‌های SSD استفاده می‌کند؛ اما ردموندی‌ها در کامپیوتر‌های آل‌این‌وان خود همانند بسیاری از تولید‌کنندگان دیگر به حافظه‌های هیبریدی رو آورده‌اند.

مایکروسافت سرفیس استودیو / Microsoft Surface Studio

حافظه‌های یادشده ترکیبی از دیسک‌های سخت و حافظه‌های SSD هستند. مایکروسافت حافظه‌های ذخیره‌سازی سرفیس‌استودیو را Rapid Hybrid Drive می‌نامد؛ این حافظه‌ی ذخیره‌سازی در سه نسخه‌ی کامپیوتر آل‌این‌وان به‌ترتیب شامل ۶۴ و ۱۲۸ گیگابایت حافظه‌ی SSD است. نسخه‌ای که در اختیار ما بود، از یک حافظه‌ی ذخیره‌سازی هیبریدی ۱ ترابایتی با ۱۲۸ گیگابایت حافظه‌ی SSD بود. نرخ انتقال داده روی این حافظه در حد خوبی قرار دارد، سرعت خواندن و نوشتن داده روی آن مناسب است و این امر باعث می‌شود اپلیکیشن‌ها و نرم‌افزارها به‌سرعت اجرا شوند و سرعت بوت دستگاه هم بسیار بالا باشد. در ادامه می‌‌توانید نتایج تستِ سرعت خواندن اطلاعات در سرفیس‌استودیو را مشاهده کنید:

 جدول نرخ خواندن داده توسط حافظه

HD Tune Pro

CrystalDiskMark

Q32T1

Maximum MB/s Minimum MB/s Average MB/s Read MB/s Write MB/s
Surface Studio 701.5 85.1 194.8 2151 635.7
Surface Book i7 981.5 641.9 917.8 1728 1247
iLife ZED Air 90.1 38.5 71.0
Asus ASUSPRO P2430UJ 110.8 47.0 83.4
Lenovo E5180 114.5 37.6 86.7
Asus K550VX 132.2 52.9 100
Surface Book 846.7 206.4 632.9
Surface Pro 4 336.7 302.8 321.2
Asus Transformerbook T100TAL 100.1 74.4 89.5
Aspire Aspire E15 112.3 46.7 87.1
Aspire V15 Nitro 113.1 26.4 87.4
HP ENVY 15-K007NE 116.4 55.6 91.4
Microsoft Surface 3 115.9 74.5 101.2
ASUS ROG G551JM 294.7 185.8 263
HP Pavilion 15 P062 110 43.6 86.1
Asus Zenbook UX303L 426.6 344.3 388.9
Lenovo Flex 2 116.2 48.5 86.6
Lenovo Yoga 2 Pro 326.7 207.8 240.6
Lenovo ThinkPad Tablet 2 54.2 23.9 50.5
ET2321 INTH 190.2 23 138.5
Asus N550JV 107.5 18.3 80.5
Acer Aspire S7 2013 932.6 766.6 915.8

همان‌طور که مشاهده می‌کنید، نرخ خواندن و نوشتن داده در سرفیس‌استودیو با توجه به هیبریدی‌بودن آن بسیار مناسب است و در حقیقت از بسیاری از نمونه‌های موجود در بازار نیز عملکرد بهتری از خود به‌نمایش می‌گذارد. به‌طور حتم این موضوع در بهبود عملکرد کلی این دستگاه نیز بی‌تأثیر نیست و بر سرعت عملکرد آن افزوده است.

جمع‌بندی

سرفیس‌استودیو دقیقا همان تحولی است که از مایکروسافت انتظار می‌رفت تا در دنیای کامپیوترهای دسکتاپ ایجاد کند؛ کامپیوتری بسیار سریع که از نمایشگر زیبا، بزرگ و فوق‌العاده‌ای بهره می‌برد. مکانیزم به‌کاررفته در لولای سرفیس‌استودیو یک شاهکار مهندسی تمام‌عیار است و به کاربر اجازه می‌دهد تا بدون تلاش اضافی و تنها با یک انگشت، موقعیت نمایشگر را به دلخواه خود تغییر دهد.

مایکروسافت سرفیس استودیو / Microsoft Surface Studio

شاید بتوان تنها ایراد بزرگ Surface Studio را بهره‌گیری آن از نسل گذشته‌ی پردازنده‌های اینتل و پردازنده‌ی گرافیکی موبایل و قدیمی انویدیا دانست. این کامپیوتر می‌توانست با پردازنده‌ی کبی‌ لیک و سری ۱۰ از پردازنده‌‌های گرافیکی انویدیا، به یک دستگاه تمام‌عیار و بی‌نقص بدل شود.

سرفیس استودیو توسط شرکت امتداد پارسه برای بررسی در اختیار زومیت قرار گرفته بود.

نکات مثبت

  • نمایشگر بسیار باکیفیت
  • طراحی زیبا و کاربردی
  • کیفیت ساخت بالا و بدنه‌ی مستحکم
  • عملکرد بسیار دقیق و بی‌نقص لولا
  • پاسخ‌دهی بالای قلم سرفیس

نکات منفی

  • استفاده از پردازنده‌ی گرافیکی سری موبایل
  • پردازنده و پردازنده‌ی گرافیکی نسل قبلی
  • بهره‌ نبردن از حافظه‌ی ذخیره‌سازی SSD، برخلاف سرفیس‌بوک
  • قیمت بالا

[ad_2]

لینک منبع

نقد و بررسی بازی Sniper Elite 4

[ad_1]

بازی‌های جنگ جهانی همیشه محور داغ و جذاب کمپانی‌های بازی‌سازی و حتی مخاطبان گیمر بوده است و توسعه‌دهندگان و سازندگان بازی‌های رایانه‌ای همواره در تلاش هستند که روایتی نوین از جنگ‌های جهانی را در قالب بازی ارائه دهند.

کلیک- ایتالیا توسط بسیاری از مردم به عنوان یک مرکز فرهنگی اروپا شناخته شده است. ایتالیا با تاریخ قاره‌پوشایش، هنر زیبا و شگفت انگیزاش و مهد بسیاری از فیلسوفان،هنرمندان و شاعران مورد توجه عموم قرار گرفته است. از شهر‌های روستایی زیبای آن گرفته تا کلیسا‌های عجیب و جالب آن، مناظر زیبا و باغ‌های انگور،شهر‌ها و شهرستان‌های شلوغ با خیابان‌های باریک و پیچ در پیچ و ویرانه‌های باستانی همه و همه از جمله دیدنی‌های ایتالیا به حساب می‌آیند.

ایتالیا در کوتاه مدت ممکن است به مقصد کامل تعطیلات برای بسیاری از مردم تبدیل شود. مردم زیبا، مواد غذایی و مناظر زیبا از ویژگی‌های این کشور باستانی به شمار می‌آید و گاهی اوقات شما گیمر‌ها دوست دارید که در کوچه پس کوچه‌های شهر‌های این کشور باستانی به شکار نازی‌های بپردازید. بازی Sniper Elite 4 بوسیله‌ی کمپانی ربلیون طراحی و ساخته شده است که داستان آن در کشور ایتالیا جریان دارد. به هر حال تجربه‌ی تماشا‌ی زیبایی وصف‌ناپذیر ایتالیا همراه با سفر گلوله‌ای به درون بدن یک نظامی نازی در حالت X-Ray (حالت ماورای بنفش) برای هر گیمری لذت بخش خواهد بود.

First Middle PIC

داستان دو قسمت اول از سری بازی‌های Sniper Elite از جهان خاکستری در خرابه‌های برلین جریان داشت حال آنکه داستان قسمت سوم از سری بازی‌های Sniper Elite در دل صحرا‌های آفریقا ادامه پیدا کرد و آن زمان تغییر محیط بازى از برلین به آفریقا، یکى از عوامل پیشرفت گرافیکى بازی Sniper Elite 3 محسوب می‌شد. فضاى گرم و استفاده از رنگ هاى جذاب تر، زیبایى خاصى به محیط بازى داده بود. به دنبال این ترتیب تاریخی، بازی Sniper Elite 4 شما را به ایتالیا می‌فرستد تا قبل از اینکه تهاجم شروع شود دفاع را آماده‌سازی کنید، در دل سرزمین چکمه‌ای، جزیره‌ای بزرگ پیش روی شماست، جزیره‌ای که به یکی از پایگاه‌های نظامی اصلی نازی‌ها تبدیل شده است و ماموریت شما به عنوان یکی از تک‌تیراندازهای مقاومت مردمی ایتالیا، تصرف و بازپس‌گیری این جزیره و پاک‌سازی آن از تک تک نیرو‌های نازی است. این مقدمه تقریبا الگو ثابت تمامی مراحل و ماموریت‌های چهارمین نسخه از سری بازی Sniper Elite 4 است، سری بازی که تا به امروز هیچگاه نتوانسته که خود را فراتر از یک بازی خاص با طرفدارانی محدود ببیند اما حکایت نسخه چهارم چیز دیگری‌ست.

چشم‌انداز‌های استفاده شده در بازی Sniper Elite 4 زیبا و نفس‌گیر است. شما هرچیزی را که یک تک تیرانداز خوب به آن نیاز دارد می‌توانید پیدا کنید: View‌ی مناسب برای تیراندازی، مخفی‌گاه، فضای زیاد خالی برای استفاده از مزیت‌های آن، آرایش دقیق و زیبایی در سرتاسر نقشه‌ی بازی داده است که شما را وادار می‌کند که به گشت و گذار در کل نقشه‌ی بازی بپردازید. این‌بار نقشه‌ی بازی به نظر می‌رسد بسیار بزرگتر و کمی خطی تر از نقشه‌های قسمت‌های پیشین است. محیط‌های وسیع و گسترده برای استفاده از فرصت‌های متعدد از جمله ویژگی‌های جذاب نقشه‌ی بازی Sniper Elite 4 به شمار‌ می‌آید.

Second Middle PIC

فساد و شرارت بهترین راه برای توصیف این بازی است. با وجود اینکه خلق فیزیک گلوله و آناتومی بدن انسان در این بازی نزدیک به واقعیت است اما باید بدانیم که این یک بازی جدی نیست. زمانی که شما مردمک چشم یک نازی و یا جمجمه‌ی کروی شکل سر آن‌ها را می‌بینید ناخودآگاه تصمیم می‌گیرد آن شخصیت شرور را از بین ببرید. مدیریت شلیک گلوله برای برخورد کردن به جمجمه‌ی سر یک نازی و نفوذ گلوله به دیگر نظامی نازی به عنوان یک ایده‌ی خاص و جذاب در بازی می‌تواند در نظر گرفته شود.

قدرت شخصیت بازی یک قدرت فانتزی سنتی است که شما نمی‌توانید در آن جهش عمل داشته باشید. چه بیشتر چه کمتر شما به تنهایی می‌توانید یکی از بدنام‌ترین ماشین‌های جنگی تاریخ بشریت را از بین ببرید. در مرحله‌ی اول من به تنهایی ده‌ها تن از دشمنان را کشتم. دلیلش کار شگفت‌ انگیزی است که تنها فقط از عهده‌ی تک‌تیرانداز نخبه برمی‌آید و این اجازه را به گیمر می‌دهد تا سرعت و دقت را در بهترین حالت انتخاب کند و هدف مورد نظر را از پای درآورد. در بیشتر مواقع هنگامی که شما درگیر یک مبارزه‌ی نفس‌گیر می‌‌شوید این فرصت به گیمر داده می‌شود تا به معنای واقعی کلمه و دیجیتالی نفس خود را حبس کنید و تصمیم بگیرید که به چه هدفی شلیک خواهید کرد.

مکانیزم کشتن مخفیانه به شخصیت بازی اضافه شده است. هر گلوله‌ای که به هدف مورد نظر شلیک می‌شود به دشمنان بازمانده از مبارزه کمک می‌کند که موقعیت شما را شناسایی و آن را نابود کند اگر شما می‌خواهید به عنوان یک شبح در سایه در تپه‌ها باقی بمانید باید به صورت مدام منطقه‌های خود را تغییر دهید. شما نیاز دارید که برای هر هدف و کشتن و موقعیت جدید اولویت‌بندی کنید تا یک تصمیم دقیق بگیرید که چگونه در یک مبارزه‌ی سخت شرکت کنید. هنگامی که دشمنان در امتداد جاده‌ها گشت‌زنی می‌کنند و در پایگاه‌ها مستقر هستند شما در بازی یک نیروی فعال هستید که انتخاب اینکه از کجا،چه زمانی و چگونه مبارزه را شروع کنید بسیار با اهمیت است.

Third Middle PIC

گیمر می‌تواند انتخاب کند و تصمیم بگیرد که در مقابل شماری از دشمنان ایستادگی کند و به مبارزه با آن‌ها بپردازد. اگرچه شما می‌توانید کنترل یک سلاح خودکار را در دست بگیرید و در یک محدود‌ه‌ی بسیار نزدیک دشمنان را نابود کنید، در این حالت سیستم کاور‌گیری در مقایسه با کاورگیری تک تیرانداز بسیار سست و زمخت است. در عوض شما در یک زمین وسیع و گسترده خودتان را پیدا می‌کنید و با دقت تمام، سربازان شجاع و یا احمق نازی را از روی زمین حذف می‌کنید و پس از یک مبارزه‌ی نفس‌گیر یک استراحت کافی برای شما فراهم می‌شود. لحظات هیجان‌انگیزی است وقتی که ده‌ها تن از دشمنان را می‌بینید که به شما نزدیک می‌شوند و مبارزه‌ در اوج خود ادامه پیدا می کند و هر گلوله‌ای که به سمت هدف شلیک می‌شود یک حس قابل ملاحظه‌ای را به بازی‌باز انتقال می‌دهد.

متاسفانه هوش مصنوعی دشمنان نسبت به سایر بازی‌های این سری دقیق‌تر نیست. شما می‌توانید میزان این هوش را در منوع شروع (Start Menu) تغییر بدهید، اما به طور کلی، آن‌ها در یک منطقه‌ی پر از جسد، جستجو را سریع به اتمام می‌رسانند و یا با صدای بلند معلوم می‌کنند در کدام منطقه هستند و هنگام کاورگیری مدام به عقب و جلو حرکت می‌کنند که این نشان از هوش مصنوعی ضعیف دشمنان است. این حالت باعث می‌شود که شما به سختی دشمنان کاورگیری شده را ببینید که البته مزیت محسوب نمی‌شود به جای این حرکت بهتر بود دشمنان ضمن کاورگیری موقعیت‌های خود را عوض کنند و یک حالت طبیعی مبارزه‌ی جنگی را به بازی‌باز انتقال دهد. به عنوان یک مبارزه‌ی هوشمند شما اسلحه‌ی خود را از راه دور برای هدف مورد نظر تنظیم می‌کنید و با یک حرکت غافلگیرانه دشمنان احمق را مورد اصابت گلوله قرار می‌دهید قبل از اینکه آن‌ها بخواهند کار را انجام بدهند شما پیروز میدان هستید.

جدا از بحث وسیع بودن محیط بازی نسبت به قسمت‌های پیشین این سری، بازی Sniper Elite 4 یک گام جلوتر از سایر بازی‌های این سری در بخش‌های چندنفره‌ی آنلاین و کمپین بازی است. شما حالا می‌توانید بخش کمپین بازی را با همکاری سایر گیمر‌ها انجام دهید. رقابت در برابر دیگر تک تیرانداز‌های آنلاین و حتی مبارز‌ه‌ی شانه به شانه در حالت گروهی از جمله ویژگی‌های جذاب بخش آنلاین بازی است. ماهیت غیر قابل کنترل حالت گروهی بازی تا به حال به عنوان سرگرم‌کننده‌ترین بخش برای شما و دوستان شما شناخته شده است که به ویرانی و نابودکردن موجی از دشمنان به صورت پی در پی می‌پردازید. بازی پر از بمباران تیراندازی،انفجار‌ها و مرگ‌های وحشتناک است.

بازی رقابتی همانطور که باید باشد هیجان‌انگیز نیست. تمرکز بازی بیشتر بر روی حالت CQC (همکاری گروهی چندنفره برای مبارز‌ه‌ی نزدیک و تن به تن) است. سیستم بازی از کنترل شناور و ناگهانی، درگیری گیج‌‌کننده که در آن پیروزی توسط شانس بیش از مهارت است، رنج می‌برد. حالت Cooperative یک آیتم جذاب و جالب بازی است که شرارت را در بهترین حالت از هسته‌‌ی داستان بازی حذف می کند.

Fourth Middle PIC

جلوه های بصری Sniper Elite 4 فرسنگ‌ها با استاندارد بازی‌های کنسول‌های نسل هشتمی فاصله دارد. بافت‌های بی کیفیت، افکت‌های نه چندان زیبا و Draw Distance بسیار ضعیف، همگی از مشکلاتی هستند که Sniper Elite 4 با آن‌ها دست و پنجه نرم می کند. به تمامی موارد ذکر شده حرکات غیر طبیعی چهره‌ها و بدن کاراکترها را بیافزایید تا بفهمید با چه گرافیک هنری ضعیفی رو به رو هستید. اما اگر فکر می‌کنید گرافیک فنی بازی هم وضعیتی بهتر از گرافیک هنری دارد، سخت در اشتباه هستید.نرخ فریم‌دهی بازی همانند بسیاری از بازی‌های کنسولی روی ۳۰ قفل شده و با وجود آنکه Sniper Elite 4 گرافیک هنری فوق العاده ای هم ندارد، این موضوع کمی آزار دهنده تر شده است. جالب است بدانید که این نرخ فریم‌دهی حتی ثابت هم نیست و گاهی به زیر ۳۰ هم افت پیدا می کند. Sniper Elite 4 به هیچ عنوان گرافیک قابل قبولی ندارد و تنها قسمت خوب جلوه‌های بصری این اثر به X-Ray Kills و لحظه برخورد گلوله به بدن دشمنان خلاصه می شود. خوشبختانه جزئیات در X-Ray Kills بیداد می کنند که همین موضوع باعث شده تا لذت تماشای انیمیشن های خرد شدن استخوان ها و انفجار اعضای بدن دشمنان دو چندان شود.

در کلام آخر می‌توان گفت اگر بازی‌کننده می‌خواهد به گشت و ‌گذار و مبارزه‌های رندانه در یک دنیای زیبا و شگفت‌انگیز بپردازد به جرات می‌توان گفت بازی Snipir Elite 4 یکی از بهترین‌های این سری محسوب می‌شود. وقتی که شما در بازی گلوله‌‌های حیاتی را شلیک می‌کنید و تمام شهر را خالی از سربازان نازی و جنگ‌افزارهایشان می‌کنید یک حس عالی رضایت و افتخار در شما ایجاد می‌شود. Sniper Elite 4 در بحث گیم‌پلی هیجانی،جذاب و متحیر‌کننده یکی از بهترین عنوان‌های این سری به شمار می‌آید که رضایت بسیاری از گیمر‌ها را بدست می‌آورد. در حالی که گرافیک،داستان و شخصیت‌های بازی شاید برای گیمر کمی تخت و ساده به نظر برسد و این نشان می‌دهد تمرکز اصلی سازندگان بیشتر بر روی سبک گیم‌پلی بازی بوده است.

نکات مثبت بازی:

  • محیط بازی شگفت انگیز است
  • همه‌ی کشتن‌های X-Ray جذاب و رضایت بخش است
  • گیمر به عنوان یک مامور ویژه دشمنان را با سرعت و دقت تمام نابود می‌کند
  • حس واقعی شرارت در ایتالیا به خوبی به بازی القا شده است
  • بخش چند نفره‌ی آنلاین بازی عمیقاْ رضایت بخش است

نکات منفی بازی:

  • شخصیت‌های بازی خسته‌کننده است طوری که نام‌ آن‌ها در یاد نمی‌ماند
  • قابل توجه است که جمجمه‌ها و اندام‌ها بهتر از چهر‌ه‌‌های واقعی افراد طراحی شده‌اند
  • همه‌چیز به جز تفنگ تک‌‌تیرانداز خسته‌کننده است

[ad_2]

لینک منبع

فناوری هایی که تا سال ۲۰۲۵ منسوخ خواهند شد

[ad_1]

در این مقاله به بررسی ۱۱ نوع تکنولوژی می‌پردازیم که تا سال ۲۰۲۵ منسوخ و یا ناکارآمد خواهند شد. 

تجربه بشری نشان داده است که هیچ‌ فناوری پایدار نیست و با گذشت زمان تغییر می‌یابد یا منسوخ می‌شود. این موضوع حتی در مورد فناوری‌های بسیار پیشرفته‌ که نقش مهمی در زندگی ما ایفا می‌کنند نیز صادق است. در ادامه نگاهی می‌کنیم به ۱۱ فناوری یا محصولی که تا  سال ۲۰۲۵ منسوخ خواهند شد. با زومیت همراه باشد.

۱- تلویزیون‌های LCD

کمی بیشتر از یک دهه پیش، با روی کار آمدن تکنولوژی صفحه نمایش کریستال مایع موسوم به LCD، طوفانی در صنعت تلویزیون ایجاد شد که با توجه به مشخصه‌های بارز آن از قبیل باریکی، زیبایی و بهره‌وری در مصرف انرژی، اقبال خوبی بین مردم پیدا کرد و به‌طور فزاینده‌ای در دسترس عموم قرار گرفت. درحالی‌که تلویزیون‌های ال‌سی‌دی از آن به بعد بهبودیافته‌تر، باریک‌تر، روشن‌تر، بزرگ‌تر و در عین حال ارزان‌تر شدند؛ تولیدکنندگانی مانند ال‌جی تمامی تلاش خود را متوجه ظرفیت تولید تلویزیون‌های OLED کردند.

از آنجا که در تکنولوژی تلویزیون‌های OLED، هر پیکسل خود به‌صورت مستقل خاموش و روشن می‌شود؛ بنابراین کنتراست تصویر بسیار بالا است و رنگ‌ها با وضوح بسیار بالایی نمایش داده می‌شوند. حتی در صحنه‌های تاریک، همه‌چیز به‌صورت واضح نمایان است. در نتیجه این تلویزیون‌ها کیفیت تصویر بیشتری نسبت به LCD دارند. اُولِد‌ها دارای بهره‌وری بالاتری نسبت به ال‌سی‌دی‌ها هستند و می‌توانند مثل کاغذ نازک، نیمه شفاف و حتی قابل جمع شدن باشند.

در نمایشگاه CES 2017، شرکت ال‌جی از جدیدترین تلویزیون‌های OLED سری W خود که ضخامتی به اندازه یک اینچ دارد، پرده‌‌‌‌‌‌‌‌‌برداری‌ کرد که با استفاده از یک براکت مغناطیسی روی دیوار قرار می‌گیرد.

oled

۲- لامپ‌های LED

هر چند لامپ‌های LED نسبت به لامپ‌های فلورسنت مقرون به‌صرفه‌تر هستند؛ اما در آینده نزدیک، این صنعت به سمت روشنایی OLED سوق پیدا می‌کند. ال‌ای‌دی‌ها دارای منبع نور جهت‌دار هستند، اما توزیع نور در اُولِد بسیار زیبا و مصرف انرژی بسیار پایین است. همانند تلویزیون‌های اولد، لامپ‌های اولد می‌توانند به‌صورت نازک یا منحنی ساخته شوند. در حال حاضر شرکت‌هایی مانند فیلیپس و OSRAM آلمان تحقیقاتی برای کم‌هزینه کردن و بهره‌وری انرژی انجام می‌دهند و احتمال می‌رود در سال‌های آتی، تولید‌کنندگان بیشتری اقدام به ساخت محصولات روشنایی مبتنی بر اولد کنند.

 

oled light

۳- رسانه‌های ذخیره‌سازی فیزیکی

تردیدی نیست که ابزارهای ذخیره‌سازی اپتیکال مانند سی‌دی‌ها و دی‌وی‌دی‌ها به‌سرعت از گردونه خارج شدند و اکثر مصرف‌کنندگان ترجیح می‌دهند فایل‌های بزرگ‌تر را با ابزار‌هایی مانند فلش‌ یو‌اس‌بی و هارددیسک‌ اکسترنال انتقال دهند. اما اخیرا با توجه به سهولت استفاده از شیوه ذخیره‌سازی ابری، این نوع ذخیره‌سازی اقبال خوبی بین کاربران پیدا کرده است و احتمال می‌رود ابزار‌های ذخیره‌سازی فیزیکی جای خود را به ذخیره‌سازی ابری بدهند. از آنجایی که اینترنت پرسرعت در بستر وای‌فای یا اتصالات LTE در حال افزایش است؛ انتقال فایل به فضای ابری هر روز تسهیل می‌یابد. همچنین شرکت‌هایی مانند باکس، آمازون و گوگل  سرویس‌های ذخیره‌سازی ابری رایگان ایجاد کردند که این امکان را فراهم می‌کند تا کاربران به شکلی آسان بتوانند فایل‌هایشان را از طریق هر اتصالی آپلود کنند.

cloud storage

۴- کنسول‌های بازی

تصور دنیایی بدون وجود کنسول‌های بازی مانند Xbox One یا PlayStation 4 سخت است. اما ممکن است شرکت‌هایی مانند انویدیا اقدام به ساخت کنسول‌هایی رایگان مبتنی بر رایانش ابری کنند. برای مثال، انویدیا جیفورس را در نظر بگیرید که در حال حاضر به‌عنوان یک سرویس استریم بازی فعالیت می‌کند و به گیمر‌ها اجازه می‌دهد بیش از ۱۰۰ بازی AAA را در آن واحد، در ۶۰ فریم در ثانیه با رزولوشن ۱۰۸۰ و بدون نیاز به هیچ‌گونه به‌روزرسانی و یا دانلود اجرا کنند. در کوتاه‌مدت، بازی‌ها در سرور‌های انویدیا میزبانی می‌شوند و توسط چیپست‌های گرافیکی مبتنی بر Kepler و Tegra پردازش می‌شوند. مزیت این روش این است که کاربران دیگر مجبور به ارتقاء کنسول و یا پردازنده گرافیکی خود نیستند و همه آنچه لازم دارند توسط خود سرور انجام می‌شود.

online cpsole

۵- آینه خودرو

صرف نظر از برخی فناوری‌ها در صنعت آینه خودرو مثل آینه‌های الکتروکرومیک شرکت جنتکس، اکثر مردم آینه خودرو را به‌عنوان یک محصول تکنولوژی در نظر نمی‌گیرند، اما شرکت Gentex از آینه داخلی نمایش کامل خود در سه‌ماهه چهارم سال ۲۰۱۶ رونمایی کرد که توجه خودروسازان را به خود جلب کرده است. در این نوع محصول، رنگ آینه بر اساس نور محیط تغییر می‌یابد تا راننده دید خوبی داشته باشد و همچنین در هنگام دنده عقب، آینه تبدیل به یک مانیتور می‌شود.

بر اساس قانون جدید وزارت حمل و نقل ایالات متحده، ماشین‌ها ملزم به نصب دستگاه دوربین عقب خودرو تا پایان سال ۲۰۱۸ هستند و از طرفی افزایش روزافزون خودرو‌های خودران، نیاز به وجود آینه را کمرنگ خواهد کرد.

mirror

۶- شارژر‌های سیمی

در حال حاضر سامسونگ شارژر بی‌سیم را در آخرین گوشی‌های هوشمند تولیدی خود قرار داده است که گوشی روی یک پد قرار می‌گیرد و بدون نیاز به وجود آداپتور شارژ می‌شود. آخرین شایعات مربوط به گوشی پرچم‌دار آینده اپل یعنی آیفون 8 نشان می‌دهند که کوپرتینویی‌ها قرار است قابلیت شارژ بی‌سیم را برای اولین بار به آیفون اضافه کنند.

به نظر می‌رسد در سال‌های آتی، دیگر تولید‌کنندگان تلفن همراه نیز این خط مشی را دنبال کنند. همچنین تیم‌های تحقیقاتی در حال کار روی پروژه‌ای هستند که امکان شارژ تلفن همره از طریق Wi-Fi صورت پذیرد. بدین ترتیب گوشی پس از اتصال به شبکه وای‌فای و با استفاده از تبادل سیگنال به‌صورت بی‌سیم شارژ می‌شود.

شارژر بیسیم

۷کنترل از راه دور

 به لطف ظهور دستگاه‌های مبتنی بر پردازش صوتی که عملکردی مشابه دستگاه‌های کنترل از راه دور دارند، انتظار می‌رود در آینده‌ای نزدیک ریموت کنترل‌های سنتی از رده خارج شوند.

اخیرا دستگاه‌های دستیار صوتی مورد توجه قرار گرفتند؛ به‌عنوان مثال، می‌توان از طریق سنسور کینکت به کنسول Xbox One متصل شد و صدای تلویزیون را تنظیم کرد، کانال‌ها را عوض کرد و بازی مورد نظر را اجرا و نهایتا سیستم را خاموش کرد. از طرفی دستگاه اکو آمازون پرفروش‌ترین دستگاه شرکت آمازون در سال ۲۰۱۶ بود.

اکو آمازون

 ۸- کارت‌های اعتباری فیزیکی

با توجه به گزارش سایت خبری بلومبرگ، بیشتر از  ۸۰ درصد از مردم در ایالات متحده، پرداخت از طریق کارت‌های اعتباری را ترجیح می‌دهند. به لطف سرویس‌هایی مانند PayPal و Apple Pay، عدم استفاده از وجه نقد و حتی کارت‌های اعتباری در تبادلات مالی در حال افزایش است. کشورهایی مانند هند به‌سرعت از پرداخت‌هایی که با پول انجام می‌شود، فاصله گرفتند و با توجه به گسترش سریع گوشی‌های هوشمند، استفاده از  خدمات پرداخت الکترونیک بسیار مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین، جای تعجب نیست اگر تا هشت سال آینده کارت‌های اعتباری فیزیکی سرنوشتی مانند کیف پول داشته باشند.

پرداخت آنلاین

۹- رمز عبور

اگر منصفانه نگاه کنیم، رمز عبور یک محصول فناورانه نیست. اما حسگر‌های بیومتریک مانند اثر انگشت به‌تدریج در حال جایگزین شدن با رمز عبور الفبایی هستند و ازآنجایی‌که حسگر‌های بیومتریک امنیت بسیار بالایی دارند، در سال‌های اخیر مورد توجه قرار گرفتند. برای مثال اگر با سنسور اثر انگشت قفل آیفون را باز کنید، می‌توانید دسترسی کامل به حساب‌های کاربری خود مثل اپ استور و یا اپلیکیشن‌های مربوط به کارت اعتباری داشته باشید.

همچنین فناوری تشخیص چهره به‌عنوان جایگزین برای رمز عبور الفبایی مورد توجه قرار گرفته است و انتظار می‌رود در درازمدت جایگزین آن شود.

فینگر پرینت

۱۰- دستگا‌ه‌های استریم مدیا

در دستگاه‌های استریم مدیا مانند Chromecast، Roku، Fire TV و Apple TV قابلیت استریم کردن محدود است مثلا در اپل تی‌وی قابلیت استریم کردن محدود به دستگاه‌های اپل مانند آیفون یا مک است و برای استریم کردن حتما می‌بایست دستگاه‌های یادشده به تلویزیون متصل شود؛ اما با توجه به رشد روزافزون تلویزیون‌های هوشمند موسوم به Smart Tv، قابلیت استریم کردن مدیا در این‌گونه دستگاه‌ها وجود دارد؛ بنابراین دیگر نیازی به محصولاتی مثل Apple TV نخواهد بود. با توجه به گزارش IHS، نیمی از تلویزیون‌های فروخته‌شده در سال ۲۰۱۶ هوشمند بودند و این میزان همچنان در حال افزایش است. بنابراین فروش تعداد دستگاه‌های استریم مدیا با سقوط مواجه خواهد شد.

استریم مدیا

۱۱- جاروبرقی‌ها

جاروبرقی‌های سنتی احتمالا سهمشان را از بازار به ربات‌های کوچک می‌دهند. برای اینکه مطمئن شوید، در سال ۲۰۱۴  کالین انگل مدیر عامل کمپانی iRobot اعلام کرد جاروبرقی‌های رباتیک ۱۵ درصد از مجموع سهم بازار را در اختیار دارند. این میزان ممکن بود چشمگیر به نظر نرسد؛ اما سهمی که انگل بیان کرد، تقریبا مشابه سهم محصولاتی مانند ماکروویو و ماشین ظرف‌شویی در ۱۰ تا ۱۵ سال اول معرفی این محصولات بود.

جاروبرقی رباتیک

درآمد ربات‌های جاروبرقی شرکت irobot نسبت به دوره مشابه سال قبل، ۲۳ درصد و به میزان ۱۶۸ میلیون دلار افزایش داشت که از این میزان ۱۳.۳ درصد مربوط به رشد ربات‌های خانگی می‌شود که رقمی معادل ۶۵.۵ میلیون دلار است و  فروش بسیار عالی جاروبرقی رباتیک Roombas که رشدی ۳۰ درصدی داشت،  نشان می‌دهد که در درازمدت، جاروبرقی‌های رباتیک جایگزینی قابل قبول برای مدل‌های سنتی جاروبرقی خواهند بود.

[ad_2]

لینک منبع

بررسی سیستم صوتی OM4560 و OM7560 ال جی

[ad_1]

سیستم‌های صوتی جدید ال‌جی به همراه قابلیت‌های متعددی برای تزریق هیجان به مهمانی‌ها توسعه یافته‌اند.

ال‌جی طی چند سال اخیر تلاش زیادی در توسعه‌ی سیستم‌های صوتی خود کرده است. عموم تمرکز این شرکت طراحی سیستم‌های صوتی مناسب برای مهمانی بوده است که به همین دلیل امکانات متعددی در این زمینه را می‌توان در محصولات ال‌جی یافت.

مشخصات فنی 

ال‌جی OM4560 ال‌جی OM7560
ابعاد ارتفاع، عمق، عرض (سانتی‌متر) ۳۱×۳۰.۲×۴۵.۲ ۸۱.۵×۳۰.۲×۳۳
وزن (کیلوگرم) ۷.۵ ۱۶.۸
توان خروجی (وات) ۲۲۰ ۱۰۰۰
امپدانس خروجی (اهم) ۳ ۴
گستره‌ی دینامیکی (دسی‌بل) ۸۰ ۸۰
بازه‌ پاسخ فرکانس (هرتز) ۸۰-۲۰۰۰۰ ۴۰-۲۰۰۰۰
نوع درایورها توییتر، ووفر اسپیکر، توییتر، ووفر
قطر درایورها (میلی‌متر) ۱۶۵،۵۵
توان مصرفی ۴۸
تعداد کانال ۱.۱ ۲.۱
اتصالات 4pin USB Type A, RCA x 2, mini-phone 3.5 mm, Bluetooth 4pin USB Type A, RCA x 2, mini-phone 3.5 mm, Bluetooth
دیسک‌های قابل پخش CD-DA, CD-R, CD-RW CD-DA, CD-R, CD-RW
فرمت صوتی قابل پخش MP3،WMA MP3،WMA
رادیو FM: 87.5 – 108 MHz FM: 87.5 – 108 MHz
اکولایزر دارد دارد
تنظیمات پیش‌فرض اکولایزر Bass, Classic, Flat, Football, Funk, Jazz, Pop, Rock, Salsa, Samba Classic, Football, Jazz, Pop, Rock
قابلیت‌ها دی‌جی خودکار، نوردهی درایور، کنترل با گوشی هوشمند، ضبط مستقیم روی حافظه‌ی فلش، کارائوکه، اتصال به تلویزیون کنترلرهای دی‌جی به همراه تنظیمات متعدد، اهرم Party Thruster، رقص نور، نوردهی درایور، کنترل با گوشی هوشمند، اتتصال به سه گوشی هوشمند، کارائوکه با دو میکروفن، اتصال به تلویزیون

ال‌جی OM4560

راه‌حل‌ پایه‌ و ارزان ال‌جی برای سیستم‌های صوتی خانگی، مدل OM4560 است. این دستگاه که ابعاد کوچکی نیز دارد، به واسطه‌ی قابلیت‌های متعدد خود توانایی ایجاد فضایی شاد و مهیج را در مهمانی‌ها دارد. در نگاه اول شاید با توجه به ابعاد کوچک OM4560 آن را چندان کاربردی ندانید. اما پس از روشن کردن و استفاده از این BoomBox قطعا تغییر عقیده خواهید داد. 

سیستم صوتی ال جی om4560

ال‌جی OM4560 از یک درایور ۱۶۵ میلی‌متری بهره می‌برد که در کنار توییتر و آمپلی‌فایر خود توانایی تولید توان کلی ۲۲۰ وات را دارد. توان خروجی این دستگاه خبر از کاربری آن برای فضاهای کوچک می‌دهد و توقع صدایی رسا را در سالن‌ها و فضا‌های بزرگ‌تر را نداشته باشید. اما OM4560 به خوبی می‌تواند از پس وظیفه‌ی خود به عنوان سیستم صوتی خانه‌های آپارتمانی با فضای متوسط را بر بیاید.

سیستم صوتی ال جی om4560

سیستم‌های صوتی ال‌جی برای ایجاد فضایی مهیج طراحی شده‌اند و توقع کیفیت صدای بالا همانند سیستم‌های صوتی حرفه‌ای و گران را از آن‌ها نداشته باشید. با این حال این دستگاه‌ها در بخش کاربری خود قابلیت‌های جذاب زیادی دارند که به عنوان مثال می‌توان از کلید‌‌های تنظیماتی X-Boom و ‌Bass Blast نام برد. با فعال کردن تنظیمات نام برده در OM4560، این سیستم صوتی از تمام توان خود برای ایجاد باس قدرتمندی بهره خواهد برد. پس از فعال کردن X-Boom نیز شاهد رقص نورپردازی درایور متناسب با موسیقی در حال پخش خواهید بود.

ال‌جی OM4560 در بخش کیفیت صدا عملکرد خوبی دارد و عموم نیاز‌ها کاربران را به خوبی برآورده خواهد کرد. اما اگر از طرفداران سبک‌های راک و متال هستید، شاید باس بالای این دستگاه حتی در حالت غیرفعال آن نیز، برای شما خوشایند نخواهد بود.

سیستم صوتی ال جی om4560

کیفیت صدا، نقطه‌ی قوت‌ بوم‌باکس‌های ال‌جی نیست؛ بلکه‌ی این دستگاه‌ها برای افزایش هیجان محیط و سرگرم کردن کاربران طراحی شده‌اند. به همین دلیل قابلیت‌های مختلفی در OM4560 وجود دارد که در نوع خود بسیار جذاب است. به عنوان مثال کاربران قادر خواهند بود موسیقی در حال پخش از CD را در کنار کارائوکه، در حافظه‌ی فلش متصل شده به دستگاه ضبط کنند. البته در نظر داشته باشید برای بهره بردن از کارائوکه به میکروفن مخصوص ال‌جی احتیاج خواهید داشت که باید جداگانه آن را تهیه کنید و همراه سیستم‌های صوتی این برند عرضه نمی‌شود. امکان اتصال راحت بلوتوث نیز در کنار درگاه‌های ارتباطی USB، جک ۳.۵ میلی‌متری، برای پخش راحت موسیقی در دسترس است. سیستم صوتی OM4560 همچنان امکان اتصال بیسیم به تلویزیون‌های ال‌جی را برای پخش باکیفیت صدا دارد.

سیستم صوتی ال جی om7560

از دیگر قابلیت‌های جذاب OM4560، دی‌جی خودکار (Auto DJ) است که به صورت خودکار اقدام به پخش تمامی آهنگ‌های لیست پخش گوشی یا حافظه‌ی متصل شده به دستگاه، خواهد کرد. در صورتی که با قابلیت دی‌جی خودکار آشنا نیستید باید بدانید که در این حالت شدت صدای موسیقی فعلی پیش از اتمام آن به آرامی کاهش می‌یابد و موسیقی بعدی از زمانی مناسب شروع به پخش می‌شود تا وقفه‌ای در عبور از تِرک‌های مختلف ایجاد نشود. 

ال‌جی OM7560

ال‌جی سیستم‌های صوتی متنوعی را به بازار عرضه کرده است؛ برای آن دسته از کاربران که OM4560 توانایی‌ و قدرت کافی را ندارد، OM7560 گزینه‌ی مناسبی خواهد بود. این سیستم صوتی، علاوه بر توانایی‌های برادر کوچک‌تر خود، توان خروجی بیشتر و قابلیت‌های افزوده‌ی دیگری را به همراه دارد. در نگاه اول، پنل کنترلی بالای دستگاه مشابه با کنترلر‌های دی‌جی، خودنمایی می‌کند و خبر از کاربردی متفاوت با سیستم صوتی پایه‌ی ال‌جی می‌دهد.

سیستم صوتی ال جی om7560

سیستم صوتی OM7560 ال‌جی توانایی بالایی در تولید صدا دارد. این دستگاه به واسطه‌ی دو توییتر، دو اسپیکر و یک ووفر، در مجموع توان خروجی ۱۰۰۰ وات RMS را دارد. بدین ترتیب برای کاربرانی که به دنبال صدایی بلند و کیفیت مناسبی هستند، OM7560 گزینه‌ی مناسبی خواهد بود. اکولایزر با تنظیمات پیش‌فرض متعدد و امکان سفارشی‌سازی آن نیز در دسترس است تا به تنظیم آن متناسب با سلیقه‌ و سبک موسیقی خود بپردازید.

ال‌جی OM7560 در بخش شدت صدا، یک سر و گردن از برادر کوچک‌تر خود در ایران، تواناتر است این موضوع در بخش کیفیت صدا نیز مصداق است. به لطف بهره‌گیری از دو اسپیکر و توییتر، در صورت افزایش حجم موسیقی، همچنان جزئیات مناسبی از گستره‌ی صداهای فرکانس متوسط و بالا را خواهید داشت. البته باید در نظر داشته باشید که با توجه به کاربری این سیستم صوتی، توقع پخش صدای باکیفیتی همانند نمونه‌های مخصوص و گران‌قیمت این زمینه را داشته باشید. اما ال‌جی OM7560 با توجه به توان بالای خود، قادر خواهد بود تا در فضا‌های متوسط به راحتی جو مهیجی را ایجاد کند.

سیستم صوتی ال جی om7560

ال‌جی OM7560 برای آن دسته از کاربران طراحی شده است که علاوه بر پخش صدا با توان خروجی بالا، به دنبال قابلیت‌های متعددی برای تزریق هیجان به مهمانی خود هستند. پنل کنترلی دی‌جی بالای دستگاه، همانند نمونه‌های حرفه‌ای از دو دیسک بهره می‌برد که نمونه‌ی سمت راست برای تغییر ترک موسیقی و نمونه‌ی سمت چپ برای ایجاد جلوه‌های مخصوص دی‌جی و تغییر زمان یا ثابت نگه داشتن ترک فعلی به کار می‌رود. جلوه‌ها و تنظیمات مخصوص دی‌جی اعم از Flanger، Phaser، WAH و Delay نیز با کلید مخصوصی در بخش پایینی دیسک مخصوص به آن قابل تغییر است و می‌توان میزان آن‌ها را نیز از ۰ تا ۱۵ تنظیم کرد. ترکیب استفاده از دیسک‌های مذکور منجر به ایجاد جلوه‌ی جذابی از لیست پخش موسیقی‌ها خواهد شد.

سیستم صوتی ال جی om7560

علاوه بر دیسک‌های کنترلی دی‌جی، اهرمی نیز در بخش بالایی دستگاه تعبیه شده است که ال‌جی آن را Party Thruster نامیده است. این اهرم جلوه‌ی مشابهی با صدای آژیر را ایجاد می‌کند که در صورت کشیدن آن تا انتها، صدایی مانند انفجار تولید خواهد کرد. این اهرم برای ایجاد هیجان در نقطه‌ی اوج موسیقی به کار می‌رود. ال‌ای‌دی قرمز نورپردازی پنل نیز جلوه‌ جذابی به این بخش در محیط‌های تاریک می‌دهد.

یکی از مشکلات پنل کنترلی دی‌جی OM7560 شیب منفی آن به سمت جلوی دستگاه است. این موضوع باعث شده است تا برای کار کردن مداوم و راحت‌تر با این پنل و اعمال تنظیمات، در مقابل دستگاه قرار گیرید که این موضوع منجر به قطع نورپردازی و تاثیر منفی در کیفیت صدای در حال پخش می‌شود.

سیستم صوتی ال جی om7560

دیگر تفاوت سیستم صوتی OM7560، مربوط به رقص نور تعبیه شده در پنل جلویی بالای دستگاه است که با توجه به ریتم موسیقی، اقدام به نورپردازی محیط می‌کند. این دستگاه همانند OM4560 نیز از نورپردازی درون ووفر بهره می‌برد که متناسب با ال‌ای‌دی رقص نور، تغییر می‌کند.

سیستم صوتی ال جی om7560

ال‌جی OM7560 از قابلیت‌های اتصالی متعددی بهره می‌برد. امکان اتصال دو حافظه‌ی فلش، خروجی و ورودی AUX، جک ۳.۵ میلی‌متری و دو ورودی ۶.۵ میلی‌متری میکروفن، باعث شده است تا در این بخش کمبودی را احساس نکنید. اتصال بیسیم از طریق بلوتوث و سازگاری با تلویزیون‌های ال‌جی از دیگر قابلیت‌های OM7560 در این بخش است. البته در بخش اتصال بیسیم بلوتوث، سیستم صوتی OM7560 برخلاف برادر کوچک‌تر خود توانایی اتصال به سه پخش کننده یا گوشی هوشمند را دارد و کاربران قادر خواهند بود موسیقی مورد نظر خود را به لیست در حال پخش اضافه کنند تا بدون وقفه در پخش موسیقی، امکان پخش انواع مختلفی از ترک‌های مورد نظر خود را داشته باشند.

سیستم صوتی ال جی om4560

سیستم صوتی OM7560 نیز از قابلیت کارائوکه برخوردار است. نقطه‌ی قوت این دستگاه پشتیبانی از دو میکروفن است که بدین ترتیب دو نفر به طور همزمان قادر خواهند بود از این قابلیت بهره ببرند. البته برای بهره بردن از این موضوع باید میکروفن‌های مخصوص برند ال‌جی آن را به طور جداگانه تهیه کنید.

ال‌جی OM7560 سیستم صوتی توانمند با لیست بلند بالایی از امکانات برای ایجاد فضایی شاد و مهیج در مهمانی‌ها است که توان بالای آن برای فضاهای متوسط و تا حدودی بزرگ، به خوبی جوابگوی نیاز کاربران خواهد بود. کنترلر‌های دی‌جی تعبیه شده در دستگاه نیز برای کاربران نیمه‌حرفه‌ای بسیار کارآمد خواهد بود.

[ad_2]

لینک منبع

بررسی کیبورد و ماوس بی‌ سیم Designer Bluetooth Desktop مایکروسافت

[ad_1]

در این مقاله با مشخصات و ویژگی‌های کیبورد و ماوس بی‌سیم Designer Bluetooth Desktop مایکروسافت بیشتر آشنا می‌شویم.

با وجود آنکه اغلب از مایکروسافت به عنوان یک کمپانی نرم‌افزار‌ محور یاد می‌شود؛ اما ردموندی‌ها در کنار توسعه‌ی نرم‌افزار، در حوزه‌ی سخت‌افزار نیز فعال هستند و همه‌ساله دستگاه‌های متعددی تولید و روانه‌ی بازار می‌کنند. یکی از محصولات سخت‌افزاری جدید مایکروسافت که سال گذشته وارد بازار شد، مجموعه‌ی کیبورد و ماوس بی‌سیم Designer Bluetooth Desktop این کمپانی است. برای آشنایی با مشخصات و ویژگی‌های این باندل در ادامه همراه زومیت باشید.

کیبورد و ماوس بی‌سیم Designer Bluetooth Desktop

مشخصات فنی

کیبورد

  • ابعاد: ۱۹.۸ × ۱۱۲.۲ × ۳۸۹.۲ میلی‌متر
  • نوع ارتباط: بی‌سیم
  • تعداد کلید: ۱۰۴
  • بیشینه‌ی برد: ۱۰ متر
  • نوع باتری: ۲ عدد باتری آلکالاین AAA

ماوس

  • ابعاد: ۲۵.۸ × ۶۰.۱ × ۱۰۷.۱ میلی‌متر
  • نوع ارتباط: بی‌سیم
  • تعداد کلید: ۳
  • بیشینه‌ی برد: ۱۰ متر
  • نوع باتری: ۲ عدد باتری آلکالاین AAA
  • نوع حسگر: اپتیکال
  • رزولوشن: ۱۰۰۰ dpi

طراحی

مایکروسافت در ساخت ماوس و کیبورد این مجموعه سعی کرده است زبان طراحی مشترکی به کار بگیرد و با انتخاب پلاستیک مات برای هر دو دستگاه این باندل، به‌نوعی ظاهر آن‌ها را با هم هماهنگ کند. کیبورد و ماوس این مجموعه بسیار خوش‌ساخت هستند و کیفیت مواد به‌کار‌رفته در ساخت آن‌ها نیز بسیار بالا است.

کیبورد این مجموعه ۱۰۴ کلید استاندارد را در بر گرفته است، این کلیدها از جنس پلاستیک مات و برخلاف کیبوردهای دیگر مایکروسافت مسطح هستند. مات بودن کلیدها باعث می‌شود اثر انگشتان دست روی آن‌ها چندان واضح نباشد.

کیبورد باندل Designer Bluetooth Desktop طراحی ساده و در عین حال بسیار زیبایی دارد؛ ساختار مستطیلی و لبه‌های تیز این کیبورد می‌توانند نظر هر کاربری به سوی آن جذب کنند. در قسمت بالای کیبورد دیزاینر بلوتوث دسکتاپ، پایه‌ی ثابتی در نظر گرفته شده است تا با فاصله‌ای که از سطح میز ایجاد می‌کند، کار با این کیبورد را ساده‌تر کند.

کیبورد و ماوس Designer Bluetooth Desktop

همان‌طور که در قسمت مشخصات فنی نیز اشاره شد، انرژی مورد نیاز این کیبورد با دو باتری سایز AAA تأمین می‌شود. محل قرارگیری این باتری‌ها داخل پایه‌ی کیبورد و زیر پوششی است که به‌صورت مغناطیسی به پایه متصل می‌شود.

در ساخت ماوس مجموعه‌ی Designer Bluetooth Desktop نیز از پلاستیک مات استفاده شده است، این موضوع باعث می‌شود تا در استفاده‌ی طولانی‌مدت، دست کاربر از روی ماوس لیز نخورد و همچنین اثر انگشت کاربر روی آن چندان واضح نباشد. ماوس این باندل نیز همانند کیبورد آن از زبان طراحی مینیمالیستی و ساده‌ای بهره می‌برد.

مانند تمام ماوس‌های مدرن، این ماوس نیز از وجود یک اسکرول‌ویل بهره می‌برد. این چرخ از جنس پلاستیک سخت است و کیفیت قابل قبولی دارد و حرکت آن نیز به نرمی صورت می‌پذیرد. اسکرول‌ویل یادشده به‌عنوان یک دکمه نیز عمل می‌کند و با فشردن آن، امکان اسکرول‌ کردن صفحات، صرفا با حرکت دادن ماوس و بدون نیاز به چرخاندن اسکرول‌ویل فراهم می‌شود.

در قسمت زیرین ماوس دیزاینر بلوتوث دسکتاپ، دکمه‌ی روشن/خاموش و محفظه‌ی باتری (‌که درون آن دو باتری قلمی سایز AAA جای می‌گیرد)، دیده می‌شود. پوشش محفظه‌ی باتری ماوس نیز همانند کیبورد از نوع مغناطیسی است؛ برای باز کردن این پوشش کافی است قسمت پایین آن را فشار دهید.

عملکرد

کلیدهای به‌کاررفته در کیبورد مجموعه‌ی دیزاینر بلوتوث دسکتاپ، عمق حرکتی مناسبی دارند و فاصله‌ی آن‌ها از هم کافی به نظر می‌رسد. همان‌طور که در قسمت طراحی نیز اشاره شد، سطح کلیدهای این کیبورد صاف است و انحنایی ندارد، این موضوع سبب می‌شود که انگشتانتان جاگیری چندان خوبی روی کلیدها نداشته باشند. بافت به‌کاررفته در سطح کلیدها به‌گونه‌ای است که حین فشردنشان نرمی خاصی احساس کنید که لذتت  تایپ با کیبورد را دوچندان می‌کند.

در قسمت بالای کیبورد، مجموعه‌ای از کلیدهای میانبر وجود دارد که دسترسی کاربر به ابزارهایی همچون منوی تنظیمات، کنترل‌ موسیقی و جستجو را ساده‌تر می‌کنند.

یکی از مهم‌ترین شاخصه‌هایی که کاربران در خرید ماوس به آن توجه می‌کنند، دقت عملکرد ماوس است. مایکروسافت در ماوس Designer Bluetooth Desktop از یک حسگر اپتیکال با دقت ۱۰۰۰ dpi استفاده کرده است، به این مفهوم که حسگر یادشده قادر است در هر اینچ، هزار نقطه را تشخیص دهد. چنین دقتی، باعث می‌شود حرکت نشانگر، نرم و روان باشد و کاربر نیز کنترل بیشتری روی آن داشته باشد.

کیبورد و ماوس Designer Bluetooth Desktop

در کنار دقت ماوس بی‌سیم، عواملی مانند وزن، ابعاد و طول عمر باتری نیز مطرح هستند. متأسفانه ارتفاع کم این ماوس، ارگونومی آن را پایین آورده است و دست به‌خوبی روی آن قرار نمی‌گیرد؛ این موضوع سبب می‌شود حین استفاده از ماوس دیزاینر بلوتوث دسکتاپ، دستتان احساس راحتی نکند. مشکل یادشده برای کاربرانی که دستان بزرگ‌تری دارند، شدت بیشتری به خود می‌گیرد.

انرژی مورد نیاز کیبورد از طریق دو عدد باتری آلکالاین AAA و انرژی مورد نیاز ماوس نیز توسط دو باتری آلکالاین با سایز AAA تأمین می‌شود. مایکروسافت مدعی است عمر باتری‌ها در کیبورد و ماوس باندل Designer Bluetooth Desktop به ترتیب ۱۲ و ۶ ماه است.

جمع‌بندی

کیبورد و ماوس باندل Designer Bluetooth Desktop، طراحی مینیمالیستی و جذابی دارند. عمق حرکتی کلیدهای کیبورد این باندل مناسب است و این کلیدها فاصله‌ی قابل قبولی نیز از هم دارند؛ اما ابعاد کوچک کیبورد، باعث شلوغ به ‌نظر رسیدن آن شود و از آنجایی که مایکروسافت محل برخی از کلیدها را هم نسبت به کیبوردهای مرسوم تغییر داده است؛ بنابراین ممکن است برخی از کاربران در ابتدا در کار کردن با این کیبورد دچار مشکل شوند.

کیبورد و ماوس Designer Bluetooth Desktop

ماوس این باندل نیز با وجود آنکه بسیار خوش‌ساخت است، ارتفاع کمی دارد و این موضوع ارگونومی آن را پایین می‌آورد. ارتفاع کم ماوس، کار با آن را برای کاربرانی با دست‌های بزرگ، دشوار می‌کند.

[ad_2]

لینک منبع

بررسی شیائومی ردمی 4 پرایم

[ad_1]

گوشی های ارزان قیمت اما خوش ساخت و قدرتمند، شاخصه‌ی اصلی شیائومی هستند که البته شاید در ردمی 4 پرایم بیش از پیش نمود پیدا می‌کنند.

شیائومی در سال‌های ابتدای فعالیت با ساخت گوشی‌های قدرتمند و البته خوش قیمت، توانست اسم و رسمی به‌خصوص در چین برای خود دست و پا کند. ردمی ۴ پرایم که از گوشی‌های میان‌رده‌ی شیائومی به‌حساب می‌آید، در واقع تلاش این شرکت چینی است تا نشان دهد با قیمتی بسیار کم نیز می‌توان گوشی باکیفیت و البته قدرتمند به فروش رساند.

ردمی 4 پرایم / redmi 4 prime

ردمی ۴ پرایم بدنه‌ی فلزی، صفحه نمایش فول اچ‌دی و باتری با حجم ۴۱۰۰ میلی‌آمپر ساعت دارد. روی کاغذ، این گوشی ارزان، بسیار خوب به نظر می‌رسد. در ادامه با زومیت همراه باشید تا به بررسی ردمی 4 پرایم بپردازیم.

ردمی ۴ پرایم را می‌توانید با قیمت حدودی ۷۰۰ هزار تومان از شیرازمارکت خریداری کنید.

طراحی

در این بخش می‌توان شیائومی را در رده‌ی قیمتی یکی از بهترین‌ها دانست. در بدنه‌ی فلزی باکیفیت آن به جزئیات دقت شده و شیائومی قیمت کم را دلیلی برای کم گذاشتن در این بخش ندانسته است. در دست گرفتن این گوشی قطعا حسی معادل با بسیاری از پرچمداران بازار را به شما منتقل می‌کند و در این بخش کمبودی احساس نخواهید کرد؛ چرا که تقریبا می‌توان کیفیت مواد مصرفی و طراحی را مشابه می ۵ اس شیائومی دانست که پرچمدار این شرکت است.

در بخش بالای فریم این گوشی که به زیبایی تراش خورده است، موردی را می‌بینیم که کمتر در گوشی‌های امروزی به چشم می‌خورد؛ ساطع‌کننده اشعه مادون قرمز که باعث می‌شود بتوانید از گوشی هوشمند خود به عنوان یک کنترلر از راه دور استفاده کنید. این ویژگی، موردی است که با وجود کاربردی بودن در گوشی‌های هوشمند جدید نادیده گرفته می‌شود. اگر شما نیز معتقدید این ویژگی چندان کاربردی به نظر نمی‌رسد، کافی است به استفاده از آن در گوشی خود عادت کنید تا جای خالی آن در گوشی‌های هوشمند آینده حس شود.

ردمی 4 پرایم / redmi 4 prime

در بخش جلوی گوشی علاوه بر دکمه‌های ناوبری فیزیکی، حسگرهای معمول و اسپیکرهای مکالمات نیز به چشم می‌خورند. البته در ظاهر، حاشیه‌های کناری صفحه نمایش بسیار کم هستند؛ اما با روشن شدن صفحه نمایش متوجه حاشیه‌های مشکی در تمام حاشیه‌های صفحه نمایش خواهید شد که باعث می‌شوند به هنگام روشن کردن صفحه حاشیه‌های آن زیاد باشند.

در فریم گوشی هم دکمه‌های تنظیم صدا و پاور در سمت راست قرار گرفته‌اند که از جنس فلز هستند و کیفیت ساخت بالایی دارند. در بخش پایینی اسپیکر مکالمات و اسپیکر تک کاناله صدا قرار گرفته‌اند و پورت مورد استفاده نیز از نوع میکرو یو‌اس‌بی است. طراحی بخش پشتی گوشی نسبتا ساده است و نوار آنتن در پایین و نواری پلاستیکی نیز در بالای این بخش قرار دارند تا شاهد آنتن‌دهی بهتر باشیم. 

در بخش پشتی دستگاه حسگر اثر انگشت قرار گرفته است که در رده‌ی قیمتی این گوشی، کمتر شاهد آن هستیم. البته این حسگر عملکردی بسیار خوب دارد که در رده‌ی قیمتی شاید بهترین حسگر به کار گرفته‌شده به شمار می‌رود. البته تنها ایرادی که می‌توان در این بخش گرفت، پایین‌ بودن حسگر اثر انگشت نسبت به سطح بدنه است که اندکی قرار دادن نوک انگشت روی آن را سخت‌ می‌کند. به هر حال وجود چنین حسگری در گوشی با قیمت مناسب که البته عملکرد بسیار خوبی نیز دارد، قطعا یک ویژگی مثبت به شمار می‌رود.

قطعا به هنگام در دست گرفتن این گوشی شاهد کیفیتی مشابه و البته زبان طراحی تقریبا یکسان با می ۵ اس شیائومی خواهید بود که پرچم‌دار این شرکت نیز به شمار می‌رود. همین موضوع کافی است تا پی به کیفیت ساخت ردمی ۴ پرایم ببرید.

ردمی 4 پرایم / redmi 4 prime

اسپیکر 

شیائومی در ردمی ۴ پرایم اسپیکری تک کاناله را البته در بخش پایینی گوشی در نظر گرفته است که با توجه به رده‌ی قیمتی و طبق انتظاری که از آن داشتیم، کیفیت متوسط دارد و بدون شک بهترین گزینه برای تماشای محتوای ویدیویی نیست. اما با این حال ردمی ۴ پرایم دارای جک ۳.۵ میلی‌متری نیز هست تا بتوانید از هدفون بهره ببرید. البته این نکته را در نظر داشته باشید که شیائومی هدفونی در جعبه‌ی گوشی قرار نداده است.

نرم‌افزار

MIUI یکی از رابط‌های کاربری است که بیشترین فاصله را با اندروید خام دارد و البته چینی بودن این رابط کاربری باعث شده است اثری از اپلیکیشن‌های گوگل در آن وجود نداشته باشد. خوشبختانه می‌توانید تمام اپلیکیشن‌های گوگل را به‌راحتی روی این گوشی نصب کنید.

اسکرین شات ردمی ۴ پرایم

اما رابط کاربری تنها بخشی از تفاوت‌های بسیار زیاد MIUI با اندروید خام است. نوار اعلانات متفاوت، نبود اپ دراور، آیکون‌های کاملا متفاوت و البته امکانات متعدد که در اندروید خام وجود ندارند، از دیگر تفاوت‌های نرم‌افزار شیائومی با اندروید خام هستند. برای مثال می‌توانید فونت گوشی را عوض کنید و حتی قالبی کاملا متفاوت برای گوشی در نظر بگیرید. به‌علاوه می‌توانید در اقدامی بسیار کاربردی، سرعت اینترنت و نرخ انتقال دیتا را در هر لحظه در نوار اعلانات، مشاهده کنید.

Dual Apps بخش دیگری است که با استفاده از آن می‌توانید دو نسخه از یک اپلیکیشن داشته باشید، بدون آن‌که این دو نسخه ارتباطی با یکدیگر داشته باشند. هر اپلیکیشنی را می‌توانید با این ویژگی به دو یا چند اپلیکیشن مستقل تبدیل کنید.

Second space بخش دیگری است که با استفاده از آن می‌توانید یک بخش کاملا متفاوت داشته باشید که کاملا مستقل عمل می‌کند. به این معنی که گالری عکس مربوط به خود را دارد و برای ورود به آن می‌توانید اثر انگشت متفاوت یا رمزی متفاوت را نیز در نظر بگیرید. این ویژگی باعث می‌شود در دو بخش مختلف از حافظه، در واقع دو گوشی متفاوت داشته باشید.

ردمی 4 پرایم / redmi 4 prime

این رابط کاربری با ظاهری کاملا متفاوت، ممکن است باب میل بعضی افراد باشد و برخی دیگر از آن ناراضی باشند. به‌شخصه ظاهر رابط کاربری پیکسل‌ها را به رابط کاربری MIUI ترجیح می‌دهم و به همین دلیل با استفاده از بسته‌ی آیکون‌ها و البته لانچری متفاوت آن را به شکل دلخواه خود درآوردم که بار دیگر حق انتخاب‌ و آزادی عمل سیستم عامل اندروید را به رخ می‌کشد. البته رام گلوبال برای این گوشی به احتمال زیاد عرضه می‌شود و دیگر نیازی به مراحل اولیه‌ی لازم برای نصب سرویس‌های گوگل نخواهد بود.

صفحه نمایش

شیائومی در ردمی ۴ پرایم از صفحه نمایش با ابعاد ۵ اینچی استفاده کرده است. همین موضوع باعث کوچک شدن ابعاد گوشی و امکان کار با یک دست شده است. همچنین رزولوشن این صفحه نمایش ۱۹۲۰ در ۱۰۸۰ پیکسل است که برای پنلی با این ابعاد بسیار خوب به شمار می‌رود. 

ردمی 4 پرایم / redmi 4 prime

کیفیت صفحه نمایش ردمی ۴ پرایم برای رده‌ی قیمتی خود بسیار عالی است، رنگ‌ها در آن طبیعی جلوه می‌کنند و زاویه‌ی دید آن نیز عالی است. همچنین روشنایی صفحه نمایش در حد بسیار خوبی است و عموما در زیر نور مستقیم آفتاب و در محیط بیرونی نیز مشکلی برای دیدن صفحه نمایش نخواهید داشت. به طور کلی صفحه نمایش مورد استفاده در ردمی ۴ پرایم کیفیت بسیار خوبی در رده‌ی قیمتی خود دارد و ردمی ۴ پرایم در این بخش هیچ کم‌وکاستی ندارد.

دوربین

ردمی ۴ پرایم دوربین ۱۳ مگاپیکسلی با F/2.2 دارد. این دوربین با حسگر ۵ مگاپیکسلی برای تصاویر سلفی نیز همراه شده است تا روی کاغذ، شیائومی دوربین مناسبی را روی گوشی میان‌رده‌ی خود تعبیه کرده باشد. 

ردمی 4 پرایم / redmi 4 prime

تصاویر ثبت‌شده با این دوربین، کیفیت قابل قبولی دارند، به خصوص اگر قیمت گوشی را در نظر بگیریم. جزئیات در این تصاویر مناسب هستند، اما رنگ‌ها در آن کمی مرده به نظر می‌رسند و شاید کمی اشباع شدن رنگ‌ها می‌توانست تصاویر را جذاب‌تر جلوه دهد، اما این‌گونه نشده است.

البته تصاویر در نور کم و محیط‌های تاریک همان‌طور که می‌شد پیش‌بینی کرد، افت کیفی بسیار زیادی دارند. جزئیات بسیار کمتر شده و نویز تصاویر نیز نسبتا بالا است و البته سرعت شاتر هم بسیار کمتر از شرایط با نوردهی مناسب است.

ردمی 4 پرایم / redmi 4 prime

به طور کلی دوربین در نظر گرفته‌شده برای ردمی ۴ پرایم با توجه به رده‌ی قیمتی قابل قبول است و هر چند بهترین نیست؛ اما در حدی که نیازها‌ی یک کاربر عادی را برطرف کند، قابل استفاده و خوب است.

نمونه تصاویر ردمی ۴ پرایم:

بازده و عملکرد

شیائومی در ردمی ۴ پرایم، پردازنده‌ی بسیار خوب اسنپدراگون ۶۲۵ را در کنار ۳ گیگابایت رم استفاده کرده است که روی کاغذ نوید عملکردی بسیار خوب را نسبت به قیمت در اختیار کاربر قرار می‌دهد. در ادامه می‌توانید نتایج بنچمارک‌های انجام‌شده روی گوشی را مشاهده کنید:

جدول بنچمارک‌ ابزارهای موبایل میان‌رده و پایین‌رده
تلفن / تبلت

AnTutu 6

3DMark

IceStorm

PCMark

W2.0 Overall

Web Browsing / 

Geekbench 4

Single / Multi

GFX Bench

  Manhaten 3.1

Offscreenn / 

GFX Bench

Car Chase

Offscreenn / 

GFX Bench

 T-Rex

OffScreen /  

Vellamo

Browser /

Metal

CF Bench

v1.3

Redmi 4 Prime

63458 15,687

4,246

4,189

835

3,125

3.6FPS

6.1FPS

2.3FPS

2.4FPS

8.9FPS

16.3FPS

4352

3425

66,349

Galaxy J7 Prime

40,153 5,047

3,124

3,038

654

2,319

2.3FPS

4.9FPS

1.8FPS

1.8FPS

7.2FPS

12FPS

2,578

1,145

31,379

Galaxy J5 Prime

33,353 4,821 3,267 590

1,662

1.7FPS

3.8FPS

NOT

Supported

6.7FPS

11FPS

2,472

1,089

25,394
Huawei Honor 8 88,739 17,939

4916

2952

75250
Huawei Nova Plus 62508 14024

3206

1434

93404
Xperia XA Ultra 49096 11124

3324

1179

59163
Huawei P9 Lite 53041 11808

3368

1436

62710
Galaxy C5 48102 11345

3258

1269

28969
Neffos C5 Max 36595 6772

2642

1068

43324
Moto G4 Plus 47286 11589

3325

1265

29689
Galaxy A9 2016 63589 17235

3045

1758

42589

همان‌طور که در نتایج بنچمارک مشاهده می‌کنید، ردمی ۴ پرایم عملکرد بسیار خوبی دارد و قطعا برای یک کاربر میان‌رده حتی بیش از حد نیاز نیز قدرتمند است. البته شاید اجرای بازی‌های بسیار سنگین کمی دشوار باشد و نتوان از ردمی ۴ پرایم انتظار اجرای آن‌ها را داشت، اما عملکردهای روزانه و اجرای اپلیکیشن‌ها قطعا کاری است که گوشی شیائومی به راحتی از پس آن برخواهد آمد.

باتری

شیائومی در جی ۴ پرایم از یک باتری بزرگ ۴۱۰۰ میلی‌آمپر ساعتی استفاده کرده است که با توجه به صفحه نمایش فول اچ‌دی و پردازنده‌ای بسیار کم‌مصرف، می‌توان انتظار شارژدهی بسیار خوبی از آن داشت. طبق روال همیشگی، برای تست باتری، کلیه‌ی ارتباط‌های بی‌سیم را قطع کردیم و روشنایی دستگاه را روی ۵۰ درصد قرار دادیم و ویدئویی با رزولوشن HD تا رسیدن شارژ باتری از ۱۰۰ به صفر درصد پخش کردیم. در این تست باتری گوشی یادشده توانست قبل از اتمام کامل شارژ،  ۱۰ ساعت و ۱۰ دقیقه دوام بیاورد که مدت‌زمان بسیار خوبی به حساب می‌آید. همچنین این گوشی می‌تواند تا ۱۶ ساعت و ۱۵ دقیقه وب‌گردی را برای شما به ارمغان بیاورد.

ردمی 4 پرایم / redmi 4 prime

شاخصه‌‌ی دیگر برای سنجش عمر باتری، طول مدت‌زمان روشن ماندن نمایشگر دستگاه (Screen On Time) است. مدت‌زمان SOT در ردمی ۴ پرایم در تجربه‌ی کاری ما با این گوشی در حدود ۶ ساعت و نیم به‌صورت منظم بود. در مدت این ۶ ساعت و نیم در حدود ۲ ساعت به تماشای ویدیو نشسته‌ایم، در حدود ۳ ساعت و نیم به وبگردی و کار در شبکه‌های اجتماعی و اپلیکیشن‌های پیام‌رسان پرداخته‌‌ایم و یک ساعت باقی‌مانده نیز مربوط به انجام بازی و عکاسی می‌شود. این استفاده یک استفاده‌ی سنگین به حساب می‌آید که در این استفاده ردمی ۴ پرایم  به‌راحتی می‌تواند یک روز شارژدهی کند. قطعا بسیاری از کاربران استفاده‌ای در این حد نخواهند داشت و با این حساب، غالبا می‌توانید به‌راحتی انتظار یک روز یا حتی دو روز شارژدهی داشته باشید.

مقایسه‌ی باتری ردمی ۴ پرایم با سایر رقبا:

# نمایشگر ظرفیت

(mah)

ویدیو

(h)

وب‌گردی

(h)

Screen on TIme

(h)

PC Mark 

(h)

Redmi 4 Prime 5.0’/1080p 4,100 10:10 16:15 8:34
Galaxy J7 Prime 5.5″ / 1080p 3,300 14:10 9:07
Galaxy J5 Prime 720p / “5.0 2,400 16:30 9:14
Huawei Mate 9 5.9″ / 1080p 4,000 14:15 12:50 9:22
Huawei Honor 8 5.2″ / 1080p 3,000 9:00 10:40
Huawei Nova Plus 5.5″ / 1080p 3,340 11:00 10:50
Motorola Moto Z 5.5″ / QHD 2,600 8:50 6:50
Xiaomi Mi 5s 5.15″ / 1080p 3,200 13:00 12:10
iPhone 7 4.7″ / 750p 1,960 9:20 10:00
Xperia XZ 5.2″ / 1080p 2,900 9:00 9:20
iPhone 7 Plus 5.5″ / 1080p 2,900 14:20 12:00
Xperia XA Ultra 6.0″ / 1080p 2,700 8:50 8:00
Huawei P9 Lite 5.2″ / 1080p 3,000 11:06 11:30
Galaxy C5 5.2″ / 1080p 2,600 8:20 9:00

بدون شک با توجه به نتایج به‌دست‌آمده می‌توان فهمید که باتری ردمی ۴ پرایم یکی از نقاط قوت آن است.

جمع‌بندی

ردمی ۴ پرایم با توجه به رده‌ی قیمتی خود یک گوشی عالی است و به سختی می‌توان گوشی با قیمت ۷۰۰ هزار تومان را یافت که بهتر از آن باشد؛ باتری با شارژدهی فوق‌العاده، صفحه نمایش باکیفیت و البته کیفیت ساخت عالی که کمتر در این قیمت شاهد آن هستیم.

ردمی 4 پرایم / redmi 4 prime

شیائومی قبلا نیز نشان داده است که گوشی‌های با قیمت مناسب و قدرتمند تولید می‌کند و ردمی ۴ پرایم هم یک نمونه موفق از همین سیاست شرکت چینی است. اگر به دنبال گوشی هوشمند قدرتمند با قیمت بسیار مناسب هستید، قطعا ردمی ۴ پرایم به راحتی می‌تواند انتظارات شما را از یک گوشی هوشمند برآورده کند.

ردمی ۴ پرایم را می‌توانید با قیمت حدودی ۷۰۰ هزار تومان از شیرازمارکت خریداری کنید.

نکات مثبت

  • کیفیت ساخت بسیار خوب
  • بدنه‌ی باکیفیت
  • باتری با شارژدهی عالی
  • صفحه نمایش خوب
  • بازده خوب پردازنده نسبت به رده قیمتی

نکات منفی

  • نبود رام گلوبال برای گوشی

[ad_2]

لینک منبع

بررسی تخصصی لپ‌تاپ ام اس آی GT72VR 6RE Dominator Pro Tobii

[ad_1]

در سال‌های اخیر MSI به یکی از بزرگ‌ترین تولید کننده های لپ‌تاپ های مختص بازی تبدیل شده است. اگر به همه توانایی های این شرکت، فناوری Tobii را هم اضافه کنیم، به راحتی می توان نتیجه ای فوق‌العاده را پیش بینی کرد.

کلیک – هنوز تعداد زیادی از بازی های محبوب با Tobii که در واقع فناوری حرکات چشمی کاربر است، هماهنگ نشده‌اند اما بدون شک اقدام ام اس آی برای ساخت دستگاهی که از این فناوری پشتیبانی می کند جهشی به سوی آینده است.

حتی اگر Tobii را نادیده بگیریم، حافظه SSD نسل سوم، پردازنده core i7، کارت گرافیک پاسکال GTX1070 و ۳۲ گیگ رم به تنهایی خبر از یک هیولای به تمام معنا را به طرفداران بازی می دهد. هیولایی که به سه چشم Tobii نیز مجهز شده است.

بررسی تخصصی لپتاپ ام اس آی GT72VR 6RE Dominator Pro Tobii

می شود ایده طراحی لپ‌تاپ های ام اس آی را، تغییر ندادن فرمول برنده دانست. بدنه از پلاستیک سخت و مقاوم ساخته شده و درب دامینیتور از جنس آلومینیوم است که پیش‌تر در بسیاری از محصولات ام اس آی دیده بودیم. درگاه MiniDisplay، USB Type-C، HDMI، لن و ورودی برق همه در قسمت پشت لپ‌تاپ قرار گرفته‌اند که بدون شک جابجایی لپ‌تاپ را در هنگام بازی راحت تر می کند.

بررسی تخصصی لپتاپ ام اس آی GT72VR 6RE Dominator Pro Tobii

در نمای روبروی دامینیتور اولین چیزی که نظر شما را جلب خواهد کرد، ۳ دوربین Tobii است که بی شک مشخصه بارز این لپ‌تاپ به حساب می آید. سنسور های دوربین ها بزرگ هستند اما اخلالی در طراحی یک دست دامینیتور ایجاد نمی کنند. چراغ های کیبورد با رنگ های قابل تنظیم توسط کاربر به جذابیت بخش روبرویی این دستگاه افزوده است. در قسمت سمت چپ صفحه کلید می توانید دکمه‌هایی خاص با طراحی مناسب را مشاهده کنید که فعالیت‌هایی مانند روشن و خاموش کردن، تغییر حالات فن، چراغ های کیبورد، حالات مختلف نمایشگر و XSplit Gamecaster را به عهده دارند.

بررسی تخصصی لپتاپ ام اس آی GT72VR 6RE Dominator Pro Tobii

در سمت چپ می توانید از ۴ درگاه USB 3.0 استفاده کنید که دست و دل بازی شرکت MSI را در این زمینه نشان می دهد. علاوه بر آن درگاه های سیستم صوتی نیز در این قسمت قرار گرفته اند که اتصال به سیستم های صوتی پیشرفته را آسان تر خواهد کرد. در سمت راست نیز دی وی دی رایتر و یک درگاه دیگر USB 3.0 را مشاهده می کنید.

بررسی تخصصی لپتاپ ام اس آی GT72VR 6RE Dominator Pro Tobii

صفحه نمایش دامینیتور شرکت MSI با کیفیت Full HD و نرخ تازه سازی ۱۲۰ هرتزی می تواند برای هر کاربری جذاب و فوق‌العاده باشد. سرعت پاسخگویی کمتر از ۵ میلی ثانیه است و از G-sync هم پشتیبانی می شود. فناوری True Color در این صفحه نمایش نیز مثل دیگر محصولات MSI مورد استفاده قرار گرفته که سیستم های رنگی متفاوتی را در اختیار کاربر قرار می دهد. زاویه دید ۱۷۸ درجه ای این صفحه نمایش به بهبود کاربرد آن کمک شایانی کرده و علاوه بر آن می توانید با استفاده از فناوری ماتریکس، ۳ نمایشگر دیگر را کیفیت ۴k به این دستگاه متصل کنید.

بررسی تخصصی لپتاپ ام اس آی GT72VR 6RE Dominator Pro Tobii

استفاده از کیبورد های SteelSeries در لپ‌تاپ های MSI به نکته ای قابل پیش‌بینی تبدیل شده است. فواصل دکمه‌ها خوب است و ابعاد بزرگ این دستگاه نیز به این موضوع کمک می کند. رنگ پس زمینه کیبورد با استفاده از فناوری Silver-Lining حتی در مکان های پر نور نیز به راحتی قابل مشاهده است و کیبورد از افکت های نوری جذابی بهره می برد. در کل می توان صفحه کلید دامینیتور را یک صفحه کلید ساده و بی نقص دانست.

تاچ پد دامینیتور هم به اندازه کافی بزرگ است و با استفاده از نرم افزار Dragon Center می توانید نور اطراف آن را تغییر دهید. دکمه های فیزیکی اختصاصی بر خلاف طراحی معمول لپ‌تاپ های سطح بالا، مورد استفاده قرار گرفته است که متناسب با بازار هدف دامینیتور به نظر می رسد.

دوربین های Tobii برای فعالیت از نور مادون قرمز استفاده می کنند. با استفاده از این دوربین‌ها حرکات چشمی کاربر دنبال می شود. برای استفاده از Tobii در دامینیتور در آغاز نیاز دارید تا این دوربین‌ها را کالیبره کنید و حتی یک بازی ساده نیز طراحی شده تا کیفیت این دوربین را به کاربر نشان دهد. استفاده از Tobii هنوز به نکته ای پرطرفدار در بازی های کامپیوتری تبدیل نشده است اما بدون شک داشتن چنین سخت افزاری در آینده به کار طرفداران بازی می آید.

فناوری Tobii تنها به محدود به بازی های کامپیوتری نیست و با استفاده از این دوربین‌ها می توانید از Windoes Hello نیز استفاده کنید. در سیستم ویندوز هم درایور های لازم برای استفاده از Tobii قرار گرفته است که فعالیت های مانند تغییر فوکوس و اسکرول با چشم را ممکن می سازد. اگر از جلوی دستگاه بلند شوید صفحه نمایش به صورت خودکار قفل می شود و با حضور دوباره شما به صورت اتوماتیک به حالت اولیه بر می گردد. تغییرات نور صفحه نمایش هم با استفاده از فناوری Tobii و حرکات چشمی کاربر ممکن شده است.

شرکت MSI از معدود شرکت هایی است که هیچ‌گاه در زمینه سخت افزار خساست به خرج نمی دهد و دامینیتور پرو توبی نیز از همین موضوع پیروی می کند. کارت گرافیک پاسکال GTX 1070 از بهترین کارت گرافیک هایی است که می توان در یک دستگاه مختص بازی از آن استفاده کرد. این کارت گرافیک علاوه بر توانایی بالا، مصرف باطری را نیز به شدت کاهش داده است.

پردازنده استفاده شده در این لپ‌تاپ از نوع Core i7 است و در نسخه پیش روی ما دامینیتور به ۳۲ گیگ رم DDR4 نیز مجهز شده است. حافظه داخلی استفاده شده در دستگاه نیز از نوع PCI-E نسل سوم است که از بهترین حافظه های SSD بازار به حساب می آید. تمامی بازی های که ما بر روی دامینیتور تست کردیم در بالاترین حد گرافیکی ممکن اجرا می شوند و شما هیچ‌گونه مشکلی در اجرای بازی نخواهید داشت.

سیستم خنک کننده لپ‌تاپ با کارت گرافیک پاسکال هماهنگ و از نوع Coller Boost 4 است که از دو فن بزرگ و لوله های حرارتی خاصی بهره می برد. دمای دستگاه در بیشتر لحظات پایین تر از ۸۰ است که نشان دهنده پیشرفت ۱۰ درصدی نسبت به نسل قبلی است.

از نظر توانایی های صوتی نیز دامینیتور شما را نا امید نخواهد کرد. این سیستم توسط شرکت Dynaudio طراحی و ساخته شده است که از دو اسپیکر و یک ساب تشکیل می شود. در تست های ما بلندی صدا به حد مطلوب بود و البته مثل بیشتر محصولات MSI از نرم افزار Nahimic 2 نیز برای بهبود کیفیت صدا در این لپ‌تاپ استفاده شده است.

بررسی تخصصی لپتاپ ام اس آی GT72VR 6RE Dominator Pro Tobii

شرکت MSI با ارائه دامینیتور پرو توبی یک بار دیگر ثابت کرد که در زمینه سخت افزار بازی های کامپیوتری از شرکت های پیشرو به حساب می آید. استفاده از کارت گرافیک پاسکال در کنار دوربین های سه‌گانه شرکت Tobii بسیاری از کاربران حرفه ای طرفدار بازی های کامپیوتری را به سوی استفاده از این لپ‌تاپ خواهد کشاند. بهبود شرایط باطری که از نقص های معمول لپ‌تاپ های مختص بازی است نیز ممکن است به طرفداری دیگر بازارهای هدف از دامینیتور کمک کند. در تمامی تست‌ها و بررسی های ما نقص خاصی در این دستگاه فوق‌العاده نمایان نشد و باید این غول سه چشم را از بهترین لپ‌تاپ های بازار دانست. اگر قصد دارید لپ‌تاپی گران قیمت با چاشنی آینده نگری داشته باشید، دامینیتور پرو توبی می تواند انتخابی خوب و منطقی باشد.

[ad_2]

لینک منبع

تماشا کنید؛ مقایسه فوق العاده هیوندای توسان و نیسان قشقایی و کیا اسپورتیج

[ad_1]

هیوندای توسان خودرویی راحت، آرام و قابل‌اعتماد بوده و به یکی از بهترین شاسی بلندهای بازار بدل شده است. رقبای زیادی در این کلاس حضور دارند بنابراین ما این خودرو را در برابر دو رقیب نام‌آشنا یعنی نیسان قشقایی و کیا اسپورتیج قرار داده‌ایم تا خودروی برتر را انتخاب کنیم.

بهای خودروها

هر سه برند قاعدتاً ارزش در برابر مبلغ پرداختی بالایی دارند بنابراین جای تعجبی ندارد که اختلاف کمی در بهای این سه رقیب وجود داشته باشد. بهای آغازی توسان ۱۸۶۹۵ پوند بوده و این رقم برای اسپورتیج و قشقایی به ترتیب ۱۸ هزار و ۱۸۵۴۵ پوند می‌باشد.
کیا در این بین از همه ارزان‌تر است اما گارانتی درخور توجه ۷ ساله را ارائه می‌دهد درحالی‌که هیوندای از گارانتی ۵ ساله و نیسان از گارانتی ۳ ساله برخوردار هستند.

۲۰۱۶-Hyundai-Tucson-12

استایل و ظاهر خودرو

خریداران در این کلاس جذب خودروهایی با ظاهر برجسته و همه‌جارو می‌شوند. هیوندای به لطف جلوپنجره‌ی گیرایی که با چراغ‌ها احاطه شده شروعی قوی دارد. قوس‌های چرخ احاطه شده با پلاستیک نمای استحکام بیشتری را به خودرو می‌بخشند درحالی‌که پنجره‌های شیب‌دار عناصر اسپورت بودن را به خودرو دیکته می‌کنند. در مجموع تناسبات به خوبی در این خودرو رعایت شده و از جانب ما نمره‌ی خوبی را دریافت می‌کند.

Hyundai-Tucson-vs-Nissan-Qashqai-vs-Kia-Sportage-07

ظاهر نیسان در مقام مقایسه کمی ساده است. قشقایی ظاهر بدی ندارد اما از آن دسته از خودروها نیست که پس از پارک کردنش نگاهی دوباره به آن بیندازید. هرچند برای برخی خریداران، این خودرو دقیقاً همانی است که می‌خواهند. از نمای بغل خودرو خطوط سنگینی داشته اما در کل زوایای شیکی دارد.

کیا به جرات درخشان‌ترین ستاره در این بخش است. نمای جلو با چراغ‌های اندکی متورم که نظراتی متفاوت را ایجاد می‌کنند کامل شده و از هر زاویه‌ای که به خودرو بنگرید، خیلی آسان به چشم می‌آید. نمای عقبی دارای چراغ‌های نازک بوده که به وسیله‌ی نواری خطی به همدیگر متصل شده و احتمالاً بهترین نمای خودرو هستند.

۲۰۱۶-KiaSportage-CRDI-144

کابین خودرو

طراحی کابین توسان به اندازه‌ی ظاهر بیرونی خودرو چشمگیر نیست و یا حداقل با کیفیت رقبای خود برابری نمی‌کند. پلاستیک‌های سخت در کابین دیده شده و طراحی پایه‌ی آن نیز در مقایسه با رقبا اندکی سالخورده به نظر می‌رسد. استفاده از سیستم اطلاعات سرگرمی آسان است و صفحه‌نمایش آن شفاف بوده و اینترفیس آن نیز روان است.

۲۰۱۶-Hyundai-Tucson-9
این صفحه‌نمایش بسیار بهتر از نمونه‌ی بکار رفته در نیسان است. البته داشبورد نیسان به خوبی به همدیگر چفت شده اما شاید برخی افراد تصور کنند که همانند توسان، داشبورد قشقایی نیز نمایی ساده دارد.

۲۰۱۶-nissan-qashqai-17

اسپورتیج خوش‌ترکیب‌ترین داشبورد را در این مقایسه دارد. احساس خوبی نسبت به سوئیچ‌ها وجود داشته و حس گران‌بها بودن بیشتری را نسبت به رقبای خود ایجاد می‌کند. صفحه‌نمایش اسپورتیج از نظر نرم‌افزاری با توسان یکسان بوده و به عنوان نتیجه استفاده‌ی آسانی دارد.

۲۰۱۶-KiaSportage-CRDI-172

کاربردی بودن

صندوق بار ۵۱۳ لیتری توسان در این کلاس پیشرو است. با در نظر گرفتن اینکه توسان تنها خودروی این مصاف است که از زاپاس فول سایز بهره می‌برد، بیشتر به چشمگیر بودن صندوق آن می‌شود پی برد. در بخش عقب کابین فضای سر و پای زیادی وجود دارد.

۲۰۱۶-KiaSportage-CRDI-225

از نظر اندازه بیرونی قشقایی اندکی کوچک‌تر از توسان است و همین مورد در کابین احساس می‌شود. فضای پا زیاد است اما سر افراد بلندقد ممکن است با سقف تماس پیدا کند. صندوق ۴۳۰ لیتری قشقایی در پسِ توسان قرار می‌گیرد اگرچه که این فضا از اکثر هاچبک های استاندارد خانوادگی بزرگتر است.

کیا از نظر کاربردی بودن در سطحی برابر با توسان قرار می‌گیرد و صندلی‌های عقب آن فضایی مساوی با پسرعموی خود دارند. ورود و خروج به خودرو نیز به علت سطح وسیع باز شدن درب‌ها به آسانی صورت می‌پذیرد.

سواری

واضح است که در جاده اولویت نخست توسان راحتی بوده است. شاید لذت رانندگی زیادی با این خودرو ایجاد نشود اما با سواری نرم و بی حاشیه‌ی خودرو می‌توان این موارد را به فراموشی سپرد.

۲۰۱۶-KiaSportage-CRDI-225

نیسان احساس تندوتیز بودن بیشتری نسبت به هیوندای دارد و در این میان راحتی فدای اسپورت بودن نشده است. تکان‌های بدنه‌ی قشقایی کمتر از توسان بوده و ترمزهای نیز حس مثبت‌تری ایجاد می‌کنند. تنها نقطه‌ضعف خفیف این خودرو در بخش تجربه‌ی رانندگی آینه‌های جانبی بیش‌ازحد بزرگ خودرو هستند که در سرعت‌های بالا نویز ایجاد می‌کنند.

۲۰۱۶-KiaSportage-CRDI-119

اسپورتیج از همان شاسی بکار رفته در توسان بهره می‌برد. طبیعی است که در جاده حس دو خودرو کاملاً یکسان بوده اما کیا سیستم تعلیق را بر مبنای تعریف خود تنظیم کرده و بنابراین کمی سفت‌تر عمل می‌کند. شاید در مجموع اسپورتیج اندکی از راحتی خود را از دست داده باشد اما حرکات بدنه‌ی آن به خوبی کنترل شده است.

پیشرانه

تنها بخش مشترک توسان و اسپورتیج بخش شاسی نیست بلکه پیشرانه‌های بکار رفته در این دو خودرو نیز یکسان هستند. پیشرانه‌های ۱٫۶ لیتری بنزینی و ۱٫۷ و ۲ لیتری دیزل با خروجی‌های متفاوت در لیست انتخابی این دو خودرو دیده می‌شوند.

۲۰۱۶-Hyundai-Tucson-Eco-engine

پیشرانه‌های دیزلی بزرگ‌تر با سیستم چهارچرخ محرک عرضه می‌شوند درحالی‌که دیگر گزینه‌ها قدرت را فقط به چرخ‌های جلو منتقل می‌کنند. پیشرانه‌ی ۱٫۷ لیتری حاضر در تست مصرف سوخت ادعایی ۴٫۶ لیتری دارد اما در آزمایش‌ها ما به مصرف ۶٫۳ لیتری دست یافتیم. این پیشرانه کمی پر سروصدا نیز هست.

۲۰۱۶-KiaSportage-CRDI-161

قلب آهنین قشقایی در این تست نمونه‌ای دیزلی با حجم ۱٫۵ لیتر است. تا زمانی که خواهان گشتاور بیشتر پیشرانه‌ی ۱٫۶ لیتری نباشید، همین پیشرانه‌ی ۱٫۵ لیتری نرم‌تر و بهتر است. قشقایی با این پیشرانه سریع از دو رقیب خود بوده و در دنیای واقعی نیز کم‌مصرف‌تر از این دو است.

قضاوت نهایی

همان‌طوری که حدس زده می‌شد مصاف این سه حریف نزدیک بوده است. هیوندای توسان راحت و کاربردی است اما داشبورد معمولی و تجربه رانندگی متوسط آن توسان را در رتبه‌ای پایین‌تر قرار می‌دهد.

۲۰۱۶-nissan-qashqai-02

نیسان رقیبی شناخته شده در این کلاس بوده و جوایز زیادی را از آن خود کرده است. این خودرو سرزنده بوده و رانندگی آسان و کیفیت ساخت خوبی دارد و پیشرانه‌ی دیزل آن نیز در این تست نرم‌تر و کم‌مصرف‌تر از بقیه است. البته کابین کمی سالخورده و سیستم اطلاعات سرگرمی متوسط این خودرو موفقیت‌های این خودرو را اندکی تحت‌الشعاع قرار می‌دهند.

در نهایت این کیا است که رتبه‌ی برتر را به دست می‌آورد. اسپورتیج نه تنها گیراترین طراحی را دارد بلکه بهای ارزان‌تر و گارانتی مثال‌زدنی این خودرو از جمله مواردی هستند که نمی‌شود چشم را روی آن‌ها بست. در کلاسی که خودرویی معقول در اولویت خریداران است، کیا به خوبی عمل می‌کند.

[ad_2]

لینک منبع