رقابت سرویس دهندگان خدمات ابری: گوگل، آژور و AWS

[ad_1]

برای افراد و شرکت‌هایی که با پلتفرم‌های ابری آشنایی زیادی ندارند، شاید مهم‌ترین ویژگی برای انتخاب یک گزینه، قیمت آن باشد؛ اما بسیاری از کسب‌ و کارها باید پیش از اقدام به خرید سرویس‌های یادشدهT موارد مهمی را بررسی کنند. ما در این مطلب قصد داریم سه پلتفرم ابری بزرگ جهان را مرور کنیم تا دورنمای بسیار خوبی برای خریداران این سرویس‌ها ایجاد شود.

در حال حاضر سه کمپانی در این حوزه به‌عنوان بازیگران اصلی شناخته می‌شوند: پلتفرم ابری گوگل (GCP)، آمازون وب سرویسز (AWS) و مایکروسافت آژور. رقابت بین این سه شرکت باعث شده است تا علاوه بر ارائه خدمات بهتر، قیمت تعیین‌شده برای خدمات ابری نیز کاهش یابد. این شرایط به کسب‌ و کارهای کوچک کمک می‌کند تا با روشی آسان‌تر رشد کنند و کسب‌ و کارهای بزرگ نیز با بهره بردن از خدمات مورد اشاره، می‌توانند با تمرکز بیشتر بر فعالیت اصلی خود، به روند صعودی‌شان ادامه دهند.

محاسبات ابری به‌تنهایی باعث شده است تا روش کارکرد تکنولوژی تغییر کند. حالا هر کسی می‌تواند وب‌سایت خود را روی فضاهای ابری میزبانی کند و مدیریت فایل‌ها را هم خود انجام دهد؛ این در حالی است که قبلا انجام این کارها برای همه‌ی افراد غیرممکن بود. افزون بر آنچه گفته شد، کمپانی‌های بزرگ نیز از مزایای کامل محاسبات ابری بهره می‌برند.

چرا خدمات ابری برای کسب و کارها اهمیت دارد

پیش از بررسی بین سرویس‌دهندگان مورد بحث، این موضوع اهمیت دارد که بدانیم چرا پردازش ابری برای بازار کنونی امری حیاتی محسوب می‌شود. 

پردازش ابری باعث می‌شود شرکت‌ها نیازی به ایجاد ساختارهای مخصوص به خود نداشته باشند. بسیاری از شرکت‌های بزرگ از جمله LiveEdu و نت‌فلیکس و نیز اسپاتیفای، به همین طریق از مزایای سرویس‌های ابری بهره می‌برند؛ بدین ترتیب کمپانی‌های مورد بحث نگرانی خاصی بابت کارهای فنی نخواهند داشت. علاوه بر این، نیازی نیست که این شرکت‌ها نگران ساختار سرویس‌دهی خود باشند و همین امر باعث شده است تا تمرکز اصلی شرکت‌هایی که از پلتفرم‌های ابری بهره می‌برند، بر فعالیت‌هایی باشد که در آن مهارت دارند.

کسب و کارهای کوچک هم با بهره گرفتن از مزایای پلتفرم‌های ابری، می‌توانند تمامی تمرکز خود را بر انجام فعالیت‌های اصلی‌شان معطوف کنند.

سرویس‌های بزرگ ارائه‌دهنده‌ی خدمات ابری

پلتفرم ابری گوگل (GCP)

 این پلتفرم از ۶ اکتبر سال ۲۰۱۱ شروع به کار کرد. با وجود اینکه فقط ۵ سال از فعالیت این پلتفرم می‌گذرد؛ گوگل موفق شده است تأثیر بسیار چشم‌گیری در بازار داشته باشد. بخش مهمی از موفقیت این پلتفرم استفاده از آن برای ارائه‌ی سرویس‌هایی چون یوتیوب و خود گوگل است. باید گفت گوگل با ورود به بازار پلتفرم‌های ابری، نیازهای مشتریان تجاری خود را به‌خوبی رفع کرده و این امکان را فراهم آورده است تا هر فردی بتواند سرویس‌های آنلاین خود را روی فضای ابری میزبانی کند. مدیریت GCP بر عهده‌ی گوگل است.

gcp

سرویس‌های تحت وب آمازون (AWS)

این پلتفرم سابقه‌ای ۱۱ ساله در ارائه‌ی خدمات خود دارد و یکی از قدیمی‌ترین و نیز بزرگ‌ترین سرویس‌های موجود در بازار است. هم‌اکنون شرکت‌های بزرگ زیادی از خدمات پردازش ابری آمازون استفاده می‌کنند که از جمله آن‌ها می‌توان به شبکه‌های موبایلی، شبکه‌های گسترده و … اشاره کرد. مدیریت AWS بر عهده‌ی آمازون است.

amazon aws

مایکروسافت آژور (Microsoft Azure)

آژور از ۶ سال پیش شروع به کار کرد و تعهد بسیار بزرگی به این بازار نشان داد. این شرکت می‌تواند به راحتی با گروه‌های بزرگ دیگر پلتفرم‌های ابری مثل AWS رقابت کند. باید اشاره کنیم که آژور خدمات ابری کاملی ارائه می‌دهد. مدیریت آژور بر عهده‌ی مایکروسافت است.

microsoft azure

نکته: خدمات ابری به‌واسطه‌ی چندین محصول از پیش تنظیم‌شده ایجاد می‌شوند. برای درک بهتر این خدمات باید اشاره کنیم که از این سرویس‌ها به‌عنوان راه‌حل یاد می‌کنند. راه‌حل در مواقعی بکار می‌رود که بتوان یک مشکل را با بهره‌وری و اطمینان بالا حل کرد.

یک نبرد سه‌گانه

برای فهمیدن تفاوت‌هایی که بین این سه کمپانی بزرگ وجود دارد، باید پارامترهای مختلفی را ارزیابی کنیم. در پایان یک نمای کلی از این‌که هر پلتفرم در چه زمینه‌ای بهتر عمل می‌کند به دست خواهیم آورد. 

لطفا در نظر داشته باشید که هدف ما در این مقاله بررسی قیمت‌ها نیست. دلیل این امر نیز ساده‌ است؛ چراکه قیمت‌های تعیین‌شده برای سرویس‌های مختلف ابری همیشه در حال نوسان هستند. در هر صورت اگر قیمت برای شما خیلی اهمیت دارید، می‌توانید صفحه‌ی مربوط به قیمت هر سه سرویس مورد بحث را در زیر مشاهده کنید.

محاسبات

محاسبات در واقع قدرت پردازشی‌ است که سرویس‌های ابری ارائه می‌دهند. در کل قدرت محاسباتی بیشتر، بهتر است. این مشخصه با قیمت تعیین‌شده برای سرویس‌ها تناسب دارد و از همین رو قیمت تعیین‌شده برای سرویس‌ها نقش بسیار مهمی در فهمیدن اینکه قدرت محاسباتی ارائه‌شده توسط هر سرویس ابری چقدر است، خواهد داشت.

بنابراین اگر نیاز به قدرت محاسباتی بیشتری داشته باشید، باید منابع بیشتری به جلسه‌ی جاری خود اختصاص دهید. به دلیل همین ویژگی، استارتاپ‌ها می‌توانند هر زمانی که نیاز دارند، منابع محاسباتی قدرتمندتری سفارش دهند و برای انجام این کار نیازی به انجام فرآیند‌هایی چون نصب و پیکربندی و نیز پرداخت هزینه‌های اضافه برای افزایش منابع نخواهند داشت.

اجازه بدهید از سرویس‌های ابری آمازون (AWS) شروع کنیم. این سرویس از «محاسبات ابری منعطف» یا همان EC2 به‌منظور مدیریت سرویس‌ها بهره می‌برند. این روش با مدیریت ماشین‌های مجازی کار می‌کند که هم دارندگان سرویس می‌توانند آن‌ها را پیکربندی کنند و هم به‌صورت از پیش تنظیم‌شده ارائه می‌شود و خریدار می‌تواند به‌راحتی تنظیمات مورد نظر خود را تغییر دهد. برای مقایسه باید اشاره کنیم که GCP به‌منظور مدیریت سرویس‌های ابری از موتور محاسبات گوگل موسوم به GCE بهره می‌برد. همچنین مایکروسافت در سرویس آژور، ماشین‌های مجازی و تنظیمات تقسیم ماشین‌های مجازی را ارائه می‌دهد.

تمام سرویس‌های مورد بحث از کانتینرها پشتیبانی می‌کنند. این سرویس‌ها کاربرد آسانی دارند و در هر سه مورد می‌توان مشکلات و تنظیمات دلخواه را به‌راحتی اعمال کرد. امکان انتقال موقعیت مکانی کانتینرها نیز در هر زمان بدون انجام مراحل پیچیده وجود دارد.

در هر حال باید گفت که هر سه سرویس مورد اشاره در این زمینه روش کارکرد مشابهی دارند و در مواقعی که مشکلی برای آن‌ها به وجود آید، اغلب می‌توان بدون مسئله‌ی خاصی آن مشکلات را رفع کرد و تنها موردی که در این بین تفاوت دارد، قیمت و تجربه‌ی کاربری است.

فضای ذخیره‌سازی

فضای ذخیره‌سازی یکی از پارامترهای مهم برای فهم روش کارکرد سرویس‌های ابری است. فضای ابری نسبت به فضای ذخیره‌سازی اچ‌دی‌دی یا اس‌اس‌دی رایانه‌های امروزی عملکرد متفاوتی دارد. این بخش در پلتفرم‌های ابری باید مسائل مختلف را حل و این اطمینان را ایجاد کند که هیچ بخشی از داده‌ها در طی فرآیند انتقال از بین نرود. اما ارائه‌دهندگان خدمات ابری با روش‌های استثنایی و عالی، این پیچیدگی را برای کاربران نهایی به‌طور شگفت‌انگیزی کم کرده‌‌اند.

در بین سه سرویس مورد بحث، آمازون S3 (سرویس فضای ذخیره‌سازی ساده) بهترین نمونه‌ی موجود است. مستندات گسترده‌ای برای این سرویس وجود دارد و به‌خوبی پشتیبانی می‌شود. افزون بر این، سرویس یادشده چندین سال تست و بررسی شده و بازخوردهای مثبتی دریافت کرده است. بنابراین اگر به دنبال فضای ذخیره‌سازی ابری با کیفیت بالا و منابع بسیار زیاد هستید، احتمالا آمازون S3 بهترین گزینه برای شما خواهد بود.

البته باید توجه داشته باشید که دو سرویس دیگر نیز خدمات بسیار قابل توجهی ارائه می‌دهند. فضای ذخیره‌سازی مایکروسافت آژور و فضای ذخیره‌سازی گوگل کلود هر دو سرویس‌های مناسبی در اختیار مشتریان قرار می‌دهند.

درست مثل قدرت محاسباتی، فضای ذخیره‌سازی نقش مهمی در تعیین قیمت سرویس‌ها دارد. اگرچه آمازون سرویس بهتری در این زمینه ارائه می‌دهد؛ اما به همین دلیل قیمت خدمات این شرکت بیشتر است و در صورتی باید به سمت استفاده از آن ترغیب شوید که هزینه‌های لازم را در اختیار داشته باشید.

موقعیت مکانی

هنگامی که بحث در مورد انتشار اپلیکیشن‌های شما به میان آید، موقعیت مکانی اهمیت زیادی پیدا می‌کند. اول اینکه شما قطعا می‌خواهید عملکرد اپلیکیشن‌ به‌گونه‌ای باشد که بر اساس موقعیت کاربر سریع‌ترین مسیر برای برقراری ارتباط وی با سرور انتخاب شود. دوم اینکه باید اطمینان حاصل کنید که در ازای استفاده از این نوع سرویس‌های ابری هزینه‌ی زیادی مصرف نشود. همان‌طور که اشاره شد، قیمت سرویس‌های ابری بر اساس موقعیت مکانی آن‌ها تفاوت دارد. به‌عنوان مثال راه‌اندازی سرورهای ابری در کشور آمریکا نسبت به سایر نقاط جهان هزینه‌ی بیشتری دارد.

هر سه شرکت آمازون، گوگل و مایکروسافت پوشش بسیار خوبی در سراسر جهان دارند. آمازون اکنون در ۴۲ ناحیه‌ی مختلف سرویس‌دهی می‌کند. آژور در ۳۲ ناحیه جهان سرور دارد و پوشش خوبی ارائه می‌دهد. گوگل در ۳۳ کشور جهان خدمات ابری خود را ارائه می‌دهد. البته نواحی جدید در بازه‌های زمانی منظم به همه‌ی این سرویس‌ها اضافه خواهد شد.

بانک اطلاعاتی

مدیریت بانک‌های اطلاعاتی بسیار پیچیده است. پیش از سفارش دادن سرویس‌های ابری بهتر است با دقت کامل قوانین خدمات‌دهی شرکت‌ها را مطالعه کنید تا ببینید هر کدام از این پلتفرم‌ها چگونه داده‌ها را در سرویس‌های ابری خود مدیریت می‌کنند.

به نظر می‌رسد گوگل در زمینه‌ی ارائه‌ی یک گزینه‌ برای کاربران نهایی کمی نقص دارد اما آژور و AWS هر دو گزینه‌های بسیار خوبی در اختیار کاربرانشان قرار می‌دهند. آمازون RDS از اکثر بانک‌های اطلاعاتی محبوب و پراستفاده از جمله اوراکل، PostgreSQL و … پشتیبانی می‌کند. این سرویس همه‌ی عملیات را از به‌روزرسانی گرفته تا پچ کردن و نیز حل مشکلات رایج بانک‌های اطلاعاتی مدیریت می‌کند.

بانک‌های اطلاعاتی آژور اس‌کیو‌ال و کلود اس‌کیو‌ال قابلیت‌های مدیریتی بانک‌های اطلاعاتی اس‌کیو‌ال را به ترتیب در سرویس‌های آژور و GCP ارائه می‌دهند. علاوه بر این، در دو سرویس یادشده انتخاب‌هایی با کارایی بسیار بالا در اختیار کاربران قرار داده شده است که از جمله این گزینه‌ها می‌توان به DocumentDB در آژور و Aurora در AWS اشاره کرد. مشخصا ابزارها و سرویس‌های مختلفی توسط هر یک از پلتفرم‌های اصلی کنونی ارائه می‌شوند که بر اساس نیاز خود باید یکی را انتخاب کنید.

مستندات

آخرین موردی که در انتخاب سرویس‌دهنده‌های خدمات ابری باید مد نظر قرار داد، مستندات است. مستندات در واقع نقش مهمی در هنگام گزینش سرویس‌ها ایفا می‌کند؛ چراکه هرچه این بخش بهتر ارائه شود، کاربران راحت‌تر می‌توانند از خدمات مورد نظر خود استفاده کنند.

آمازون در سرویس AWS خود بهترین مستندات را در اختیار افراد قرار می‌دهد و پس از آن آژور و GCP با فاصله‌ای نزدیک در جایگاه‌های بعدی قرار می‌گیرند. مستندات AWS توسط افراد مختلف و در طول بیش از یک دهه فعالیت این سرویس جمع‌آوری شده‌اند.

حرف آخر

مقایسه‌ی سرویس‌های ابری می‌تواند عمیق‌تر از آنچه در این مقاله اشاره کردیم باشد؛ ولی هدف ما صرفا ایجاد یک دورنمای کلی از کلیات خدمات سه سرویس مطرح جهان است. بدین طریق افرادی که با این پلتفرم‌ها آشنایی نداشته باشند، می‌توانند راحت‌تر سرویس‌ مورد نظر خود را انتخاب کنند. اگر با وجود اطلاعات ارائه‌شده در این مقاله باز هم در انتخاب سرویس مورد نظر خود اطمینان کامل ندارید، باید از یک فرد متخصص به حوزه‌ی سرویس‌های ابری در این زمینه کمک بگیرید. مطمئنا افراد خبره بر اساس نیازسنجی، بهترین انتخاب ممکن را برای شما یا شرکتتان انجام خواهند داد.

باید اشاره کنیم که یکی از بهترین انتخاب‌ها در این بین سرویس آمازون AWS است. اگر با محصولات و اپلیکیشن‌های مایکروسافت زیاد سروکار دارید، بهترین گزینه برای شما آژور است؛ چراکه این سرویس همخوانی بسیار خوبی با اکوسیستم ردموندی‌ها دارد. در نهایت خدمات ابری گوگل یا همان GCP است که به‌عنوان یک شخص یا یک شرکت باید تمامی تست‌های لازم را برای انتقال فعالیت‌های خود به این سرویس ابری انجام دهید.

نظر شما در مورد سرویس‌های ابری مورد اشاره در این مقاله چیست؟ اگر از خدمات ابری هر یک از شرکت‌های آمازون، گوگل یا مایکروسافت استفاده کرده‌اید، لطفا در بخش نظرات تجربه‌ی کاربری خود را با زومیت و سایر کاربران به اشتراک بگذارید.

[ad_2]

لینک منبع

سامسونگ در MWC 2017 از یک روتر خانگی 5G پرده برداشت

[ad_1]

سامسونگ در جریان همایشی که امشب در رویداد MWC 2017 شهر بارسلونا برگزار شد، با رونمایی از یک روتر 5G محصولی جالب را عرضه کرد.

ما از پیش می‌دانستیم که شرکت سامسونگ قرار است در جریان کنفرانس خود که هم‌زمان با کنگره‌ی جهانی موبایل 2017 برگزار می‌شود، از یک یا دو تبلت رونمایی کند اما در کمال تعجب باید اذعان کنیم که این شرکت سورپرایزهای دیگری هم در آستین خود داشته است. سازنده‌ی دستگاه‌های گلکسی خبر از توسعه و عرضه‌ی تعداد انگشت شماری از فناوری‌های مبتنی‌بر 5G از جمله یک روتر خانگی 5G را داد. این شرکت همچنین توضیحاتی درباره‌ی زیرساختی بودن فناوری شبکه‌ی 5G هم به حضار ارائه داد. 

شرکت سامسونگ اطلاعات بیش‌تری در مورد این فناوری در اختیار حاضران قرار نداد. تنها چیزی که از آن اطلاع داریم، این است که روتر خانگی یاد شده دارای قابلیت انتقال اطلاعات با سرعت ۱ گیگابیت بر ثانیه است که معادل ۱۲۵ مگابایت بر ثانیه می‌شود. معمولا هنگام بحث در مورد نرخ انتقال اطلاعات در شبکه‌ی 5G به این عدد اشاره می‌شود.

فناوری 5G سامسونگ

محصولات 5G این کمپانی در حال حاضر در مرحله‌ی آزمایشی پیش از تجاری‌سازی در کشورهای کره‌ی جنوبی، ژاپن و ایالات متحده به سر می‌برند که طبق اظهارات سخن‌گوی سامسونگ گامی نهایی به سوی پذیرش ورود به صنعت 5G است. آزمایشات دستگاه‌های مبتنی‌بر فناوری 5G سامسونگ از امسال آغاز می‌شود. این شرکت درباره‌ی زمان دقیق تجاری‌سازی این محصولات محافظه‌کارانه عمل کرده و اطلاعات بیش‌تری در مورد آن ارائه نکرد. با توجه به میزان گستردگی تعهدی که در نهایت به سرانجام خواهد رسید، این رفتار محافظه‌کارانه کاملا قابل درک است.

شرکت سامسونگ اظهار داشت که این روتر باید همراه با یکی از رادیوهای 5G که امشب معرفی کرد در جلوی پنجره قرار بگیرد. سامسونگ به منظور توسعه‌ی شبکه‌ی 5G همکاری نزدیکی با شرکت ورایزون (Verizon) داشته و با همراهی یک نماینده از شرکت winkingly امیدوار است که در همین موقع از سال آینده‌ی میلادی بتواند از گوشی هوشمندی با فناوری 5G رونمایی کند.

نظرتان درباره‌ی فناوری شبکه‌ی 5G سامسونگ و دستگاه‌های هوشمند مربوط به آن چیست؟ لطفا نظرات خود را در وب‌سایت به اشتراک بگذارید.

[ad_2]

لینک منبع

افزودن اسکن اثر انگشت به سیستم عامل کروم

[ad_1]

شرکت گوگل به‌تازگی ویژگی­ قابل توجهی را به سیستم‌عامل کروم افزوده است. آخرین نسخه این سیستم‌عامل به نگارش 58.0.3007.0 امکان بازگشایی کروم‌­بوک توسط اسکن اثر‌ ­انگشت را به ارمغان آورده است.

جهت استفاده از قابلیت بازگشایی سریع کروم‌بوک می‌توانید در مرورگر کروم از این آدرس استفاده کنید: Chrome://flags و ویژگی بازگشایی با اثر انگشت را به کروم‌­بوک خود بیفزایید. شما می‌توانید جهت پیکربندی خصوصیات شناسایی اثر‌ انگشت به بخش تنظیمات صفحه قفل نرم‌افزار مراجعه کنید. شما می‌توانید هر پنج انگشت خود را جهت شناسایی به کروم­‌بوک معرفی کنید. در کانال خبری کروم‌­بوک گوگل اعلام شده است که ویژگی‌های جدید در نگارشی از این سیستم عامل به‌زودی عرضه خواهد شد.

کروم بوک

روش جدید بازگشایی کروم‌­بوک، این سیستم عامل را هم‌راستا با سایر سیستم ­عامل‌ها همچون اندروید، آی‌او‌اس، ویندوز، سیستم‌عامل مکینتاش و … قرار می­‌دهد. به‌عنوان مثال، آنچه مک‌­بوک‌­پرو 2016 را از سایر محصولات متمایز می‌کند، وجود سنسور بیومتریک تشخیص اثر‌انگشت در تأیید هویت افراد است. دو گوشی هوشمند پیکسل و نکسوس شرکت گوگل با سنسور اثر‌انگشت روانه بازار شده است و این در حالی است که این شرکت کروم‌­بوک های خود را تا این زمان بدون سنسور اثر­انگشت عرضه کرده است. البته این دستگاه، تنها کروم‌­بوک مجهز به سنسور اثر انگشت خواهد بود.

کروم

افزودن ویژگی اسکن اثر‌انگشت به کروم‌­بوک در بخش توسعه نرم‌افزاری دقیقا چند ماه پس از عرضه امکان بازگشایی کروم­‌بوک توسط کد عبور ارائه می‌شود.

 

[ad_2]

لینک منبع

آیا یوتیوب می تواند آینده تلویزیون را تصاحب کند؟

[ad_1]

به باور برخی، یوتیوب می‌تواند با بهره‌گیری از اشتباهات رقبا، آینده‌ی ‌تلویزیون را تصاحب کند.

یوتیوب، با وجود درخشندگی در عرصه اشتراک‌گذاری محتوای ویدئویی، هنوز برای برهم زدن بازار سنتی تلویزیون‌ها اقدام قابل توجهی از خود نشان نداده است. اندی هارگریوز، تحلیلگر موسسه‌ی پاسیفیک کرست (Pacific Crest)، طی یک یادداشت که در ماه گذشته منتشر شد، اظهار کرد که زمان برای خیزش یوتیوب در این زمینه فرارسیده است:

به باور ما، اطلاعات شگفت‌انگیز گوگل و قابلیت آن‌ها برای اشتراک‌گذاری ویدئو در بین پلتفرم‌های مختلف، این شرکت را در جایگاه برهم زننده‌ی قاعده بازی بازار سنتی تلویزیون‌ها و کسب درآمد از طریق آگهی‌های تلویزیونی قرار می‌دهد… یوتیوب هنوز به‌صورت رسمی، به سهمی از بودجه‌ی ۲۰۰ میلیون دلاری تبلیغات تلویزیونی برای خود دست نیافته است. مشکل اصلی اینجا است که یوتیوب، آن حجم بالایی از محتوای ویدئویی باکیفیت و بلند، همانند آنچه در تلویزیون‌های سنتی یا نتفلیکس یافت می‌شود در اختیار ندارد.

حل این معضل، با توجه به الگوی فعلی کسب‌وکار یوتیوب، دشوار و زمان‌بر است؛ اما هارگریوز معتقد است که سلاح مخفی یوتیوب می‌تواند راه‌اندازی یک سرویس استریم تلویزیونی اختصاصی باشد که به‌صورت مستقیم با تلویزیون‌های ماهواره‌ای و کابلی نیز رقابت می‌کند.

نبرد تلویزیون‌های استریمینگ

ماه‌ها است که شایعه‌ای بر سر زبان‌ها است مبنی بر این‌که یوتیوب در حال کار روی یک سرویس استریم تلویزیونی به نام آنپلاگد (Unplugged) است. بر پایه‌ی گزارش‌ها، اشتراک ماهیانه‌ی این سرویس قرار است هزینه‌ای بالغ بر ۳۵ دلار برای مشتریان در بر داشته‌باشد؛ سرویسی که شما به‌راحتی می‌توانید از طریق تلویزیون، تلفن همراه، لپ‌تاپ و دیگر گجت‌های خود به آن دسترسی داشته باشید. در دسامبر گذشته، مدیرعامل CBS لیز مونوس، طی یک برنامه‌ی تلویزیونی در این شبکه، به‌طور تصادفی تأیید کرد که یوتیوب هم‌اکنون در حال ساخت پکیج تلویزیونی اختصاصی خود است و شبکه‌ی CBS نیز در این زمینه، قراردادی با آن شرکت امضا کرده است.

اگر آنپلاگد راه‌اندازی شود، قدم در بازاری شلوغ و پررقابت خواهد گذاشت. Dish’s Sling TV، AT&T DirecTV و Sony Vue به‌سختی در حال رقابت هستند و هولو نیز به‌زودی طی ماه‌های آینده وارد بازی خواهد شد. حتی شایعه شده است که آمازون هم در حال کار روی پکیج تلویزیونی اختصاصی خودش است.

هم‌اکنون، یک رقابت سهمگین بین شبکه‌های تلویزیونی باسابقه و شرکت‌های فناوری وجود دارد؛ اما بنا بر گفته هارگریوز، این به معنی تسلیم شدن یوتیوب در این ‌بازار نیست.

با توجه به طبیعت توزیع محتوای آنلاین، برداشته شدن مجازی مرزهای جغرافیایی، هزینه‌های جابجایی مصرف‌کنندگان کوچک و جایگاه پرسود تبلیغات، ما معتقدیم که گوگل هم در زمینه فراهم کردن منابع برای سرویس خود و هم قیمت‌گذاری بایستی جدیت و تلاش مضاعفی به خرج دهد.

یوتیوب برای پیروزی باید وارد بازی شود.

وارد بازی شوید

اگر یوتیوب بتواند جنبه‌های فنی آنپلاگد را تقویت کند، یک برگ برنده خوب در مقابل رقبا خواهد داشت. سرویس استریم زنده‌ی تلویزیونی یک ایده‌ی نو و جدید است و تصور غالب مردم از نحوه‌ی کارکرد تلویزیون یکی از دو شیوه‌ی کابلی یا ماهواره‌ای است. در حالی که کارکرد این سرویس‌ها منوط به قطعی گاه‌به‌گاه در حین تماشای محتوا و وابسته به نمایش آگهی است. زمانی که شما اقدام به تماشای محتوای خاصی می‌کنید، ناگزیر به تماشای آگهی هستید. این مسئله اما برای سرویس‌های استریم تلویزیونی جدید صادق نیست.

استریم ویدیو

از زمان عرضه سرویس AT&T’s DirecTV در اواخر نوامبر گذشته، مشکلات فنی مختلفی به‌صورت مکرر گریبان‌گیر آن شده است. از پیغام‌های خطای عجیب‌وغریب تا قطعی‌های مکرر. این آشفتگی‌های فنی کمابیش برای دو سرویس Sling TV و Vue نیز به صورت‌های مختلف رخ داده است. در این میان اما یوتیوب تاکنون نه‌فقط در عرضه‌ی محتوای ویدئویی آنلاین، بلکه در عرضه محتوای ویدئویی زنده نیز تجارب و دانش‌های فراوانی کسب کرده است. اگر آنپلاگد در روز اول تا حد بالایی بدون مشکل کار کند، یوتیوب به موفقیت بزرگی در کسب سهمی قابل توجه از بازار رقابت دست خواهد یافت.

در بیستم ژانویه، AT&T اعلام کرد که این شرکت در سه‌ماهه پایانی سال ۲۰۱۶، موفق به افزایش ۲۰۰ هزار نفری مشترکین خود شده است، یک رشد ناامیدکننده در مقایسه با DirecTV. با پایان ۲۰۱۶، DirecTV با وجود تنها یک ماه از شروع راه‌اندازی، با رشدی قابل توجه، موفق به جذب ۲۰۰ هزار مشترک شد، این موفقیت بزرگ به معنی وجود تقاضا برای چنین محصولاتی است. با این وجود این شرکت تاکنون عملکرد ناامیدکننده‌ای برای خیل عظیم کاربران اولیه خود داشته است. کاربرانی که از فروم‌ها و توییتر به‌عنوان محل اعتراض خود علیه این سرویس استفاده کرده‌اند.

با وجود اشتباهات ذکرشده، یک فرصت بی‌نظیر در مقابل یوتیوب قرار دارد. یکی از مزایای سرویس استریم تلویزیونی که نتفلیکس هم‌اکنون آن را ارائه می‌دهد، قابلیت لغو اشتراک در هر زمان دلخواه است. بنابراین اگر DirecTV برای حل مشکلات فنی خود و رفع زودهنگام آن‌ها چاره‌ای نیندیشد، یوتیوب با فرصت‌طلبی می‌تواند جایگاه آن‌ها را تصاحب کند.

حرکت نهایی

دست‌یابی یوتیوب به موفقیت در عرصه این رقابت، به معنی دست‌یابی هم‌زمان و بی‌درنگ آن‌ها به سودآوری در این بازار نخواهد بود.

اخیرا حاشیه‌ی سود برای سرویس‌های نوظهور استریم تلویزیونی بسیار اندک شده است و هارگریوز تأکید می‌کند که با توجه به دامنه‌ی گسترده‌ی فرصت‌ها و حجم عظیم رقابت‌ها، دور از انتظار نخواهد بود که یوتیوب در کوتاه‌مدت به سودآوری دست پیدا نکند. راز بهره‌مندی از این فرصت، در فهم این نکته اساسی که آگهی‌های تلویزیونی چگونه کار می‌کنند، نهفته است. همان‌طور که تاکنون مشخص شده است، شبکه‌های تلویزیونی اغلب موجودی آگهی‌ها را برای برنامه‌های خودشان می‌فروشند و در روزهای آغازین سرویس استریم یوتیوب، به‌احتمال زیاد، شیوه‌ی کار به این صورت خواهد بود که یوتیوب تنها چند دقیقه از یک آگهی ویدئویی را روی سرویس خودش به فروش خواهد رساند. اما بنا به اظهارات هارگریوز، این شیوه تغییر خواهد کرد.

دامنه‌ی وسیع و گسترده‌‌ی اطلاعات گوگل، به این شرکت این اجازه را می‌دهد تا با فروش موجودی آگهی خود به شبکه‌های تلویزیونی با نرخ بسیار بالا درآمدزایی کند. با گذشت زمان، این اختلاف به گوگل امکان می‌دهد به سهمی بزرگ‌تر از مجموع موجودی آگهی روی سرویس خودش دست پیدا کند. ما معتقدیم که تکامل طبیعی یک سرویس توزیع محتوای ویدئویی موفق و متعلق به گوگل (آنپلاگد) از طریق ایفای نقش هم‌زمان تأمین‌کننده محتوا و فروشنده آگهی (که هردو در حال حاضر توسط شبکه‌های تلویزیونی انجام می‌شود)، با مدیریت گوگل در انجام این دو امر امکان‌پذیر خواهد بود.

مخلص کلام اینکه، یوتیوب در امر فروش آگهی بهتر از شبکه‌های تلویزیونی می‌تواند ظاهر شود و سرانجام در رأس فروش تمامی آگهی‌ها قرار گیرد. و این کار حرکت نهایی و واقعی در کسب درآمد از طریق به دست گرفتن کنترل فروش آگهی‌ها خواهد بود.

[ad_2]

لینک منبع

SNR و line attenuation چیست و چه تاثیری بر سرعت ADSL دارد؟ (بررسی نویز ADSL)

[ad_1]

اگر سرعت ADSL شما کمتر از سرویسی است که خریداری کرده‌اید و به شما تعویض سیم‌کشی منزل به نوع CAT۵ یا CAT۶ پیشنهاد شده است، حتما پیش‌ از این اقدام ابتدا چند مسئله را بررسی کنید.

اول باید در ساعات مختلف شبانه‌روز به‌وسیله‌ی وب‌سایتspeedtest  یا سامانه سنجش سرعت و کیفیت و با رعایت نکات مهم گفته‌شده در این وب‌سایت، سرعت اینترنت را آزمایش کنید.

توضیحات ارائه‌شده در خصوص موارد لازم برای سنجش سریع سرعت اینترنت:

راهنما

برای انجام تست سرعت، ابتدا سرور مورد نظر خود را انتخاب کنید و سپس دکمه شروع تست را کلیک کنید.

برای این‌که نتیجه تست سرعت شما صحیح‌تر باشد، بهتر است در ساعت‌های مختلف شبانه‌روز تست را تکرار کنید.

همچنین قبل از انجام تست، اگر به شبکه‌ی دیگری ارتباط VPN دارید، آن را قطع کنید.

ارتباط سایر دستگاه‌های استفاده‌کننده از اشتراک اینترنت (کامپیوتر، موبایل، تبلت و…) را هم قطع کنید و فقط با یک دستگاه به اینترنت وصل شوید.

همه دانلودهای در حال اجرا را متوقف کنید و سایر صفحات مرورگر خود را ببندید.

همچنین می‌توانید به‌طور موقت نرم‌افزار ضدویروس و سایر برنامه‌ها را از حالتِ به‌روزرسانی خودکار خارج کنید. فراموش نکنید که بعد از انجام تست سرعت، تنظیمات نرم‌افزار ضدویروس را به حالت خودکار برگردانید.

نرم‌افزار تست سرعت، سرعت اتصال بین شما و سرور انتخاب‌شده را به‌صورت نقطه‌به‌نقطه می‌سنجد. اگر شبکه‌ی بین شما و سرور مورد نظر سریع‌تر یا کندتر باشد، نتیجه‌ی تست می‌تواند از سرعت ارتباط اینترنتی شما بیشتر یا کمتر باشد (برای مثال سرورهای شرکت ارائه‌دهنده‌ی اینترنت شما).

تست سرعت چه مواردی را می‌سنجد؟

زمانِ پاسخ (Ping Time):‌ زمانی است که صرف می‌شود تا یک بسته از سمت شما به سرور ارسال‌شده و پاسخ آن دریافت شود. عددِ کوچک‌تر، مطلوب‌تر است. زمان‌های زیر ۶۰ میلی‌ثانیه برای پینگ، مطلوب تلقی می‌شوند.

Jitter: عددِ کوچک‌تر، مطلوب‌تر است. این پارامتر نشان‌دهنده نوسانِ پارامترِ‌ Ping Time است، هرچه این نوسان کمتر باشد،‌ کیفیتِ ارتباط اینترنت شما پایدارتر است. به‌ویژه این‌که مقدار Jitter از Ping Time‌ بیشتر نباشد.

سرعت دانلود: سرعت دریافت اطلاعات از سرور را مشخص می‌کند. عدد بزرگ‌تر مطلوب‌تر است. این همان «پهنای باند دریافت» شماست.

سرعت آپلود: سرعت ارسال اطلاعات به سرور را مشخص می‌کند. عدد بزرگ‌تر مطلوب‌تر است. این همان «پهنای باند ارسال» شماست. معمولا بیشتر ارتباطات اینترنتی را طوری تنظیم می‌کنند که سرعت دانلود بیشتر از سرعت آپلود است.

نکته مهم: واحد پهنای باند بیت بر ثانیه است که با نماد b/s یا bps نمایش داده می‌شود. یعنی در هر ثانیه چه تعداد bit (اطلاعات دیجیتال با مقدار صفر یا یک) منتقل می‌شود. معمولا برای اعداد بزرگ از کیلوبیت بر ثانیه (Kb/s) به معنی «۱۰۲۴ بیت بر ثانیه» و مگابیت بر ثانیه (Mb/s) به معنی «۱۰۲۴ کیلوبیت بر ثانیه» استفاده می‌شود.

ولی توجه داشته باشید که سرعت دانلود و آپلود را در نرم‌افزارهای دانلود با واحدِ بایت بر ثانیه یا همان B/s (‌با حرف B بزرگ) نمایش می‌دهند، که هر ۸ b/s برابر با ۱ B/s است، ازاین‌رو زمانی که می‌گوییم سرعت دانلود ۱۰۰ KB/s است، یعنی پهنای باند دریافتی ۸۰۰ Kb/s است.

چه عواملی می‌توانند باعث شوند سرعت و کیفیتِ ارتباط اینترنت شما کمتر از مقدار واقعی آن باشد؟

۱. برنامه‌های دیگری در پس‌زمینه در حال استفاده از اینترنت باشند‌

· به‌طورکلی دانلود یا آپلود هم‌زمان باعث می‌شود سهم کمتری از ارتباط اینترنتی به نرم‌افزار تست سرعت اختصاص پیدا کند.

· نرم‌افزارهای ضدویروس معمولا به‌طور خودکار و دوره‌ای اطلاعات خود را با استفاده از اینترنت به‌روزرسانی می‌کنند.

· سایر نرم‌افزارهای نصب‌شده روی کامپیوتر یا موبایل هم ممکن است برای به‌روزرسانی اقدام به دانلود کنند.

· گاهی برنامه‌های مخرب یا ویروس‌ها هم می‌توانند عامل آپلود و دانلود اطلاعات در اینترنت باشند.

· توصیه می‌کنیم همیشه برنامه Anti-Virus و Firewall مناسب روی سیستم خود داشته باشید. با این کار امنیتِ اتصال اینترنتی خود را تضمین و از قرار گرفتن اطلاعات شخصی خود در معرض خطر جلوگیری می‌کنید.

برای این‌که نتیجه تست سرعت شما صحیح‌تر باشد، بهتر است در ساعت‌های مختلف شبانه‌روز تست را تکرار کنید. می‌توانید به‌طور موقت نرم‌افزار ضدویروس و سایر برنامه‌ها را از حالتِ به‌روزرسانی خودکار خارج کنید. فراموش نکنید که بعد از انجام تست سرعت، تنظیمات نرم‌افزار ضدویروس را به حالت خودکار برگردانید.

۲. دستگاه‌های دیگری (کامپیوتر، موبایل، تبلت، تلویزیون…) به اینترنت وصل باشند و هم‌زمان از یک سرویس اینترنت استفاده کنند‌

زمانی که چند کاربر به‌طور مشترک از یک سرویس اینترنت استفاده می‌کنند، احتمال دارد هم‌زمان با انجام تست سرعت، دستگاه دیگری در حال استفاده از اینترنت باشد. در این مواقع نتایجی که دریافت می‌کنید درواقع بخشی از سرعت واقعی سرویس اینترنت شماست.

برای جلوگیری از این حالت سعی کنید ارتباط اینترنتی تمام دستگاه‌های دیگر را موقتا قطع کنید و تنها با یک دستگاه به اینترنت وصل شوید و اقدام به تست سرعت کنید.

۳. سیگنال WiFi دریافتی شما از مودم ضعیف باشد

اگر از مودمِ WiFi برای اتصال بی‌سیمِ کامپیوتر یا موبایل خود به اینترنت استفاده می‌کنید، قدرت سیگنال دریافتی از مودم و وجود نویز هم می‌تواند یکی از عوامل تاثیرگذار روی سرعت و کیفیت اتصال اینترنت شما باشد. به‌ویژه دریافت سیگنال زیر ۵۰٪ می‌تواند علاوه بر کاهش سرعت دانلود و آپلود، زمان پینگ شما را هم طولانی‌تر کند.

برای رفع این مسئله بهتر است تا جایی که سیگنال دریافتی شما به ۱۰۰٪ برسد به مودمِ بی‌سیم خود نزدیک شوید، یا به جای اتصال بی‌سیم، دستگاه خود را از طریق کابل به مودم وصل کنید.

۴. سیگنال دریافتی شما از آنتن تلفن همراه ناپایدار یا ضعیف باشد

اگر از سیم‌کارت خود برای اتصال به اینترنت استفاده می‌کنید، سیگنال آنتن موبایل مستقیما روی سرعت ارتباط شما تاثیرگذار است. به همین دلیل ممکن است نتیجه‌ی تست سرعت از سرعت واقعی اختصاص یافته به شما کمتر باشد.

برای به دست آوردن تقریب بهتری از سرعت اتصال خود، بهتر است تست را در مکان‌ها و زمان‌های مختلف تکرار کنید.

 اگر میانگین سرعت دریافتی شما کمتر از نیمی از سرعت سرویسی است که خریداری کرده‌اید و ISP نیز به شما اعلام کرده است و یا خود شما شک کرده‌اید که مشکل از نویز خط است حتما ادامه‌ی مقاله را مطالعه کنید تا با این اصلاح و میزان مناسب نویز خط آشنا شوید.

برای مشاهده‌ی موارد اعلام‌شده در این مقاله باید به IP مودم که در پشت آن نوشته‌شده و معمولا ۱۹۲.۱۶۸.۱.۱ است را در مرورگر کامپیوتر خود وارد کنید و بعد نام کاربری و رمز عبور را وارد کنید. (اگر تغییراتی در رمز عبور ایجاد نکرده باشید، نام کاربری admin و رمز عبور نیز به‌صورت پیش‌فرض admin است، برای اطمینان حتما پشت مودم خود را نگاه کنید و این دو عبارت را مشاهده کنید).

در قسمت Status مودم خود همانند شکل زیر می‌توانید SNR، SNR margin و Line attenuation را مشاهده کنید. تعریف این عبارات و مقدار صحیح آن‌ها در ادامه توضیح داده‌شده است. (در مودم‌های مختلف ممکن است که هر سه عبارت SNR، SNR margin و Line attenuation را نمایش ندهد)

 

SNR و line attenuation چیست و چه تاثیری بر سرعت ADSL دارد؟

توضیح DSL Noise margin / SNR

نویز (دسی‌بل) در ارتباطات به معنای ترکیبی از دخالت ناخواسته‌ی سیگنال‌های منبع است، مانند تداخل، دخالت فرکانس‌های رادیویی، اعوجاج و غیره است.

SNR یا Signal-to-noise ratio نسبت سیگنال به نویز، یعنی نسبت سیگنال (اطلاعات اصلی) و نویز پس‌زمینه (سیگنال‌های ناخواسته) است:

SNR = signal / noise

SNR زیر ۶ دسی‌بل بسیار بد است و مشکلات همگام کردن به وجود آورد

۷dB-۱۰dB خوب به نظر می‌رسد، اما زیاد مناسب نیست.

۱۱dB-۲۰dB خوب است، اما ممکن است مشکلات همگام کردن به وجود آورد.

۲۰dB-۲۸dB بسیار خوب است.

۲۹dB یا بالاتر بسیار عالی است.

برخی اوقات SNR margin نیز به‌صورت SNR نوشته می‌شود.

SNR margin یا noise margin تفاوت بین SNR حقیقی و حداقل SNR ای که برای همگام‌سازی سرعت به آن نیاز دارید است. واحد آن نیز دسی‌بل است. SNR margin عموما به‌اشتباه به جای SNR به کار گرفته می‌شود. برخی روترهای NAT عبارت SNR margin را به‌صورت SNR می‌نویسند.

برای محاسبه‌ی SNR margin:

اگر SNR واقعی = ۴۵db

SNR به همگام‌سازی در ۸Mbit/s = ۳۵db

SNR margin= ۴۵-۳۵ = ۱۰ دسی‌بل

هرچه نسبت SNR به SNR margin بالاتر باشد، سیگنال دریافتی قویی‌تر و صاف‌تر است و نویز پس‌زمینه نیز بسیار کم است. هرچه SNR margin بیشتر باشد، اتصال شما پایدارتر است. برخی اوقاتinterleaving  باعث کاهش نویز و درنتیجه افزایش SNR margin می‌شود.ممکن است برخی مسائل باعث افت margin شوند، مانند مدیریت زمان در مودم شما و ممکن است این موضوع اصلا دیده نشود.برخی از روترهای DSL، SNR و SNR margi را به‌صورت دو مقدار کاملا جدا نمایش می‌دهند. همان‌طور که گفته شد هرچه SNR margin بالاتر باشد، قدرت سیگنال بیشتر است.

هرچه شما از مرکز مخابراتی دورتر باشید، SNR کم‌تر و attenuation بالاتری خواهید داشت. حتی در ساعات پرترافیک این مشکل بدتر نیز خواهد شد.

 DSL line attenuation چیست و مقدار مناسب آن چقدر است؟

 Line attenuation یا میرایی خط، مقیاسی است از کاهش سیگنال از DSLAM تا مودم شما.

این یک مقیاس برای فاصله است. هرچه دسی‌بل کمتر باشد، مقیاس بهتر خواهد بود. میرایی به‌صورت لگاریتمی عمل می‌کند و هر ۳db قدرت سیگنال دریافتی را نصف می‌کند.

 ۲۰dB و کمتر بسیار عالی است

۲۰dB-۳۰dB عالی است

۳۰dB-۴۰dB خیلی خوب است

۴۰dB-۵۰dB خوب است

۵۰dB-۶۰dB بسیار بد است و ممکن اتصال شما را نیز با مشکل روبه‌رو کند.

۶۰dB یا بالاتر بسیار بد از و حتی ممکن است اتصال شما را قطع کند.

برای اینترنت ADSL۲/۲+ حدود ۱۵-۲۰dB برای ADSL۱ مقدار ۲۵-۳۰dB مناسب است. در ادامه مقدار تقریبی از میرایی خط را مشاهده می‌کنید.

سرعت قابل‌دسترسی برحسب مسافت:

Less than ۱km = ۲۴Mbit

۱.۰km = ۱۳.۸۱dB = ۲۳Mbit

۱.۵km = ۲۰.۷dB = ۲۱Mbit

۲.۰km = ۲۷.۶dB = ۱۸Mbit

۲.۵km = ۳۴.۵dB = ۱۳Mbit

۳.۰km = ۴۱.۴dB = ۸Mbit

۳.۵km = ۴۸.۳dB = ۶Mbit

۴.۰km = ۵۶dB = ۴Mbit

۴.۵km = ۶۲.۱dB = ۳Mbit

۵.۰km = ۶۹dB = ۲Mbit

شاید علاقه داشته باشید تا از SG DSL Speed Calculator استفاده کنید.

SNR margin و Attenuation ممکن است در ADSL۱ و ADSL ۲ با یکدیگر به دلیل نوع کابل، فیلترها و غیره تفاوت داشته باشند. حتی اگر در یک مودم استفاده شوند. این موضوع ممکن است به دلیل استفاده از فرکانس حقیقی در حال استفاده باشد و نه بر اساس فرکانس در دسترس در حال حاضر.

 اگر SNR، SNR margin و Line attenuation در محدوده اعلام‌شده نبود، ابتدا اتصالات سیم‌کشی منزل را بررسی کنید. سیستم‌های دو رشته مخصوص تلفی به‌راحتی از پس سرویس اینترنت ۱۶ مگابیت نیز برمی‌آیند و نیازی به استفاده از سیم‌های CAT۵ و CAT۶ نیست، این سیم‌های گران‌قیمت و روکش‌دار برای سرعت‌های گیگابیتی مورداستفاده قرار می‌گیرند.

ضمنا حتما تمام مراحل بالا را از ابتدای ورودی منزل نیز بررسی کنید (دقیقا محلی که کابل مشکی تلفن وارد منزل شما می‌شود و بعد سیم‌کشی منزل شما شروع می‌شود). با مقایسه‌ی اعداد موجود در محل کار حاضر مودم و دقیقا در ابتدای سیم‌کشی منزل، می‌توانید به این مهم پی ببرید که آیا مشکل از سیم‌کشی منزل شما است یا مشکل از طرف ISP است.

نظر شما در ارتباط با این موضوع چیست؟

[ad_2]

لینک منبع

هزینه‌ها و تجهیزات راه‌اندازی اینترنت 2 گیگابیتی (2Gbps)

[ad_1]

 از زمان‌های گذشته من از طریق BBS و دایل آپ به اینترنت دسترسی داشته‌ام. اتصال به اینترنت قبل از DSL به این معنا بود که باید مراقب می‌بودید تلفن را برندارید؛ زیرا این کار باعث قطع اتصال شما به اینترنت می‌شد. هنوز برخی اوقات به یاد شنیدن صدای دایل آپ می‌افتم.

 کام‌کست از سال ۲۰۱۵ اینترنت ۲ گیگابیتی خود را با نام «مولتی گیگ» راه‌اندازی کرد (در حال حاضر نام این سرویس Gigabit Pro است). من این اینترنت را می‌خواستم و در یک سال گذشته بارها و بارها با کام‌کست تماس گرفتم و از آن‌ها سوال کردم که آیا فیبر نوری را به محل زندگی من آورده‌اند یا خیر. من در جنوب کالیفرنیا در سن خوزه زندگی می‌کنم و این شهر در نقشه‌های کام‌کست به‌عنوان محل بعدی که قرار بود فیبر نوری ارائه شود قرار داشت.

 یک ماه و نیم قبل من با کام‌کست تماس گرفتم تا از به‌روزترین اطلاعات محل ارائه‌شده‌ی فیبر نوری اطلاع پیدا کنم.  کام‌کست پاسخ داد: «بله در محل زندگی شما فیبر نوری ارائه‌شده است»، بلافاصله من پاسخ دادم: «همین الان این سرویس را می‌خواهم.»

پس از پذیرفتن هزینه‌ی ۱۰۰۰ دلاری برای راه‌اندازی این سرویس، کام‌کست به من گفت راه‌اندازی این سرویس هشت هفته زمان می‌برد. این مدت طولانی برای بررسی خانه من، قرار دادن فیبر نوری و تنظیمات و راه‌اندازی این سرویس است.

بازرسی به‌راحتی انجام شد. تکنیسین قصد داشت محل قرارگیری فیبر و محل قرارگیری تجهیزات را بررسی کند. یک هفته بعد از بازرسی، چند نفر با یک دستگاه برای بررسی خطوط فعلی تلفن به محله و خانه من آمدند و خبر بدی به من اعلام کردند. تمام خطوط در اطراف خانه و محله من بدون هیچ روکشی و مستقیما در خاک قرارگرفته‌اند. این موضوع برای فیبر نوری اصلا مناسب نیست و فیبر باید در حفاظ باشد تا از مشکلات احتمالی جلوگیری شود. به تغییرات عمده در این قسمت نیاز است.

box

جعبه کابل قدیمی دیگر کارایی ندارد و باید تعویض شود

 این تغییرات به چند روز زمان نیاز دارد و برای سوراخ‌کاری زیر سطح به مجوز از شهرداری نیاز است. من کمی نگران شدم؛ اما اگر واقعا برای اینترنت با سرعت بالای فیبر نوری نیاز به مجوز است، هر کاری که باید انجام بگیرد، انجام دهید.

 تغییرات از هفته‌ی بعد، دقیقا پس از یافتن محل مناسب برای عبور دادن محافظ آغاز شد. محل قرارگیری کابل برق و لوله گاز در خیابان به‌وسیله‌ی رنگ مشخص شد تا برای سوراخ‌کاری صدمه‌ای به این خطوط وارد نشود. صدمه به خطوط گاز بسیار خطرناک است.

street

توضیح رنگ‌ها: زرد: گاز، صورتی: برق، نارنجی: کابل تلفن و تلویزیون

 چند روز پس از علامت زدن خطوط روی زمین، تعداد زیادی از تکنسین‌ها برای سوراخ‌کاری آمدند. ۱۲ نفر تکنسین همراه با یک ماشین بسیار بزرگ برای شروع کار آمدند.

ماشین بسیار بزرگ دریل افقی از کمپانی دیچ ویچ


drill

ایجاد سوراخ افقی برای عبور محافظ

 برای قرار دادن محافظ در زیر زمین، به یک دریل افقی نیاز است و با یک وسیله دیگر محل قرارگیری دقیق مته‌ی این دریل را به‌صورت مداوم بررسی ‌کنند تا مسیر را اشتباه نرود. یک نفر با دریل کار می‌کند و دیگری دستگاه بررسی مسیر را در دست دارد. در هنگامی‌که مته می‌چرخد، نازلی آب را اسپری می‌کند تا هم مته خنک شود و هم خاک اطراف مته خیس شود و راحت‌تر سوراخ‌کاری انجام شود.
monitoring

بررسی محل دقیق مته به‌وسیله‌ی دستگاه

 محافظ دقیقا چگونه قرار می‌گیرد؟ به تصویر زیر نگاه کنید.

conduct

قرار دادن محافظ در زمین (دقیقا در محل سوراخ‌کاری شده)

 پس از سوراخ‌کاری، محافظ به مته متصل و درحالی‌که مته از زیر زمین بیرون کشیده می‌شود، محافظ را نیز با خود به زیر می‌کشد و محافظ در زیر زمین قرار می‌گیرد. این تیم حدود ۵۰۰ متر محافظ در زیر زمین قراردادند، سه روز تمام کار کردند و چندین سوراخ در زمین ایجاد کردند و درنهایت پیاده‌رو جلوی خانه من را خراب کردند تا محافظ را تا نزدیک خانه من بیاورند. واضح است که تمام این تجهیزات و سوراخ‌کاری‌ها و تمامی این کنده‌کاری‌ها فقط و فقط برای من یک نفر بود؛ ولی خوشبختانه هیچ‌کدام از همسایه‌ها شکایتی نداشت و موضوع به‌خوبی و خوشی به پایان رسید.
crew

افراد بیشتر، ماشین بیشتر، محافظ بیشتر


technical

تکنسین‌ها مشغول کار هستند

 این‌همه کار برای یک خانه بسیار زیاد است؛ اما جعبه مخصوص فیبر نوری که در پیاده‌روی خانه من نصب‌شده است، به دو خانه دیگر نیز امکان استفاده از این سرویس می‌دهد (آن‌ها هرکدام به‌تنهایی یک سیم مخصوص به خود خواهند داشت). این موضوع اصلا مقرون‌به‌صرفه نیست، هرچند تا مدت‌های بسیاری فقط من هستم که از فیبر نوری استفاده خواهم کرد.

 قرار دادن فیبر نوری

 پس از چند روز کنده‌کاری، سوراخ‌کاری و سروصدا، محافظ در محل خود قرار گرفت و کار برای ادامه آماده‌ شده است. متاسفانه محل کنده‌کاری‌ها با آسفالت سیاه پوشانده شد و این موضوع به‌وضوح قابل‌مشاهده است. البته اهمیتی ندارد، تمام این کارها برای فیبر نوری است.

 یک شرکت دیگر که مسئول قرار دادن فیبر نوری در داخل محافظ بود، به محله ما آمد. فیبر نوری در یک ماسوره بسیار بزرگ پیچیده شده بود و با چرخاندن آن ماسوره توسط ماشین و قرار دادن فیبر به‌صورت دستی در داخل محافظ، کار ادامه پیدا کرد. به این دلیل که طول محافظ کمتر از یک مایل بود، به‌راحتی فیبر را در داخل آن قرار دادند. بعدها متوجه شدم که این فیبرها از شرکت کرنینگ است، همان شرکتی که گوریلا گلس را می‌سازد.

fiber

ماسوره فیبر نوری


box

جعبه‌ی فیبر نوری در خارج از خانه من نصب‌شده است.


terminal box

ماژول فیبر که به سه خانه اجازه‌ی استفاده از فیبر نوری می‌دهد. (دو خط برای هر خانه).


cable

سیمی که از ماژول به سوی خانه من کشیده شده است.


fiber

«فیبر از پیش متصل شده» ساخته‌شده به‌وسیله‌ی شرکت کرنینگ

 به یک لوله نیاز بود تا از فیبر نوری در خارج از خانه من محافظت کند. جعبه ترمینال فیزیکی شبکه نوری ONT در خارج از خانه من نصب می‌شود، خطوط ثابت نوری را به ترمینال باکس متصل می‌کند و فیبر کوچک‌تر به داخل خانه راه پیدا می‌کند.

pipe

لوله‌ی فولادی از فیبر در برابر عوامل خارجی محافظت می‌کند.

 فیبر نوری به یک کانکتور SC-APC منتهی می‌شود. در حقیقت دو خط به خانه من راه دارند، یکی برای upstream و دیگری برای downstream.

 پس از اتمام کار تیم فیبر نوری، تیم متصل‌کننده‌ی فیبر به خانه من آمدند. وظیفه‌ی این تیم متصل کردن فیبرهای نوری به یکدیگر بود. خوشبختانه بیشتر فیبرهای نوری در خارج از خانه به کانکتور متصل بودند که به کار بسیار سرعت می‌بخشید؛ اما برای خانه باید فیبرها را با دستگاه متصل می‌کردند.

 با استفاده از دستگاهی که fusion arc splicer نامیده می‌شد، دو سر فیبر از طریق پلاسما به یکدیگر جوش داده می‌شدند. در یک‌لحظه قوس الکتریکی اعمال می‌شد و دو سر فیبر به یکدیگر متصل می‌شدند. بعد دستگاه، «سیگنال ازدست‌رفته» در این اتصال را اندازه‌گیری می‌کرد و باید میزان آن کمتر از ۰.۰۰۹ دسی‌بل می‌بود. اگر اتصال ضعیف بود و باعث از دست دادن سیگنال می‌شد، دوباره از اول تمام مراحل را طی می‌کردند تا به یک اتصال مطمئن برسند. پس از اطمینان از صحت اتصال دو فیبر، محل اتصال به‌وسیله‌ی یک محافظ که آن را با گرما در محل قرار می‌دادند، محافظت می‌شد.

تجهیزات متصل‌کننده


solidered

Fusion arc splicer، به نقطه اتصال در وسط دستگاه دقت کنید.

 چند روز پس‌ازاینکه تیم اتصال کار خود را تمام کرد، تیم نصب به خانه من آمد. هیچ روتر خانگی در بازار وجود ندارد که اینترنت ۲Gps را پوشش دهد، بیشتر آن‌ها نهایتا یک گیگابیت را پوشش می‌دهند. پورت اترنت مادربرد، روتر و حتی وای فایی که شما استفاده می‌کنید، نهایتا یک گیگابیت را پوشش می‌دهند.

router

این یک روتر معمولی نیست، ۱۰ هزار دلار قیمت دارد.

 برای سرعتی که من می‌خواستم، کام‌کست به من Juniper Networks ACX2100 enterprise 1U را پیشنهاد داد که باید روی یک قفسه نصب می‌شد. ACX2100 توسط خود کام‌کست استفاده می‌شود و یک روتر خانگی CPE نیست. تیم نصبی که در خانه من بود، گفت تابه‌حال این روتر را در یک خانه شخصی ندیده است. آیا شما قصد خرید ACX1200 دارید؟ قیمت آن حدودا ۱۰ هزار دلار است.

 در این لحظه نصب و تغییر خطوط تمام‌شده بود و ادامه‌ی کار توسط من انجام می‌شد. من به‌سرعت محاسبه کردم که کام‌‌کست چه میزان برای من یک نفر هزینه کرده است. با توجه به میانگین هزینه‌ی ۵۰ دلار در هر ساعت برای هر نفر، تجهیزات استفاده‌شده و روزهای کاری صرف شده، تقریبا در حدود ۱۰ سال برای کام‌کست زمان می‌برد تا هزینه‌هایی که برای من صرف کرده است (از طریق هزینه‌ی سرویس) جبران کند. من حتی سعی کردم از کام‌کست سوال کنم میزان دقیق هزینه‌ها چقدر است؛ اما آن‌ها گفتند این موضوع محرمانه است. آن فرد فقط به من گفت زمان کمتری از آنچه من حساب کردم طول می‌کشد تا هزینه‌ها به شرکت برگردد.

technical

متخصصان کام‌کست در حال بررسی قدرت و طول‌موج سیگنال‌ها هستند.

 مراحل نهایی

 شما نمی‌توانید از حداکثر سرعت اینترنت دو گیگابیتی خود استفاده کنید درحالی‌که اترنت ۱۰Gbps با یک کابل SFP+ ندارید. کانکتورهای RJ45 متعلق به گذشته هستند و در این سرعت‌ها کارایی ندارند. خوشبختانه خانه من در حال حاضر به‌وسیله‌ی همین سیم‌های ۱۰ گیگابیتی سیم‌کشی شده است و من نیز یک سوئیچ ۱۰ گیگابیتی با پورت SFP+ دارم. تمام چیزی که من برای راه‌اندازی این سرویس نیاز داشتم، یک روتر/فایروال بود که از سرعت ۱۰ گیگابیت پشتیبانی کند (علاوه بر فایروال نرم‌افزاری، نوع سخت‌افزاری آن نیز وجود دارد).

router

pfSense در بالا و سوئیچ ۱۰ گیگابیتی در پایین قرار دارد.

خوشبختانه pfSense firewall appliance از نت گیت، هم قیمت روتر ۱۰ گیگابیتی سیسکو نیست که حدودا ۵۰۰۰ تا ۹۰۰۰ دلار قیمت دارد. مشکل آنجا است که Netgate pfSense SG-2440 فقط یک گیگابیت را پوشش می‌دهد. من به تجهیزاتی احتیاج داشتم که بتواند ۲ گیگابیت بر ثانیه را پوشش دهد. درنهایت توانستم Netgate XG-1541 را بیابم که می‌تواند ۲ گیگابیت بر ثانیه را پوشش دهد. XG-1541 به دو پورت Chelsio T520 10G مجهز شده است و قیمت آن ۲۸۴۸ دلار است؛ بااینکه این قیمت هنوز  برای افراد معمولی زیاد است؛ اما برای اتصال فیبر نوری ۲ گیگابیت بر ثانیه الزامی است. دلیل استفاده از XG-1541 دسترسی به پورت‌هایی با سرعت بیشتر از ۱ گیگابیت بر ثانیه است. XG-1541 به‌صورت پیش‌فرض از دو پورت ۱۰ گیگابیتی اینتل بهره می‌برد؛ اما این پورت‌ها برای کابل‌های مسی هستند. من به پورت‌های SFP+ برای فیبر نوری نیاز دارم.
port

پورت نوری ۱۰ گیگابیتی

 پورت‌های SFP+ از چند نوع ورودی و خروجی پشتیبانی می‌کنند:

مسی، یک‌حالته، لیزری چندحالته و کابل Twinax مسی مستقیم متصل شده. به این دلیل که کام‌کست از یک ورودی فرستنده/گیرنده نوری چندحالته استفاده می‌کند، من نیز مجاب به استفاده از آن شدم.

چرا pfSense؟ من مستقیما به سراغ بهترین فایروال در بازار رفتم. نرم‌افزار این فایروال رایگان است و با چند قطعه شما می‌توانید نسخه فیزیکی نیز ایجاد کنید. pfSense یکی از بهترین روتر/فایروال‌هایی است که در بازار وجود دارد.

ویژگی‌های pfSense بسیار زیاد و طولانی است و شما می‌توانید مواردی پیدا کنید که در روترهای معمولی یافت نمی‌شوند. pfSense فقط یک روتر معمولی نیست، بلکه به شما اجازه‌ی کنترل کامل روی اطلاعاتی که از شبکه‌ی اینترنت وارد یا خارج از کامپیوتر می‌شود، می‌دهد. همچنین از طریق Add-ons شما می‌توانیدبه pfSense قابلیت‌های بیشتری نیز اضافه کنید.

یادگیری این بحث بسیار طولانی و پیچیده است؛ اما اگر شما بخواهید و علاقه داشته باشید، می‌توانید این موضوع را یاد بگیرید. من علاقه دارم  تمام اطلاعاتی را که از طریق اینترنت وارد یا خارج از کامپیوترم می‌شود، کنترل کنم. اگر شما به ۱۰ گیگابیت بر ثانیه نیازی ندارید و یا پورت‌های آن را ندارید، می‌توانید بهNetgate نگاهی بیاندازید. این وسیله مصرف برق پایینی (در حدود ۷ وات) دارد و کوچک‌تر از pfSense است. 

switch

Netgate مدل XG-1541

 مشخصات فنی Netgate مدل XG-1541:

  • Intel Xeon D-1541 ۸-core 2.1GHz :CPU
  • 16GB DDR۴ UDIMM :RAM
  • Intel 535 Series 120GB M.2 : SSD
  • 2x Intel i350-AM2 1Gbps ports :Network
  • 2x 10GBASE-T 10Gbps copper ports :Network
  • Chelsio T-520-SO-CR 2-port 10Gbps SFP+ expansion: Network
  • Dedicated IMPI port, Serial port, VGA port, BMC

این یک فایروال واقعی است. XG-1541 می‌تواند از هشت میلیون اتصال در آن واحد پشتیبانی کند.

این فایروال از بسیاری از کامپیوترهای خانگی قدرتمندتر است و برای اطمینان از عملکرد از SSD اینتل سری ۵۳۵ استفاده می‌کند.

XG-1541 به دلیل قرارگیری در یک جعبه کوچک، بسیار پر سروصدا است و اصلا برای اتاق خواب یا محل کار مناسب نیست. سرعت فن خنک‌کننده‌ی CPU آن به ۱۵ هزار دور بر دقیقه می‌رسد. اگر تمایل داشتید می‌توانید این فن را تعویض کنید.

 تنظیم pfSense به‌عنوان روتر و فایروال بسیار راحت است. کام کست نام این سرویس را «مترو اترنت» گذاشته است، این سرویس یک خط کاملا اختصاصی است. پهنای باند تضمین‌شده است و هیچ محدودیتی برای حجم استفاده‌شده در اینترنت وجود ندارد. من برای سرویس ۲ گیگابیتی خود یک IP اختصاصی دریافت کردم. متاسفانه یکی از پورت‌های سیم مسی جعبه Juniper می‌بایست ۱ گیگابیت (Upstream and Downstream) را بر عهده می‌داشت، درحالی‌که سرویس من ۲ گیگابیتی است. پس من باید دو خط گیگابیتی و یک خط یک گیگابیتی را فراهم می‌کردم.
dashboard

داشبورد pfSense که به شما اختیار تام برای کنترل شبکه را می‌دهد.

 خوشبختانه Netgate XG-1541 می‌تواند دو خط را پوشش دهد. با کمک PfSence من می‌توانستم یک خط ۱ گیگابیتی را برای پشتیبانی قرار دهم. من حتی از یک شبکه‌ی خصوصی بهره گرفتم تا سیستم را مستقیما به محل کار متصل کنم.

 من مشکل دریافت/ارسال را برای اینترنت بالای ۱ گیگابیت حل کردم؛ اما مشکل اینجا است که چگونه از شش پورت ۱۰ گیگابیتی برای اتصال وسایل دیگر به اینترنت ۲ گیگابیتی خود استفاده کنم؟ باید یک سوئیچ ۱۰ گیگابیتی تهیه کنم.

D-Link DXS-۱۲۱۰-۱۲TC یکی از سوئیچ‌های ۱۰ گیگابیتی با قیمت مناسب موجود در بازار است، قیمت آن تنها ۱۵۰۰ دلار است که برای ۱۰ گیگابیت قیمت زیادی نیست.

D-Link این سوئیچ را بسیار مناسب ساخته است. این سوئیچ به‌راحتی در قفسه قرار می‌گیرد و به‌اندازه‌ای بی‌سروصدا است که می‌توان آن را در خانه استفاده کرد. البته DXP در حالت شروع به کار به‌سرعت ۱۵ هزار دور بر دقیقه می‌رسد؛ اما بعد سرعت فن کاهش پیدا می‌کند. تابه‌حال خود من صدای بسیار زیادی از آن نشنیده‌ام.

port

تمام پورت‌های مسی و نوری ۱۰ گیگابیتی است

 DXS-۱۲۱۰-۱۲TC یک سوئیچ دولایه است، یعنی پردازنده‌ی مخصوص برای روتر دارد. این موضوع باعث افزایش عملکرد و کاهش زمان تاخیر می‌شود. سوئیچ‌های دولایه بر روی آدرس MAC کار می‌کنند و نه بر روی آدرس IP.

برخی از مشخصات این محصول:

  •  8×10 GBASE-T copper ports
  • 2x10 SFP+ optical ports
  •   2x10GBASE-T/SFP+ combo ports

ظرفیت سوچینگ

کابل‌های شبکه برای 10GBASE-T

  • (CAT-6 (30m max
  •  (CAT-6A or CAT-7 (۱۰۰m max

port

نمای نزدیک پورت‌ها، ۱۰ پورت مستقل و ۲ ترکیبی

 این پورت‌ها ۱۰ گیگابیتی و دو پورت آخر نیز ترکیبی و از نوع RJ45/SFP+ هستند. به این معنا که یا باید از RJ45 استفاده کنید یا از SFP+ اما امکان استفاده از هر دوی آن‌ها نیست. یک سوئیچ شبیه DXS-1210-12TC برای افرادی که قصد استفاده از سیم مسی دارند، نیاز است. CAT5a کافی به نظر می‌رسد، اما برای سرعت ۱۰ گیگابیتی، CAT6 توصیه می‌شود.

 به‌غیراز بحث سخت‌افزاری، DXS-1210-12TC قابلیت‌های زیادی به‌عنوان یک سوئیچ در اختیار دارد. VLANs بسیار کارآمد است، بخصوص در سرویسی که کام‌کست ارائه می‌دهد. DXS-1210-12TC می‌تواند هر دو سرویس ۱ و ۲ گیگابیتی را به‌صورت مستقل از یکدیگر پوشش دهد. البته من از این قابلیت استفاده نکرده‌ام، اما شاید در آینده از آن استفاده کردم.

feature

 اگر به قابلیت‌های بسیار نیاز دارید، D-Link DXS-۱۲۱۰-۱۲TC نیاز شما را برآورده می‌کند.


رابط وب DXS-1210

 D-Link راه‌های زیادی برای مدیریت DXS-1210-12TC در نظر گرفته است و من روش مدیریت از طریق رابط وب را انتخاب کردم. شما می‌توانید تمام قابلیت‌های سوئیچ مانند کلاس سرویس، کیفیت سرویس و VLANs یا استفاده از پورت ترکیبی را مدیریت کنید. من ارتباط دو واحد ۱۰ گیگابیتی NAS را با یکدیگر آزمایش کردم و به‌سرعت انتقال ۹۹۴ مگابیت بر ثانیه رسیدم. (سرعت پایین درایو ذخیره‌سازی باعث گلوگاه می‌شود.)

پس از نصب و سیم‌کشی قطعات، من برای ادامه‌ی کار آماده شدم. مسیر به این صورت است:

Juniper ACX1200 router -> Netgate XG1541 -> D-Link DXS-1210-12TC -> clients

و نمای کلی آن به شکل زیر است:

این سیستم از Google Fiber نیز سریع‌تر است.


rack

تغییر فرستنده و گیرنده چندحالته به فرستنده و گیرنده‌ی لیزری یک‌حالته

 تمام تجهیزات من به باتری پشتیبان مجهز شده‌اند.

ممکن است از خود سوال کنید: «این سیستم بسیار بزرگ است و من اصلا تمایل ندارم چنین سیستمی در اتاق خودم داشته باشم». کام‌کست از شما می‌پرسد که این تجهیزات را در کجای منزل شما قرار دهد و معمولا گاراژ را به شما پیشنهاد می‌دهد؛ اما من ترجیح می‌دهم همه‌چیز در دسترس و نزدیک من باشد.

 جعبه سفید در انتهای قفسه jumper box است، دقیقا محلی که فیبر نوری از خارج از خانه به داخل می‌آید. به دلیل حساسیت بالا این قطعه در داخل جعبه قرارگرفته است. معمولا تجهیزات به این بزرگی در خارج از خانه و تحت عنوان optical network terminal قرار می‌گیرند.

نقطه پرش شبیه شکل زیر است:

port

فیبر نوری اولیه

 این سیستم چقدر سریع است؟

 شما با یک اینترنت ۲ گیگابیت بر ثانیه چه کار می‌کنید؟ دقیقا هر کاری که بخواهید. برخی اوقات حتی بازی‌ها باید دانلود شوند، همانند تصویر زیر:

gta

دانلود ۶۴.۱ گیگابایت در کمتر از ۴ دقیقه، شبکه‌ی استیم واقعا سریع است

 در حالت عادی، تعداد سرویس‌های کمی هستند که بتوانند از تمام ظرفیت اینترنت ۲ Gbps استفاده کنند. گوگل و آمازون می‌توانند از این سرعت استفاده کنند اما باقی سرویس‌دهنده‌ها خیر.

 اگر شما هم از سرویس بک آپ آنلاین Backblaze استفاده می‌کنید، حتما می‌خواهید بدانید این سرویس چقدر سریع است. معمولا آن‌قدرها هم سریع نیست، به این دلیل که تعداد فایل‌های اگر بسیار زیاد باشد، حتی اگر حجم آن‌ها پایین باشد، باز هم به کندی منتقل می‌شوند؛اما انتقال یک فایل حجیم بسیار سریع‌تر خواهد بود.

استیم تقریبا توانست از حداکثر سرعت اینترنت من استفاده کند. من سعی کردم یک نسخه از Grand Theft Auto ۵ را دانلود کنم که حجم آن بیش از ۶۴ گیگابایت بود و دانلود آن برای من ۳ دقیقه و ۵۲ ثانیه زمان برد. این سرعت حتی بسیار سریع‌تر از سرعت کپی همین فایل از یک فلش از طریق USB است و حتی از حالت تئوری ۲Gbps هم ۱۰ درصد سریع‌تر است.

speed test

کندی در انتقال به دلیل disk buffering است. (سرعت نوشتن دیسک پایین‌تر از سرعت اینترنت است)

بعد از چند مرتبه سعی و خطا برای پیدا کردن سرور مناسب از Speedtest.net که بتواند سرعت اینترنت من را نشان دهد، درنهایت مجبور به استفاده از تست سرعت Google Fiber شدم.

ابتدا سرعت اینترنت محل کار من را مشاهده کنید:

speed test

سرعت اینترنت محل کار من

 سرعت اینترنت سرویس جدید و اینترنت خانگی من:

speed test

اینترنت خانگی من

 این اینترنت بسیار سریع است. شاید سریع‌ترین اینترنت ایالات‌متحده نباشد؛ اما باز هم بسیار سریع است. فقط تعداد بسیار کمی سرویس وجود دارد که اینترنت ۱۰ گیگابیتی ارائه می‌دهند. EPB در شهر چاتانوگای ایالت تنسی با ماهی ۳۰۰ دلار اینترنت ۱۰ گیگابیتی ارائه می‌دهد، دقیقا همان هزینه‌ای که من برای سرویس ۲ گیگابیتی خود از کام‌کست پرداخت می‌کنم. سرویس‌دهنده‌ی دیگری به نام US Internet اینترنت ۱۰ گیگابیتی را با قیمت ۳۰۰ دلار و یا ۲.۵ گیگابیتی را با قیمت ۱۰۰ دلار در ماه ارائه می‌دهد، دقیقا یک سوم هزینه‌ای که من در سن خوزه پرداخت می‌کنم.

سرویس‌های گیگابیتی در نقاط محدودی ارائه می‌شود و سرویس ۱۰ گیگابیتی به‌ندرت ارائه می‌شود. البته اگر این سرویس به شهر ما بیاید حتما از آن استفاده خواهد کرد.

۱۰G چه اندازه سریع است؟ شما به یک NVMe PCIe SSD نیاز دارید (شبیه SSD-های سری 750 Intel) تا بتوانید با همان سرعتی که دانلود می‌کنید، اطلاعات را روی درایو ذخیره کنید. با این سرعت GTA5 در کمتر از ۱ دقیقه دانلود می‌شود، البته اگر استیم بتواند این سرعت را پوشش دهد.

 اگر شما از سرویس‌های دیگر کام‌کست استفاده می‌کنید، با یک تماس می‌توانید این سرویس را سفارش دهید، البته اگر در شهر شما این سرویس ارائه شود.

comcast map

خطوط سبز فیبر نوری آماده‌به‌کار را نشان می‌دهد.

 بیایید این اینترنت را با سایر کشورها مقایسه کنیم. در سنگاپور اینترنت فیبر نوری ۲ Gbps با سرعت ۱ Gbps آپلود، تقریبا با ۵۲ دلار آمریکا قابل تهیه است. Google Fiber در آمریکا ۷۰ دلار به ازای هرماه قیمت دارد؛ اما نقاط تحت پوشش آن بسیار محدود است. کابل‌های DOCSIS 3.1 با DOCSIS 3.0 در حال تعویض هستند تا اینترنت پرسرعت به تمام مردم تعلق بگیرد؛ اما سرعت آپلود آن‌ها ۵۰ Mbps باقی خواهد ماند.

 هیچ شکی نیست که اینترنت گیگابیتی در یک دو سال آینده فراگیر خواهد شد. از مودم‌های دایل آپ چند سال گذشته به سرویس‌های ۵۰ تا ۱۰۰ مگابیتی رسیده‌ایم و بیشتر مردم از این سرعت‌ها استفاده می‌کنند و در آینده نیز بیشتر مردم از اینترنت گیگابیتی استفاده خواهند کرد. اینترنت من ۲۰۰ هزار برابر دایل آپ سرعت دارد.

حتی ۱۰۰ برابر سریع‌تر از اینترنت ۲۰ مگابیتی است. وقتی در مسافرت‌ها مجبور به استفاده از اینترنت ۵ مگابیتی می‌شوم، واقعا برایم غیرقابل‌تحمل است و نمی‌دانم مردم چگونه با این سرعت کنار می‌آیند. البته شاید در ۱۰ یا ۲۰ سال آینده، اینترنت گیگابیتی نیز بسیار کند به نظر برسد.

آیا اینترنت ۲ Gbps ارزشش را داشت؟ حداقل برای من بله. آیا گران‌قیمت است؟ بستگی به محل زندگی شما دارد، اگر در خاور دور زندگی می‌کنید، حتما این اینترنت بسیار ارزان خواهد بود، البته فیبر نوری این روزها در حال گسترش است.

سؤال بهتر اینکه آیا این اینترنت به من کمک می‌کند که بهتر بازی کنم؟ معمولا به‌جز دایل آپ، باقی سرویس‌ها برای بازی زیاد مشکلی ایجاد نمی‌کنند و فقط در حالتی مشکل ایجاد می‌شود که افراد دیگری در خانه شروع به استفاده از اینترنت کنند.

آیا این اینترنت محدودیت حجمی دارد؟

Google Fiber محدودیت حجمی ندارد؛ اما بسیاری از ISP‌-ها محدودیتی ۳۰۰ گیگابایتی به ازای هرماه برای استفاده از اینترنت گذاشته‌اند و تا آنجا که من اطلاع دارم برای فیبر نوری محدودیتی وجود ندارد. دانلود GTA5 به‌راحتی می‌تواند حجم محدود شما را تمام کند، اگر محدودیت حجمی وجود داشته باشد.

سرعت اینترنت من در حال حاضر بیشتر از ۹۹/۹۹ درصد از مردم ایالات‌متحده است و حتی شاید در کل دنیا.

نظر شما در مورد این مطلب چیست؟

[ad_2]

لینک منبع

تحول عظیم جدید اپل و بی‌ توجهی همگان به آن

[ad_1]

اپل چندی پیش از پدیده‌ی بزرگ بعدی در دنیای فناوری رونمایی کرد، اما هیچ‌کس متوجه آن نشد.

کاملا واضح است که ۲۰۱۷ سالی خواهد بود که با شروع آن، الکسا دستیار مجازی آمازون موفقیت بزرگ خود را آغاز خواهد کرد و از یک محصول در حال رشد به یک وسیله اصلی با کاربرد روزمره تبدیل خواهد شد.

در حالی که مایکروسافت و مخصوصا گوگل، آشکارا استراتژی‌های رقابتی خود را مشخص کرده‌اند (حتی سامسونگ و بایدو نیز متوجه اهمیت این مسئله در بازار شده‌اند)، یک غول بزرگ به طرز قابل ملاحظه‌ای از باقی رقبا عقب افتاده است؛ اپل، باارزش‌ترین کمپانی دنیا و معروف به اینکه دیرتر از بقیه پا به عرصه هر رقابتی می‌گذارد.

در حالی که اخیرا اپل دستیار صوتی خود سیری را درون تلویزیون‌هایش قرار داده است، این کمپانی از فعالیت روی یک رقیب مستقیم برای اکو (اسپیکر صوتی) آمازون سخن می‌گوید؛ محصولی که ظاهرا بسیار پیشرفته‌تر از هر چیزی است که تا به حال دیده‌ایم، برای مثال احتمال وجود یک دوربین تشخیص چهره برای شناسایی فرد مورد نظر در آن. زمانی که این محصول آماده استفاده شود، سیری ۵ ساله اپل را در یک رقابت رو در رو با الکسا قرار خواهد داد.

زمان به‌سرعت حرکت می‌کند. هر محصولی از اسپیکر صوتی سازگار با الکسا تا لامپ رشته‌ای، ترموستات، یخچال و اتومبیلی که مردم امروزه خریداری می‌کنند، به‌احتمال زیاد تا سال‌ها قصد تعویض آن را نخواهند داشت. به این معنی که این بازار بااهمیت در حال حاضر انتخاب خود را برای خریداران کرده است، بدون توجه به اینکه اپل چه چیزی در چنته خواهد داشت.

در همین زمان، وال‌استریت نگران‌تر از همیشه است، چرا که اپل در مسیر گذار فناوری از صفحات لمسی به واقعیت افزوده، واقعیت مجازی و البته دستیارهای صوتی مجهز به هوش مصنوعی مثل اکو در حال عقب افتادن از رقبا است. مهم‌تر از این مسئله، آیفون بزرگ‌ترین محصول اپل نیز نشانه‌هایی از کاهش فروش را تجربه می‌کند.

اما در سپتامبر گذشته، زمانی که اپل هدفون‌ بی‌سیم خود، ایرپاد را معرفی کرد، از چیپ W1 نیز رونمایی کرد، یک فناوری کوچک برای ارتقاء صدای بلوتوث که اقدامی مهم در تحول بزرگ بعدی اپل محسوب می‌شود. این چیپ در حال حاضر در دسترس ما است و قرار است در ماه‌ها و سال‌های پیش رو، اثرگذاری بزرگی از خود نشان دهد.

امازون اکو

W1 دقیقا چیست؟

چیپ W1 فناوری جدید اپل است که استفاده‌ی بسیار کاربردی‌تری از فناوری بلوتوث خواهد داشت. این چیپ برای اولین بار در ایرپاد (به قیمت ۱۵۹ دلار) و هدفون‌ بی‌سیم Beats Solo3 (به قیمت ۲۹۹ دلار) ظاهر شد.

در هر صورت ایرپاد، هدفون‌ Beats Solo3 و دیگر دستگاه‌‌های مجهز به W1، هدفون‌هایی با استاندارد بلوتوث محسوب می‌شوند. آن‌ها با گوشی‌‌های اندروید، کامپیوترهای شخصی یا بلک‌بری یا هر وسیله دیگری که شما بخواهید، درست مشابه هر دستگاه بلوتوث دیگری به‌راحتی کار می‌کنند. اما معجزه‌ی اصلی زمانی رخ می‌دهد که شما یک هدست W1 را با یک آیفون، آیپد، ساعت اپل یا مک استفاده کنید.

در ابتدا، باید این هدست را کنار آیفون یا آیپد آنلاک شده خود روشن کنید. سپس، دکمه کانکت یا اتصال را فشار دهید. حالا هدست به‌صورت خودکار با هر ابزار الکترونیکی دیگری از اپل که در حساب آی‌کلاد شما ثبت شده باشد جفت می‌شود. جابجایی از آیفون به مک و برعکس تنها نیازمند یک کلیک خواهد بود.

چیپ W1 اپل از مزیت‌های دیگری نیز بهره‌مند است. زمانی که شما در حال استفاده آن با یک ابزار اپلی هستید، محدوده‌ی بسیار وسیعی را با هدفون Beats Solo3 تضمین می‌کند؛ من قادر بودم در حالی که تلفن همراهم در اتاق خواب در حال شارژ شدن بود، تمام خانه کوچکم را بدون از دست دادن صدا جارو کنم. بهتر از آن، W1 از نوعی تکنیک بهینه‌سازی جادویی برای افزایش طول عمر باتری استفاده می‌کند.

دستگاه بعدی مجهز به W1 که تقریبا در مورد آن می‌دانیم، ایربادهای سلامتی BeatsX هستند که تابه‌حال  تأخیر زیادی هم داشته‌اند. در ماه‌های پیش‌ رو از سال جدید منتظر ورود هدفون‌های بیشتری مجهز به W1 به بازار هستیم که اغلب و نه همه‌ی آن‌ها توسط اپل و شرکت زیرمجموعه آن بیتس تولید خواهند شد.

وایرلس بیتس

این مسئله برای اپل به چه معنی خواهد بود؟

چیپ W1 در ابتدای کار، پیشرفتی بزرگ برای اپل محسوب می‌شود؛ این فناوری به شرط داشتن تمام ابزارهای اپلی، امکاناتی جالب، متفاوت و کاربردی برای شما فراهم می‌کند. تجربه کاری با چیپ W1 نه‌تنها فکر داشتن یک گوشی اندروید را از من دور کرد (این نظرات از قول نویسنده‌ی متن اصلی نقل شده است)، بلکه باعث شد بعد از یک سال و نیم کار با ویندوز ۱۰ مایکروسافت، زمان بسیار بیشتری با مک سپری کنم.

بنابراین اپل کاری را به انجام رسانده است که هیچ گوشی اندروید یا لپ‌تاپ ویندوزی در این مسئله توان رقابت با آن ندارد. این همچنین به معنی باز شدن دری به دنیایی است که افراد می‌توانند از این به بعد، هدفون‌های خود را تنها با فشار یک دکمه با سیری اپل هماهنگ و استفاده کنند.

این مسئله به‌نوبه‌ی خود به این معنی است که اپل در مقابل رقیب در همه جا حاضر خود؛ الکسا، در آیفون‌ها و آیپدهایی که بیش از یک میلیارد نفر صاحب آن‌ها هستند و هدفون‌های بی‌سیمی که اپل به‌شدت مشتاق گسترش آن‌ها است، حضور دارد.  به عبارت دیگر، W1 تمام قطعات پازل اپل را در کنار هم جفت‌وجور می‌کند، از سیری به بیتس و به آیفون، به شیوه‌ای جدید که قبلا هرگز امکان‌پذیر نبوده است.

موانعی نیز البته بر سر راه وجود دارند، سیری به‌خوبی توانایی اجرای فرمان‌های ساده را دارد؛ اما از آنجایی که اپل در زمینه‌ی استراتژی در حال ظهور خانه‌ی هوشمندش بسیار محتاط بوده است، سیستمش به‌عنوان ابزاری خانگی به‌ خوبی و بی‌نقصی اکوسیستم الکسای آمازون نیست. با این حال، سیری سازگاری کاملی با اپلیکیشن‌های معروفی مثل اوبر، ونمو، اسکایپ و اپلیکیشن پیام‌گیر تلفن همراه برای خواندن پیغام‌های شما دارد.

سیری

همچنین به‌عنوان یک امتیاز مثبت برای اپل، باید اشاره کنیم که در حال حاضر تنها سیری قابلیت کنترل سرویس استریم موسیقی اپل و موسیقی‌های دانلود شده شما را دارد. به بیان دیگر، حرکت فناوری به سوی کنترل‌های صوتی ظاهرا تأثیر فوق‌العاده‌ای برای سرویس‌های اشتراکی اپل دارد؛ زیرا مردم همواره در پی بهترین و ساده‌ترین یکپارچگی بین وسایل خود هستند.

پیش به سوی آینده

می‌خواهیم همین‌جا بر اساس این دلایل به یک نظر نهایی برسیم؛ رقیبی که از سوی اپل برای اکو ارائه می‌شود، هرزمان که به بازار بیاید، از سیستم سیری استفاده نخواهد کرد؛ در عوض از بلوتوث و چیپ W1 برای اتصال مستقیم به آیفون و فراخوانی سیری از آنجا استفاده می‌کند. این شیوه‌ مشابه اکوی آمازون یا گوگل هوم خواهد بود؛ اما باید توجه داشت که از چیپ W1 با برد خیره‌کننده‌اش برای اتصال به تلفن همراه شما از هرجایی از داخل خانه بهره می‌برد. این اقدام باعث موفقیت اپل در نیازمند کردن شما به داشتن آیفون برای بیشترین بهره‌گیری از ابزارهایش می‌شود.

با نگاه به آینده، اگر اپل واقعا در حال کار روی واقعیت افزوده باشد که در واقع همه چنین فکر می‌کنند، سیری می‌تواند دستیار تمام‌نگاری یا هولوگرافی شما باشد و با هدفون‌های مجهز به W1 به همان صورتی که شما با آن صحبت می‌کنید، عمل می‌کند. گذشته از این‌ها، اگر قصد برقراری مکالمه با افراد مجازی داشته باشید، به تایپ کردن صحبت‌هایتان نیازی نخواهید داشت. در پایان، اگر بخواهیم واقعا دیوانه‌وار به موضوع نگاه کنیم، شایعه‌ی قدیمی اپل که به این زودی‌ها به واقعیت نخواهد پیوست، خودروی اپل است که با داشتن چیپ W1 درون خود، واقعا یک وسیله فوق‌العاده خواهد شد.

[ad_2]

لینک منبع

رگولاتوری سامانه‌ ارزیابی رضایتمندی مشترکان را راه اندازی کرد

[ad_1]

رگولاتوری سامانه‌ ارزیابی رضایتمندی مشترکان را راه اندازی کرد

سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی، سامانه‌ ارزیابی رضایتمندی مشترکان سرویس‌های فناوری اطلاعات از جمله اینترنت را راه‌اندازی کرد.

[ad_2]

لینک منبع

گوگل، دموکراسی و واقعیت در پس جستجوی اینترنتی (بخش دوم و پایانی)

[ad_1]

چارلی بکت (Charlie Beckett)، پروفسور علوم رسانه و ارتباطات در LSF می‌گوید:

کارشناسان مدت‌ها است این بحث را مطرح کرده‌اند که چندگانگی رسانه‌های خبری، از ضروریات جوامع دموکرات است. تنوع خوب است. نقد رسانه‌های اصلی حرکت رو به جلویی است. اما اکنون… این موضوع به شدت از کنترل خارج شده است. چیزی که تحقیق اولبرایت به ما نشان می‌دهد این است که این موضوع، فرآورده‌ی فرعی اینترنت نیست، و حتی این کار به دلایل تجاری نیز انجام نمی‌شود. انگیزه‌ی این کار ایدئولوژیک است، و توسط کسانی انجام می‌شود که از روی قصد سعی دارند تا ثبات اینترنت را از بین ببرند.

همین‌طور نقشه‌ی اولبرایت به ما نشان می‌دهد که چرا چنین نتایجی برای جستجوی عبارات خاصی در گوگل ظاهر می‌شوند. او به ما توضیح می‌دهد که کاری که وب‌سایت‌های محافظه‌کار دست‌راستی انجام می‌دهند، همان کاری است که وب‌سایت‌های تجاری انجام می‌دهند. آنها سعی می‌کنند با ترفندهایی خود را در سیستم «رتبه‌بندی سایت‌ها» در گوگل بالا بکشند. آنها الگوریتم گوگل را به بازی گرفته‌اند. این نقشه به ما نشان می‌دهد که آنها تا چه اندازه‌ در کار خود موفق بوده‌اند.

تحقیقات محققان دیگر نیز چنین نتیجه‌ای را نشان می‌دهد. وب‌سایت‌های جناح دست راست توانسته‌اند به خوبی حول موضوعاتی چون یهودیان، مسلمانان، هولوکاست، سیاهان و زنان مطالب خود را اشاعه دهند، بسیار موثرتر از آن چیزی که جناح لیبرال انجام داده است. اولبرایت می‌گوید:

در تحقیق خود، مکررا به این نتیجه رسیدم که این یک جنگ اطلاعاتی است.

اما چیزی که از این به بعد اتفاق خواهد افتاد بسیار ترسناک‌تر است. زمانی که از اولبرایت می‌پرسم که آیا این جریان قابل توقف است، جواب می‌دهد:

نمی‌دانم. مطمئن نیستم که آیا متوقف کردن این جریان ممکن است یا نه. این، یک شبکه است و بسیار قدرتمندتر از هر ابزار دیگری است. در واقع این شبکه به نوعی تبدیل به موجودی شده است که رفته رفته قدرتمندتر می‌شود.

هر چه افراد بیشتری در مورد یهودیان جستجو کنند، بیشتر با سایت‌های نفرت‌پراکنی مواجه می‌شوند، و هر چه بیشتر روی این سایت‌ها کلیک شود (چون که افرادی کمی هستند که به سراغ صفحه‌ی دوم نتایج جستجو می‌روند)، لینک‌های بیشتری از آنها منشعب می‌شود و ترافیک آن وب‌سایت‌ها بالا می‌رود و در صفحه‌ی نتایج جستجو بالاتر می‌روند. این یک حلقه‌ی اطلاعاتی کامل است و تنها یک نتیجه در پی دارد: تاکید روی این پیام که یهودی‌ها شرور هستند، زنان شرور هستند، اسلام باید نابود شود و هیتلر آدم خوبی بوده است.

جستجو در گوگل

این توده از وب‌سایت‌ها که اولبرایت در مورد آنها تحقیق کرده است، نوعی اینترنت در سایه هستند و البته عملکرد دیگری نیز دارند. آنها به غیر از این که ایدئولوژی جناح‌های تندرو را گسترش می‌دهند، به دنبال مانیتورینگ و تاثیرگذاری بر افرادی هستند که گذارشان به آن وب‌سایت‌ها افتاده است. او می‌گوید:

وقتی دنباله‌ی «تراکر» این وب‌سایت‌ها را گرفتم کاملا متحیر شدم. هر بار که شما یکی از پست‌های آنها را لایک می‌کنید یا به وب‌سایت آنها سر می‌زنید، شما را در سرتاسر اینترنت دنبال می‌کنند. این کار آنها را قادر می‌کند تا استخراج اطلاعات انجام دهند و با تاثیرگذاری بر شرکت‌هایی همچون Cambridge Analytica می‌توانند با دقت زیادی افراد را هدف تبلیغات خود قرار دهند، آنها را سراسر فضای اینترنت دنبال کنند و سپس هدف پیام‌های سیاسی کاملا شخصی‌سازی شده قرار دهند. این یک ماشین تبلیغاتی است. این ماشین با هدف قرار دادن افراد سعی می‌کند آنها را جذب ایده‌ی مد نظر کند. ما در این جا درجه‌ای از مهندسی اجتماعی را می‌بینیم که در هیج جای دیگری در جهان سابقه نداشته است. آنها مردم را به دام می‌اندازند و یک افسار احساساتی به آنها می‌بندند و دیگر رهایشان نمی‌کنند.

 Cambridge Analytica یک شرکت آمریکایی و مستقر در لندن است که دو کمپین Vote Leave و  کمپین رییس جمهور فعلی آمریکا Trump از تحلیل‌های اطلاعاتی این شرکت استفاده کرده‌اند. دومینیک کامینگز (Dominic Cummings)، مدیر کمپین خروج بریتانیا از اتحاده‌ی اروپا بعد از رفراندوم برگزیت تنها چند اعلامیه محدود صادر کرده است. او در جایی گفته بود:

اگر می‌خواهید که پیشرفت بزرگی در علوم ارتباطات رخ دهد، به نظر من باید فیزیک‌دان استخدام کنید.

استیو بانن (Steve Bannon)، بنیان‌گذار وب‌سایت Breitbart News  و هضو هیئت مدیره‌ی  Cambridge Analytica  است که اکنون به عنوان استراتژین ارشد ترامپ منصوب شده است. او اعلام کرده که شرکتش متعهد شده تا پیام‌های سیاسی دولت ترامپ را به مردم انتقال دهد. او ادعا کرده است که با استفاده از ۵ هزار مجموعه دیتا، شرکت او توانسته است تا پروفایل روانشناسی برای ۲۲۰ میلیون رای دهنده‌ی آمریکایی را تهیه کند. به تعبیر او تک‌تک تغییرات در عادات افرادی که هدف شرکت Cambridge Analytica هستند، دنبال می‌شود.

مارتین مور از کالج کینگز می‌گوید:

آنها به طور روزانه از ۴۰ تا ۵۰ هزار فاکتور تبلیغاتی استفاده می‌کنند تا نحوه‌ی پاسخ و بازخورد افراد را بررسی کنند. سپس بر مبنای آن بازخوردها، سیاست‌ها و استراتژی‌های خود را تغییر و تطبیق می‌دهند.

شرکت‌های تحلیل آمار و اطلاعات چون دسترسی وسیعی به اطلاعات اشخاص دارند و شبکه‌ی بسیار وسیع توزیع اطلاعات دارند به راحتی می‌توانند به کمپین‌ها کمک کنند تا قانون‌های موجود را دور بزنند.

اولبرایت عقیده دارد:

فعالیت‌ آنها کاملا غیرشفاف است، به گونه‌ای که می‌توانند مبالغ زیادی روی یک منطقه‌ی خاص، مانند یک شهر و حومه‌ی آن سرمایه‌گذاری کنند و پروژه‌ی تبلیغاتی خود را در آن جا پیش ببرند. شبکه‌ی وسیع اطلاعاتی، آنها را قادر می‌کند تا روی منطقه‌ای به شعاع ۵ کیلومتر تمرکز کنند. اخبار جعلی تنها ابزار آنها نیست. این شرکت‌ها توانسته‌اند راه‌هایی پیدا کنند تا قوانینی که ما به مدت ۱۵۰ سال است برای تضمین انتخابات آزاد و عادلانه توسعه می‌دهیم را دور بزنند.

آیا این هجمه‌ی تبلیغاتی پیچیده، و در حال حاضر قانونی، در همه‌پرسی انتخابات اثرگذار بوده است؟ در حال حاضر نمی‌دانیم. آیا تکنیک‌هایی که شرکت Cambridge Analytica به کار برد، باعث شد که ترامپ برنده‌ی انتخابات شود؟ باز هم باید بگوییم که نمی‌دانیم. همه‌ی این اتفاقات در تاریکی کامل روی می‌دهد. ما نمی‌دانیم که آیا آنها در حال استخراج اطلاعات شخصی ما به منظور اثرگذاری بر ما هستند یا نه. ما متوجه نیستیم که صفحات فیس‌بوکی که به صورت روزانه بازدید می‌کنیم، صفحات گوگل، و تبلیغاتی که در صفحات مختلف ظاهر می‌شوند و نتایج جستجو که به آنها بر می‌خوریم همگی با هدف تاثیرگذاری بر ما شخصی‌سازی شده‌اند. ما متوجه این موضوع نمی‌شویم چون چیزی برای مقایسه با آن نداریم، چیزی که دستکاری نشده باشد. ما در درون یک ماشین اطلاعاتی هستیم که نمی‌توانیم کنترل‌های آن را ببینیم و بیشتر اوقات اصلا نمی‌فهمیم که کنترل‌هایی وجود دارند.

ربکا مک‌کینون می‌گوید که بسیاری از افراد اینترنت را همانند هوایی که تنفس می‌کنیم و آبی که می‌نوشیم در نظر می‌گیرند. اینترنت ما را احاطه کرده است. ما از آن استفاده می‌کنیم و هیچ گاه آن را زیر سوال نمی‌بریم. او می‌گوید: اما این یک محیط طبیعی نیست. برنا‌نویسان، ‌مدیران و سردبیران و طراحان هستند که این محیط را می‌سازند. آنها انسان‌هایی هستند که تصمیمات را می‌گیرند.

اما ما نمی‌دانیم که آنها چه تصمیماتی می‌گیرند. گوگل و فیس‌بوک هیچ یک از الگوریتم‌های خود را به صورت عمومی اعلام نمی‌کنند. چرا ۹ نتیجه از ۱۰ نتیجه‌ی یافته شده برای جستجوی من در گوگل می‌گوید که یهودیان شرور هستند؟ ما نمی‌توانیم و هیچ راهی برای دانستن آن نداریم. فرانک پاسکوالی (Frank Pasquale) می‌گوید که سیستم آنها همچون یک جعبه‌ی تاریک است. او سیطره‌ی گوگل و فیس‌بوک بر دنیای اطلاعات را یک انحصار دوگانه می‌نامد. پاسکوالی رهبری جنبشی متشکل از دانشگاهیان را بر عهده دارد که به دنبال «مسئولیت‌پذیری الگوریتمی» هستند. او می‌گوید: ما باید ممیزی‌هایی بر روی این سیستم اعمال کنیم.  ما باید کاری کنیم که افراد مسئول در این شرکت‌ها پاسخگوی ما باشند. طبق «سند کپی‌رایت هزاره‌ی دیجیتال»، تمام شرکت‌ها در ایالات متحده موظفند تا سخنگوی در دسترس داشته باشند. این چیزی است که ما مي‌خواهیم. آنها باید به شکایات ما در مورد نفرت‌پراکنی، تبعیض و یکسونگری پاسخ دهند.

آیا یکسو‌نگری اطلاعاتی ویژگی ذاتی سیستم است؟ آیا این باعث نمی‌شود که نتایج جستجوی من تغییر کند؟ پاسکوالی می‌گوید:

در بسیاری از حیطه‌های اطلاعاتی یک‌سونگری و تبعیض دیده می‌شود. تبعیض اقتصادی و بازرگانی به طور وسیعی وجود دارد. وقتی شما به پرسنل این شرکت‌ها نگاه می‌کنید، افراد جوان و سفیدی می‌بیند که شاید آسیایی هم باشند، اما افراد سیاه‌پوست یا لاتینی در این شرکت‌ها پیدا نمی‌کنید و همین طور تعداد پرسنل زن در این شرکت‌ها به طرز معنی‌داری کم است. این مردان سفیدپوست و جوان و ثروتمند هستند که تصمیمات را می‌گیرند.

رابرت اپستین (Robert Epstein)، یک روانشناس مطالعاتی در انستیتوی آمریکایی «تحقیق رفتاری و فناوری» است که نویسنده‌ی همان تحقیقی است که مارتین مور در مورد آن با من صحبت کرد. (گفتنی است که گوگل از این تحقیق به شدت انتقاد کرده است) او به من نشان داد که چگونه‌ی قرار گیری و رتبه‌بندی نتایج جستجو روی الگوهای را‌ی‌دهی اثر می‌گذارند. او که از آن طرف تلفن با من صحبت می‌کند، در گوگل تایپ می‌کند آیا سیاهان (do blacks)… . اپستین توضیح می‌دهد:

این جا را نگاه کنید. من هنوز روی دکمه‌ای کلیک نکرده‌ام ولی گوگل صفحه‌ای پر از نتایجی مربوط به سوال احتمالی من گشوده است. ببینید در این نتایج چه دیده می‌شود: «آیا سیاهان جرم بیشتری مرتکب می‌شوند؟»؛ «آیا سیاهان در ورزش مهارت بیشتری دارند؟». گوگل دو پیشنهاد برای سوال احتمالی من مطرح کرده است، اما هیچ یک از این سوالات پیشنهاد شده به من عبارات پرجستجو نیستند. گوگل قبلا این کار را می‌کرد یعنی عبارات پرجستجو را به شما پیشنهاد می‌داد ولی اکنون آنها از الگوریتم دیگری استفاده می‌کنند که فاکتورهای دیگری را نیز در بر می‌گیرد. حالا بگذارید در یاهو و بینگ (bing) همین جستجو را انجام دهم. من الان در یاهو هستم و در صفحه‌ی جستجوی من هیچ چیزی در مورد «آیا سیاهان جرم بیشتری مرتکب می‌شوند؟» وجود ندارد و جالب این جاست که هیچ‌کس در این مورد از گوگل سوال نمی‌کند. گوگل صرفا به شما پیشنهاد ارائه نمی‌دهد. اینها پیشنهادات منفی هستند که بسته به عوامل مختلف می‌توانند بین ۵ تا ۱۵ کلیک بیشتر جذب کنند. همه‌ی اینها برنامه‌ریزی شده است. آیا امکان نداشت که برنامه‌ریزی به شکل دیگری انجام شود؟

مطالعات اپستین نشان می‌دهد که محتویات صفحه‌ی نتایج جستجو و نحوه‌ی قرار گیری نتایج بر نگرش و نظر مردم تاثیر می‌گذارد. در آزمایشات مخفی انجام شده در هند مشخص شد که نوع نتایج و نحوه‌ی قرار گیری آنها در صفحه‌ی نتایج بر نظر رای‌دهندگان تاثیر می‌گذارد.

اپستین توضیح می‌دهد:

عموم مردم در مورد اساسی‌ترین موضوعات موتورهای جستجو و تاثیر آنها چیزی نمی‌دانند. ما در مورد بزرگ‌ترین ماشین کنترل ذهن در تاریخ بشری صحبت می‌کنیم. و مردم اصلا متوجه وجود آن نیستند.

دیمین تامبینی (Damien Tambini)،‌ دانشیار موسسه‌ی اقتصاد لندن که در حوزه‌ی ضوابط رسانه فعالیت دارد، می‌گوید که ما هیچ گونه چارچوبی برای مواجهه با اثرات بالقوه‌ی کمپانی‌های بزرگ بر روند دموکراتیک جوامع نداریم. او اضافه می‌کند:

ما برای مواجهه با کمپانی‌های رسانه‌ای چارچوب‌های خاصی داریم. ما قوانین رقابتی شفافی داریم. اما این کمپانی‌ها اصلا مسئولیت نمی‌پذیرند. هیچ کسی نمی‌تواند گوگل و فیس‌بوک را مجبور کند تا چیزی را فاش کنند. عملکردهای ویراستاری مشخصی در فیس‌بوک و گوگل وجود دارد که توسط الگوریتم‌های پیچیده کنترل می‌شوند. آنها می‌گویند که کارها بر عهده‌ی ماشین است نه انسان‌ها. ولی مشخص است که این عملکردهای ویراستاری تنها مکانیزه شده هستند.

جان ناگتن (John Naughton)، از محققان دانشگاه کمبریج و ستون‌نویس روزنامه‌ی Observer می‌گوید که این شرکت‌ها از پذیرش مسئولیت‌های ویراستاری به شدت طفره می‌روند، با این حال می‌توانند به طور مستمر نتایج جستجو را دست‌کاری کنند و البته این کار را نیز می‌کنند.

کاملا واضح است که نتایج جستجو در مورد گوگل در خود گوگل بی‌طرفانه نیستند. این عبارت را در گوگل جستجو کردم: «آیا گوگل نژادپرست است؟» گوگل در یک باکس در بالای صفحه‌ی اول نتایج، مطلبی را نوشته است که پاسخ ما در آن پیدا می‌شود: «نه، گوگل نژادپرست نیست»

ناگتن می‌گوید:

بزرگی و پیچیدگی وجود دو شرکت بزرگ بین‌المللی که می‌توانند در هر زمینه از زندگی ما تاثیر بگذارند، سابقه نداشته است و از این رو ما حتی ابزار ذهنی لازم برای درک مشکلات پنهان در این حقیقت را در اختیار نداریم.

و البته ناگفته پیداست که این مسائل در آینده عمیق‌تر نیز می‌شوند. فیس‌بوک و به خصوص گوگل از پیشگامان هوش مصنوعی به شمار می‌روند. آنها خیلی چیزها را در آینده به دست خواهند گرفت. بقیه‌ی ما حتی نمی‌توانیم سوالاتی را که باید در مورد آنها بپرسیم را در یک قالب محسوس در آوریم. ناگتن توضیح می‌دهد:

سیاست‌مداران بلندمدت فکر نمی‌کنند. شرکت‌ها نیز بلندمدت فکر نمی‌کنند. آنها همیشه نگران وضعیت سه‌ماهه‌ی بعدی هستند. سپس در سویی دیگر ما نظریه‌پردازها و شرکت‌هایی همچون گوگل و فیس‌بوک را داریم. آنها به طور قطع بلندمدت فکر می‌کنند. آنها برای انجام دادن هر چیزی که بخواهند منابع، پول و جاه‌طلبی کافی را دارند.

ناگتن ادامه می‌دهد:

آنها می‌خواهند تک‌تک کتاب‌های دنیا را به صورت دیجیتال درآورند، این کار را انجام می‌دهند. می‌خواهند ماشین خودران بسازند، آن را انجام می‌دهند. بسیاری از مردم روزانه‌ خبرهای جعلی یا با سمت‌ و سوی خاصی را می‌خوانند، اگر به آنها بگویید که همه‌ی اینها بر ذهنیت و نگرش و رای شما در انتخابات اثر می‌گذارند، در جواب می‌گویند: «در کدام عالم به سر می‌بری؟» محض رضای خدا، این موضوع کاملا مشخص است، ولی بعضی‌ها شما را به خاطر گفتن آن مسخره می‌کنند. اینترنت جزو آن دسته از اختراعاتی است که انسان هنوز به طور کامل نتوانسته آن را درک کند. اینترنت، بستر بزرگ‌ترین آنارشی دنیا است. صدها میلیون انسان در هر دقیقه در دنیای آنلاین در حال ایجاد محتوای دیجیتال یا خواندن آنها هستند، دنیایی که هیچ قانون زمینی نمی‌تواند آن را محدود کند.

آیا اینترنت یک سرزمین پر از هرج و مرج بدون قانون است؟ آیا اینترنت یک آزمایش بزرگ روی انسان‌ها است که تبعات آن مشخص نیست؟ کدام کارشناس دیجیتال چنین سخن‌های آخرزمانی را می‌تواند بگوید؟ اریک اشمیت (Eric Schmidt)، سخنگوی گوگل این جملات را در سطرهای ابتدایی کتاب خود، عصر دیجیتال جدید (The New Digital Age) گفته است.

زاکربرگ

ما اینترنت را درک نمی‌کنیم. هیچ قانون خاکی نمی‌تواند جلوی آن را بگیرد. اینترنت در دستان دو شرکت بزرگ و قدرتمند است. اینترنت آزمایشگاه آنهاست. این تکنولوژی که زمانی قرار بود همه‌ی ما را از قید و بندها رها کند، شاید به ترامپ به پیروز در انتخابات کمک کرده است و شاید بر نظر مردم در همه‌‌پرسی برگزیت تاثیر گذاشته است. شبکه‌ای بزرگ از هجمه‌ی تبلیغاتی در اینترنت وجود دارد که مانند سرطان به همه‌ی ابعاد آن گسترش یافته است. این تکنولوژی، شرکتی مانند Cambridge Analytica را قادر کرده است که پیام سیاسی جذاب و مرتبط برای شما ارسال کند. آنها پاسخ‌های احساسی شما را می‌دانند و سعی دارند آنها را تحریک کنند. آنها می‌دانند که شما چه چیزی را دوست دارید، چه چیزی را دوست ندارید، کجا زندگی می‌کنید، چه می‌خورید، چه چیزی شما را می‌خنداند و چه چیزی شما را به گریه می‌اندازد.

قدم بعدی چیست؟ ربکا مک‌کینون در تحقیقاتش نشان داده است که رژیم‌های مستبد برای پیشبرد اهداف خود شکل اینترنت را تغییر می‌دهند. آیا چنین کاری را دره‌ی سیلیکون و ترامپ نیز انجام خواهند داد؟ آن طور که مارتین مور می‌گوید، رییس جمهور منتخب آمریکا مدعی است که بلافاصله بعد از اعلام پیروزی‌اش، یک تماس تلفنی از جانب تیم کوک (Tim Cook)، مدیر اجرایی ارشد اپل دریافته کرده است و او پیروزی‌ ترامپ در انتخابات را تبریک گفته است. مور می‌گوید:

این شرکت‌ها قطعا برای همکاری با سازمان‌های حکومتی آمریکا زیر فشار هستند.

 «روزنامه‌نگاری» در مواجه با این تغییرات شدید شکست خورده است و بعد از این نیز بدتر شکست خواهد خورد. پلت‌فرم‌های نوظهور بمبی زیر منبع درآمد آنها، یعنی تبلیغات گذاشته‌اند. منابع نشریات به شدت رو به کاهش است، میزان ترافیک سرازیر شده به وب‌سایت آنها به پلت‌فرم‌ها بستگی دارد. نشریات نمی‌دانند که در آزمایشگاه‌های آنها چه می‌گذرد، دسترسی آنها رفته رفته محدود می‌شود. این پلت‌فرم‌ها به مرور وارد دنیای فیزیکی نیز می‌شوند. هدف‌های بعدی آنها حوزه‌های سلامت، حمل و نقل و انرژی است و از آنجا که گوگل تقریبا انحصار جستجو را در اختیار دارد، می‌تواند به خود اجازه دهد که در مورد کنترل زیرساخت‌های فیزیکی جاه‌طلبی کند. گوگل اکنون دیتا و هویت ما را در اختیار دارد. اکنون اگر این شرکت وارد بخش‌های جدید شود، این کار چه تاثیری بر زندگی ما خواهد گذاشت؟

جولیا پاولز (Julia Powles)، محقق حقوق و فناوری در دانشگاه کمبریج، می‌گوید:

اکنون بین گوگل کردن «آیا یهودیان» و مواجه شدن با نتیجه‌ی «آیا یهودیان شرور هستند؟» فاصله‌ای وجود دارد. اما زمانی که شما وارد حوزه‌ی فیزیکی می‌شوید، این مفاهیم تبدیل به بخشی از ابزاری می‌شود که شما از آنها برای رفت و آمد در شهر یا نحوه‌ی استخدام افراد استفاده می‌کنید. تبعات این موضوع بسیار مهلک است.

پاولز در آینده‌ی نزدیک مقاله‌ای در مورد ارتباط شرکت DeepMind (شاخه‌ی هوش مصنوعی گوگل) با NHS (سرویس بهداشت ملی بریتانیا) منتشر خواهد کرد. وی عنوان می‌کند:

یک سال پیش، اطلاعات بهداشتی ۲ میلیون لندن‌نشین به شرکت DeepMind داده شد. همه‌ی سیاست‌مداران در این مورد سکوت کردند، همه‌ی ضابطان، تمام کسانی که در قدرت بودند، هیچ کدام از آنها چیزی نگفتند. این شرکت هیچ‌گونه تجربه‌ای در ارتباط با بهداشت ندارد ولی اکنون به طور بی‌سابقه‌ای به اطلاعات بهداشتی میلیون‌ها انسان دسترسی پیدا کرده است. تنها، هفت ماه طول کشید تا این مسئله آشکار شود، آن هم توسط روزنامه‌نگاران.

خبر منتشر شده این بود که DeepMind با همکاری NHS قصد دارد اپلیکیشنی توسعه دهد که بیماری‌های کلیوی را در مراحل ابتدایی آن تشخیص می‌دهد. در واقع هدف این همکاری نیز همین بود. اما به شعار جاه‌طلبانه‌ی DeepMind دقت کنید: «حل کردن آگاهی». اطلاعات بهداشتی ۲ میلیون انسان به محققان هوش مصنوعی سپرده شده است. این دسترسی برای آنها حکم گنج را دارد و ماموریت آنها در توسعه‌ دادن سرویسی مفید برای افراد، قدم مهمی برای گسترش نفوذ و قدرت آنها در زندگی ما محسوب می‌شود.

مرحله‌ی بعدی تحقیق، پیش‌بینی است. گوگل می‌خواهد بفهمد که شما چه چیزی می‌خواهید، حتی قبل از این که خودتان بفهمید. مارتین مور در این مورد می‌گوید:

این، مرحله‌ی بعدی است. ما داریم در مورد اشراف اطلاعاتی این غول‌های فناوری صحبت می‌کنیم، آنها می‌توانند با توسل به این علم لایتناهی، پیش‌بینی دقیقی انجام دهند. هدف آنها همین است. پیش‌بینی بیماری. این موضوع بسیار بسیار مشکل‌زا است، این موضوع تنها شروع فرآیندی با ابعاد مخفی‌تر و پیچید‌تر است.

در حدود بیست سال بعد از پیدایش گوگل، نظر ما در مورد این شرکت همواره تحت تاثیر بنیان‌گذاران جوان آن قرار داشته است. آنها مانند افراد سالخورده‌ی حریص به نظر نمی‌رسند. هدف فیس‌بوک آن طور که زاکربرگ می‌گوید یک شرکت معمولی بودن نیست:

هدف فیس‌بوک به سرانجام رساندن یک مسئولیت اجتماعی است، تا دنیا تبدیل به یک مکان باز و متصل به هم شود.

دانستن این که دونالد ترامپ چطور به این مسائل فکر می‌کند، بسیار جالب خواهد بود. بستر ارتباطی ترامپ همان پلت‌فرم‌های فناوری است که باعث به جلو راندن بهار عربی بودند؛ ارتباط برقرار کردن با نژادپرستان و بیگانه‌هراسان. فیس‌بوک و گوگل نیز در حال تقویت و ترویج بیشتر این پیام هستند و حتی جریان اصلی رسانه. فهم ما از این موضوع نیز تنها نقطه‌ای دیگر در نقشه‌ی اولبرایت است. او می‌گوید:

ما هر چه بیشتر با آنها بحث می‌کنیم، آنها بیشتر در مورد ما می‌دانند. همه‌ی این اطلاعات وارد یک سیستم چرخه‌ای می‌شوند. چیزی که ما الآن می‌بینیم بخشی دیگر از یک هجمه‌ی تبلیغاتی به هم پیوسته است.

همه‌ی ما مانند نقاطی در نقشه‌ی اولبرایت هستیم و همدستی ما در این جریان، زودباوری ما و اینکه تنها مصرف کننده باشیم نه یک شهروند پرسش‌گر، همگی بخشی ضروری از این فرآیند است. چیزی که در آینده اتفاق خواهد افتاد به ما بستگی دارد. توصیه‌ی مک‌کینون این است:

من می‌گویم که همه‌ی ما تا کنون بسیاور ساده‌‌لوح بوده‌ایم. ما باید بیشتر عیب‌جو باشیم و همه چیز را بر مبنای آن بررسی کنیم. شکی نیست که وضعیت فعلی ما بسیار بد است. اما ما، به عنوان بخشی از جامعه باعث به وجود آمدن این مشکل شده‌ایم و اگر می‌خواهیم به وضعیت بهتری برسیم و اکوسیستمی از اطلاعات داشته باشیم که به جای نابود کردن حقوق بشر و دموکراسی، به آنها ارزش قائل شود، در این صورت همه‌ی ما باید مسئولیتمان را قبول کنیم.

آیا یهودیان شرور هستند؟ چطور می‌خواهید به این سوال پاسخ دهید؟ این اینترنت ما است. اینترنت به فیس‌بوک و گوگل تعلق ندارد. به هجمه‌های تبلیغاتی تندروها تعلق ندارد. ما می‌توانیم دوباره صاحب اصلی اینترنت شویم.

[ad_2]

لینک منبع

گوگل، دموکراسی و واقعیت در پس جستجوی اینترنتی (بخش اول)

[ad_1]

موتورهای جستجو و به‌طور خاص گوگل این قدرت را دارند که از یک پدیده‌ی شرورانه، تصویری کاملا موجه و خوب پیش روی ما بگذارند.

نویسنده‌ی پایگاه گاردین طی یک گزارش مفصل به بررسی عملکرد گوگل در ارایه‌ی نتایج جستجو و میزان تطابق آنها با آنچه که در واقعیت روی می‌دهند‌، پرداخته است.

یکی از کارهای متداولی که ما انجام می‌دهیم جستجو در گوگل است. طی یک کار نه چندان معقول برای یک شب تعطیل، تصمیم گرفتم تا ۷ حرف را در جستجوی گوگل تایپ کنم. در واقع همه‌ی کاری که من انجام دادم این بود که ۷ حرف را در بخش جستجوی گوگل تایپ کردم. این حروف شامل دو کلمه‌ی (are) و (jews) بودند و به صورت عبارت are jews وارد شدند. گوگل از سال ۲۰۰۸، همواره تلاش کرده تا پرسش‌های محتملی را که شما قرار است از گوگل بپرسید را پیش‌بینی کند و انتخاب‌هایی را به شما به عنوان یک گزینه ارائه دهد. در مورد جستجوی من هم گوگل دقیقا همین کار را انجام داد. گوگل به من مجموعه‌ای از انتخاب‌‌های متشکل از پرسش‌هایی که احتمال پرسیده شدنش از جانب من وجود داشت را پیشنهاد داد. پرسش‌هایی مثل اینکه «آیا یهودی‌ها یک نژاد هستند؟» (are jews a race)، «آیا یهودی‌ها سفیدپوست هستند؟» (are jews white)، «آیا یهودی‌ها مسیحی هستند؟» (are jews Christians) و در نهایت هم این پرسش که «آیا یهودی‌ها شرور هستند؟» (?are jews evil).

آیا یهودی‌ها شرور هستند؟ در واقع موضوعی نبود که من هیچگاه فکر پرسیدنش از گوگل را هم در سر داشته باشم. من برای جستجو در مورد آن به گوگل مراجعه نکرده بودم؛ ولی در بین انتخاب‌ها وجود داشت. با انتخاب این پرسش، مجموعه‌ای از نتایج برای من ارائه می‌شود. به تعبیری این پرسش خود گوگل بود و نتایج هم همان پاسخ‌های گوگل برای سوال مطرح شده بودند. پاسخ این بود که «یهودی‌ها شرور هستند.». زیرا اثباتی برای مدعای فوق در صفحه‌ی نمایش من ارایه شده بود. تعداد پرشماری از صفحات و نتایجی که این حرف را مورد تایید قرار می‌دهد. از هر 10 مورد شاید 9 مورد در میان نتایج، فرض پرسش شده درباره‌ی یهودی‌ها را تایید می‌کردند. نخستین نتیجه مربوط به سایتی به نام Listovative است و عنوان آن هم عبارتست از «بررسی ۱۰ دلیل اصلی عامل تنفر مردم از یهودی‌ها». روی آن کلیک می‌کنم و در صفحه‌ی باز شده به چنین متنی بر‌می‌خورم:

امروزه یهودی‌ها توانسته‌اند بر بازارها، امور نظامی، پزشکی، فناوری، رسانه‌ها، صنایع، چالش‌های سینمایی و سایر زمینه‌ها احاطه پیدا کنند و از این رو با دنیایی مواجه هستند که به موفقیت‌های غیرمنتظره‌ی این مردم رشک می‌برد و …

نام گوگل با مفهوم جستجو گره خورده است. این کلمه در زبان انگلیسی حتی جایگاه یک فعل را نیز به دست آورده و گاهی اوقات اصطلاح گوگل کردن یا to Google را برای انجام جستجو در گوگل استفاده می‌کنند. گوگل کردن در واقع کاری است که همه‌ی ما انجام می‌دهیم؛ در همه‌ی لحظات و هر موقعی که بخواهیم درباره‌ی چیزی یاد بگیریم. این سایت دست کم در هر ثانیه تعداد ۶۳ هزار جستجو را مدیریت می‌کند و شمار این جستجوها در طول یک روز به ۵.۵ میلیارد می‌رسد. ماموریت گوگل به عنوان یک کمپانی و دورنمای اصلی تعریف شده برای آن همانطور که از روزهای نخست تشکیل کمپانی هم اعلام شده، این است که بتوانند اطلاعات موجود در دنیا را سازماندهی کرده و آنها را به صورت جهانی در دسترس عموم قرار دهند. مسلما گوگل تلاش می‌کند تا به شما بهترین و مرتبط‌ترین نتایج را ارائه دهد. در مورد مثال ما، سومین گزینه‌ی مناسب که دارای بیشترین ارتباط با are Jews… نیز به شمار می‌رفت، یک لینک متصل به مقاله‌ای از پایگاه stormfront.org بود که یک وب سایت در زمینه‌ی فعالیت‌های نئونازی‌ها است. پنجمین مورد هم مربوط به یک ویدیو در یوتیوب بود با عنوان «دلیل اینکه یهودی‌ها شرور هستند و دلیل اینکه ما با آنها دشمنیم.».

نتایج جستجوی گوگل

ششمین نتیجه‌ی ارایه شده هم مربوط به پاسخ‌های داده شده به سوال «چرا یهودی‌ها شرور هستند؟» در Yahoo Answers بود. نتیجه‌ی هفتم هم جمله‌ای به این شکل بود: یهودی‌ها ارواح شیطانی از دنیایی دیگر هستند.»؛ و در نهایت نتیجه‌ی دهم هم از سایتی با نام jesus-is-saviour.com بود و در آن اشاره شده بود که یهودیت آیینی شیطانی است!

در میان این ۱۰ مورد ارائه شده به عنوان بهترین نتایج، تنها یک نتیجه وجود داشت که دارای نقطه نظر متفاوتی با سایر موارد بود. این مورد به صورت مطلبی مرتبط با یک کتاب دانشگاهی بود و به سایت thetabletmag.com ارجاع داده شده بود. این سایت یک مجله‌ی یهودی است و متاسفانه دارای عنوان گمراه‌کننده‌ای نیز بود. پرسش مطرح شده در عنوان این سایت اینچنین بود: چرا هر فردی در دنیا به معنای واقعی کلمه از یهودی‌ها متنفر است؟

من دقیقا حس فردی را داشتم که از طریق یک کرم‌چاله وارد دنیای موازی دیگری شده باشد که در آن سفید به عنوان سیاه و خوب به عنوان بد تعریف شده باشد. از سویی هم چنین به نظر می‌رسد که ما با پیگیری این نتیجه از گوگل در واقع فقط خاکستر روی این آتش را کنار زده‌ایم. واقعیت این است که چنین مقاله‌هایی احتمالا برای مدت‌های زیادی وجود داشته‌اند و از یک جریان قدیمی‌تر سرچشمه گرفته‌اند. اما بر حسب اتفاق و تنها با چند کلمه‌ی کلیدی متفاوت‌تر روی لپ‌تاپ‌ها، تبلت‌ها یا گوشی‌های همراهمان با آن مطالب مواجه شده‌ایم. این سایت به هیچ عنوان یک کانون فعالیت مخفیانه‌ی نازی‌ها یا چیزی شبیه این نبود. در واقع سایت فوق تنها از دید ما مخفی مانده بود.

داستان‌ها و روایت‌های گوناگونی در مورد انتشار اخبار نادرست در فیس‌بوک در بخش‌های خاصی از فضای مطبوعات و رسانه‌ها برای چندین هفته در آستانه‌ی انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده مورد توجه قرار گرفته بود. اما به طور کاملا قابل دفاعی می‌توانیم بگوییم که وجود این نوع از اخبار در گوگل بسیار نامطلوب‌تر و نابکارانه‌تر است. فرانک پاسکول (Frank Pasquale) پروفسور علوم حقوقی در دانشگاه مری‌لند و یکی از شخصیت‌های پیشتاز آکادمیک از کمپانی‌های فعال در دنیای فناوری می‌خواهد که در این زمینه‌ شفاف‌تر و صریح‌تر عمل کنند. وی نتایجی از این دست را با تعبیر نتایج «بسیار عمیق و بسیار مشکل‌ساز» توصیف می‌کند.

وی اشاره می‌کند که در سال ۲۰۰۶ هم مشکل مشابهی در این زمینه پیش آمده بود. در آن هنگام اگر شما کلمه‌ی (Jew) را در گوگل تایپ می‌کردید، آنگاه نخستین نتیجه‌ی پیشنهاد شده به شما مربوط به سایت jewwatch.org بود و موضوع مطلب ارایه شده در آن هم مرتبط با «پیدا کردن و آشنایی با یهودیان مخوفی بود که زندگی شما را نابود می‌کنند» بود؛ در آن زمان هم اتحادیه‌ی ضد افترا این موضوع را پیگیری کرد و در نتیجه آنها یک پی‌نوشت به نتیجه‌ی جستجوی اصلی اضافه کردند؛ با این مضمون که «شاید نتایج این جستجو آزاردهنده باشند، اما باید در نظر داشت که این یک فرایند خودکار است.». اما واقعیت این است که با وجود انجام تلاش‌های زیاد و تحقیق‌های گسترده‌ی آنها درباره‌ی این مشکل، به نظر می‌رسد که وضعیت فعلی بسیار بدتر شده است.

بنیانگذاران گوگل

مارتین مور (Martin Moore) مدیر مرکز مطالعه‌ی رسانه‌‌ها، ارتباطات و توان در کینگز کالج لندن باور دارد که ترتیب‌بندی نتایج جستجو روی ذهنیت افراد تاثیر می‌گذارد. او مطالب زیادی در مورد تاثیر شرکت‌های بزرگ فناوری بر نگرش‌های سیاسی و مدنی مردم به رشته‌ی تحریر در آورده است. مور می‌گوید: تحقیقات آماری بزرگ و مهمی در خصوص تاثیر نتایج جستجو بر دیدگاه‌های سیاسی در حال انجام است. نحوه‌ی به نمایش درآوردن نتایج جستجو و نوع آنها لزوما روی نگرش‌های شما تاثیرگذار است. در این میان مشکل بزرگ‌تر از اخبار جعلی ناشی می‌شود. این کمپانی‌های بزرگ بسیار قدرتمند بوده و مصمم به دخالت در امور هستند. آنها اعتقاد دارند که در سیاست به صورت مثبت دخالت می‌کنند. آنها به تبعات این کار فکر نکرده بودند. این ابزارها قدرت زیادی در اختیار شما می‌گذراند، اما تبعات منفی نیز دارند. چنین ابزارهایی می‌تواند بعضی از اشخاص را قادر کند تا اقدامات خودخواهانه و تخریب‌گر انجام دهند.

گوگل مملو از دانش است. گوگل جایی است که شما در آن به دنبال دانش و اطلاعات می‌گردید و «یهودی‌های شرور» تنها اول ماجرا است. در گوگل «زنان شرور» نیز پیدا می‌شوند. من تصمیم گرفتم تا کلمه‌ی are و به دنبال آن women را تایپ کنم. گوگل دو سوال پیشنهادی را به من نمایش داد که اولین آنها این بود: آیا زنان شرور هستند؟ (are women evil?). دکمه‌ی اینتر را می‌زنم. بله، آن طور که گوگل می‌گوید زنان شرور هستند. هر یک از ۱۰ نتیجه‌ی نمایش داده شده به سوال فوق جواب مثبت می‌دهند، از جمله نتیجه‌ی اول از سایت sheddingoftheego.com که بخشی از متن داخل سایت در یک باکس در صفحه‌ی جستجو نمایش داده شده است. در این باکس نوشته شده است: در درون هر زن، درجه‌ای از گرایش‌های منفی وجود دارد. هر زن در درون خود کمی شرور است… زن‌ها عاشق مردان نمی‌شوند، آنها عاشق کارهایی می‌شوند که مردان حاضر هستند به خاطر آنها انجام دهند. به همین دلیل است که زنان جذب مردان می‌شوند، اما نمی‌توانند عاشق آنها باشند.

یهودی‌ها شرور هستند. مسیحیت باید ریشه‌کن شود. اما در مورد هیتلر چطور؟ بیایید آن را گوگل کنیم. می‌نویسم «آیا هیتلر بد بود؟» و عنوان اولین نتیجه‌ی گوگل این است: «۱۰ دلیل برای این که هیتلر انسان خوبی بود». روی لینک کلیک می‌کنم، در وب‌سایت نوشته شده است که «او هرگز نمی‌خواست تا یهودیان را بکشد»؛ « او دست به اصلاحات اجتماعی و فرهنگی زد»؛ «او نگران وضعیت یهودیان در کمپ‌های کار بود». از ۱۰ نتیجه‌ی نمایش داده شده در صفحه‌ی اول، ۸ مورد می‌گویند که هیتلر آن قدرها هم آدم بدی نبود.

دنی سولیوان سردبیر بنیان‌گذار وب‌سایت SearchEngineLand.com است. وی یکی از مطرح‌ترین و شناخته‌شده‌ترین کارشناسان حوزه‌ی جستجو و موتورهای جستجو به شمار می‌رود. از او می‌پرسم که آیا من ساده‌لوح هستم؟ آیا باید انتظار این را داشتم که چنین مطالبی در اینترنت وجود داشته باشد؟ او پاسخ می‌دهد:

نه شما ساده‌لوح نیستید. این موضوع وحشتناک است. این کار گوگل مانند این است که به کتابخانه بروید و از کتاب‌دار بخواهید به شما کتاب‌هایی در مورد یهودیت معرفی کند و او ۱۰ کتاب در مورد تنفر از یهودیت به دست شما بدهد. کاری گه گوگل می‌کند بسیار وحشتناک است. گوگل می‌تواند و باید بهتر عمل کند.

سولیوان اظهار تعجب هم می‌کند:

من فکر کردم که آنها از سال ۲۰۱۱ گزینه‌ی پیشنهاد کامل کردن اتوماتیک عبارت جستجو برای موضوعات مذهبی را متوقف کردند.

او سپس در رایانه‌ی خود در گوگل تایپ می‌کند: «آیا زنان…» و سپس می‌گوید:

خدای من! نتیجه‌ی بالایی را ببینید. چیزی که شما اشاره کردید اولین جواب پیشنهادی است. به این می‌گویند (اشاره به باکسی که در آن گوگل بخشی از متن اولین نتیجه‌ی جستجو را نمایش می‌دهد) جواب مستقیم. پیش‌فرض این است که این «جواب مستقیم» کاملا معتبر و غیرقابل‌بحث است. گوگل به شدت از این ویژگی حمایت کرده است.

سولیوان در مورد این جمله که «در هر زن، درجه‌ای از….» می‌گوید:

الگوریتم گوگل در این جا به طرز وحشتناکی اشتباه عمل می‌کند.

من در مورد این به ظاهر «سو‌‌ء عملکرد در کامل کردن اتوماتیک عبارت جستجو» با گوگل تماس گرفتم و پاسخی را که شنیدم این بود:

نتایج جستجو انعکاسی از محتوای سرتاسر فضای وب است. بنابرین ممکن است تعاریف و نظرات ناخوشایند در باب موضوعات حساس در بین نتایج جستجوی مرتبط با آن موضوع به نمایش دربیاید. این نتایج منعکس‌کننده‌ی نظرات و عقاید ما در گوگل نیست؛ ما به عنوان یک شرکت، به تنوع و گوناگونی نگرش‌ها، ایده‌ها و فرهنگ‌ها ارزش قائل هستیم.

البته گوگل تنها یک موتور جستجو نیست. اساس شرکت گوگل در ابتدا موتور جستجو بود. شرکت آلفابت، شرکت مادر گوگل، امروزه بیشترین تمرکز کارشناسان حوزه‌ی هوش مصنوعی در دنیا را دارد. این شرکت در حال گسترش فعالیت‌های خود به بخش‌های حمل‌ و نقل، سلامت و انرژی است و می‌تواند بهترین دانشمندان، فیزیک‌دانان و مهندسان دنیا را به خود جذب کند. این شرکت ده‌ها شرکت نوپای دیگر را خریداری کرده است، از جمله شرکت calio که ماموریت خود را «درمان مرگ» عنوان کرده بود و همین‌طور شرکت DeepMind که هدف آن «حل کردن آگاهی» است.

جالب اینجاست که گوگل بیست سال پیش وجود نداشت. زمانی که تونی بلر (Tony Blair) نخست‌وزیر شد، شما نمی‌توانستید او را در گوگل جستجو کنید، موتور جستجو آن زمان اختراع نشده بود. شرگت گوگل در سال ۱۹۹۸ تاسیس شد و فیس‌بوک تا سال ۲۰۰۴ وجود نداشت. بنیان‌گذاران گوگل یعنی سرگی برین (Sergey Brin) و لری پیج (Larry Page) تنها ۴۳ سال سن دارند. مارک زاکربرگ ۳۲ ساله است. تمام کارهایی که این اشخاص انجام داده‌اند و دنیایی که شکل جدیدی به آن بخشیدند تنها در یک چشم به هم زدن بوده است.

اما اکنون به نظر می‌رسد که مردم رفته‌رفته در مورد قدرت و وسعت اختیارات این غول‌های فناوری آگاه می‌شوند. از ربکا مک‌کینون (Rebecca MacKinnon)، مدیر پروژه‌ی «تدوین حقوق دیجیتال» در بنیاد New America می‌پرسم که آیا خشم ناشی از انتشار اخبار دروغ بود که باعث آگاهی مردم از خطر از دست رفتن حقوق شهروندیشان توسط شرکت‌ها شد؟ او پاسخ داد:

الآن شریط به نوعی عجیب به نظر می‌رسد. چون همه‌ی مردم اکنون می‌گویند که «گوگل و فیس‌بوک چقدر قدرت دارند»…

یکی از تخصص‌های مک‌کینون در مورد این موضوع است که چطور حکومت‌های مستبد از اینترنت به نفع خود بهره‌برداری می‌کنند. او می‌گوید:

داستان چین و روسیه و آن چه که با اینترنت انجام داده‌اند باید برای ما پندآموز باشد. در زمان بهار عربی به نظر می‌رسید که آدم‌های خوب جلو هستند، اما الآن اوضاع تغییر کرده و آدم‌های بد نیز اعلام حضور کرده‌اند. اکنون حامیان دموکراسی بیش از هر زمان دیگری از اینترنت بهره می‌برند، ولی مستبدان و مخالفان هم باتجربه‌تر و ماهرتر شده‌اند.

چند هفته پیش جاناتان اولبرایت (Jonathan Albright)، دانش‌یار علوم ارتباطات در دانشگاه الون (Elon University) در کارولینای شمالی، با انتشار تحقیق جامعی نشان داد که چطور وب‌سایت‌ها پیام خود در اینترنت را گسترش می‌دهند. او توضیح می‌دهد:

من لیستی از این سایت‌هایی که اخبار دروغ انتشار می‌دهند را تهیه کردم. در لیست اولیه‌ی من ۳۰۶ مورد وجود داشت. سپس با استفاده‌ از ابزاری شبیه آن چه گوگل استفاده می‌کند، به دنبال لینک‌های آنها گشتم و نقشه‌ی آن‌ها را ترسیم کردم. سپس نگاه کردم که این لینک‌ها به کجا ختم می‌شوند، بعضی از آنها به یوتیوب و فیس‌بوک ختم می‌شوند و بسیاری دیگر به یکدیگر ارجاع داده می‌شدند، میلیون‌ها لینک این چنینی وجود داشت… چیزی را که می‌دیدم نمی‌توانستم باور کنم.

اولبرایت می‌افزاید:

آنها برای خود یک وب ایجاد کرده‌اند که مطالبش را به وب ما نشت می‌دهد. این یک دسیسه نیست. یک شخص نمی‌تواند به تنهایی چنین کاری انجام دهد. یک سیستم گسترده از صدها وب‌سایت‌ وجود دارد که از همان حقه‌هایی استفاده می‌کنند که دیگر وب‌سایت‌ها استفاده می‌کنند. آنها روزانه هزاران لینک به سایت‌های مختلف می‌فرستند و در ترکیب با یکدیگر، سیستم بزرگی از اخبار جناح دست‌ راست را سازماندهی کرده‌اند تا حجمه‌ی تبلیغاتی وسیعی در سرتاسر فضای رسانه‌ای ایجاد کنند.

او ۲۳ هزار صفحه و ۱.۳ میلیون هایپر لینک با این مشخصات را شناسایی کرده است: فیس‌بوک تنها وسیله‌ای برای تقویت این سیستم است. وقتی شما به این قضیه به صورت سه‌بعدی نگاه می‌کنید، مانند یک ویروس به نظر می‌رسد و فیس‌بوک یکی از بسترهایی است که به گسترش سریع‌تر این ویروس کمک می‌کند. شما اینجا نیویورک تایمز را می‌بینید و آنجا واشنگتن پست را و ببینید که چه شبکه‌ی بسیار وسیعی آنها را احاطه کرده است. بهترین روش برای توصیف این شرایط، «اکوسیستم» است. این اکوسیستم، خارج از محدوده‌ی افراد به صورت منفرد است و فراتر از خبرهای پراکنده وسعت دارد‌. چیزی که این نقشه نشان می‌دهد توزیع شبکه است و شما می‌توانید ببینید که این اکوسیستم چگونه اکوسیستم خبری اصلی را احاطه کرده و در تنگنا قرار داده است.

وقتی از او می‌پرسم « مانند یک سرطان»، می‌گوید:

بیشتر شبیه ارگانیسمی که در حال رشد است و رفته رفته قدرتمند‌تر می‌شود.

[ad_2]

لینک منبع